سامانه جستجو قوانین




رای اصراری هيات عمومي ديوان عالي كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
راي شماره : 1750-22/4/45

راي اصراري هيات عمومي ديوان عالي كشور
عمده اعتراضات وكيل مدافع متهمان خدشه بنظردادگاه صادركننده حكم وماهوي است كه قابل طرح وامعان نظرتميزي نيست واعتراضاتي نيزكه بعنوان نقض پاره اي ازاصول محاكمات جزائي شده ،باتوجه به جهاتي كه مبناي صدور حكم واقع گرديده موثربنظرنمي رسدوچون ازحيث رعايت سايراصول وقواعد دادرسي وتطبيق جرم باقانون وتعيين كيفراشكالي كه مستلزم نقض حكم باشد بنظرنمي رسدحكم مذكورچه درقسمت كيفري وچه درقسمت مدني درآن قسمتي كه موردفرجامخواهي واقع شده به اكثريت آراءابرام مي گردد.

* سابقه *
كافي بودن دلائل

فرجامخواهان وعزت اله نام به اتهام قتل عمدي طهماسب فرزندكاكاعلي درقريه وادان دماوندموردپيگرددادسراي شهرستان واقع گرديده انداجمال جريان قضيه اينطورعنوان شده كه ازلحاظ محلي نامبردگان اختلافاتي با يكديگرداشته اندوباطرح نقشه قتل طهماسب مشاراليه رابه قصدانجام عمل قماركه ظاهرامسبوق به سابقه بوده وبردوباختهاي قبلي مزيداختلافات سابق وموجب دشمني شده بوده به خانه غلام يكي ازمتهمين دراوقاتي كه مصادف باماه رمضان بوده دعوت وبه زاغه هائي كه درنزديكي خانه غلام بوده رفته ومشغول قمار مي شودطهماسب كه درآن اوقات برنده بوده مبلغي ازپول آنهارامي بردو بالنتجه متهمين مزبورازاين موضوع عصباني شده ومتفقاباايرادچندين ضربه چاقواورامجروح وسراورامي برندوجسداوراشبانه به دره (تفيلان )خارج از قريه وادان حمل ودرآنجامي گذارندتااينكه درتاريخ 20/10/43چندطفل كه به قصدجمع آوري هيزم به دره مزبوررفته بوده اندجنازه مقتول رامشاهده و موضوع رابه ژاندارمري محل اعلام وازطرف  ژاندارمري مراتب به دادسراي دماونداشعاروباارجاع امربه بازپرسي وانجام تحقيقات لازم وصدورقرار طبق كيفرخواست شماره 30-8/4/43دادسراي شهرستان دماوندباتطبيق اتهام انتسابي به نامبردگان باماده 170قانون مجازات عمومي درخواست كيفرشان راازدادگاه جنائي استان مركزي مي نمايد.
پس ازارجاع رسيدگي به شعبه دادگاه جنائي مركزوتقديم دادخواست از طرف يكي ازوكلاي دادگستري به وكالت ازطرف كاكاعلي اصالتاوولايتاازطرف يزدان فرزندخردسال طهماسب ومادرزوجه متوفي بخواسته مبلغ 000/750ريال سرانجام دادگاه مذكوردرهيئت پنج نفري باحضورنماينده دادسري استان و متهمين ومدعيان خصوصي ووكلاءمدافع آنهاتشكيل گرديده وپس ازرسيدگي اجمالا بموجب دادنامه شماره 341-18/8/43چنين راي داده است :
نظربه اعتراضات عزت اله درمحضردادگاه ومحضربازپرسي مبني بر دخالت نجات وغلام درقتل طهماسب واختلاف گوئي هاي متهمين مزبورو اظهارات قاسم پدرعزت اله وكشف لباسهاي خوني درپشت بام منزل عزت اله و ملاحظات بازپرس درموردناراحتي ودستپاچگي غلام درحين انجام تحقيقات و اظهارات عزت اله واسمعيل به تعلق چاقوي سفيدبه نجات واختلاف گوئي غلام درموردبودن درمحل وياده روزغيبت ازمحل درزمان كشف جنازه واظهارات بانوربابه عيال غلام راجع به نظافت زاغه واسمعيل كدخداراجع به استمداد غلام ازاقوي ومتواري شدن عزت ودستگيريش درتهران ومعقول نبودن ارتكاب قتل به وسيله يكنفردردكان وحمل جنازه به نقطه ديگرباوجودكشف دوچاقوي خون آلودازجيب طهماسب مقتول وعدم تناسب جسمي عزت اله وياقاسم بامقتول وصورت مجلس معاينه جنازه دادگاه تااين اندازه ثابت است كه قتل طهماسب دراثردخالت نحات وغلام وعزت اله درزاغه متعلق به ميرزاعلي ارتكاب گرديده كه بعلت معلوم نبودن اينكه ضربه چاقوي كداميك موجب قتل گرديده موضوع باماده 175مكررقانون مجازات عمومي انطباق داردوبه استناداين ماده هركدام ازسه نفرمتهمين مزبوربعنوان دخالت درقتل درغيرموردمنازعه محكوم است به ده سال حبس بااعمال شاقه ودرمورددادخواست ضرروزيان مدعي خصوصي چون مبلغ پنجاه هزارريال حداقل ضرروزيان مادي هزينه دفن وكفن ومراسم مذهبي ومبلغ شصت هزارتومان (ششصدهزارريال )بابت ضرروزيان معنوي ناشي ازتاثرات وتالمات روحي تشخيص مي شودمتهمين مزبورمحكومندبه پرداخت مجموعاششصدوپنجاه هزارريال ضرروزيان مادي ومعنوي اثلاثادرحق مدعي خصوصي كه نسبت به مازادازخواسته بعلت فقددليل محكوم است به بيحقي .
نظريه اقليت بربزهكاري عزت اله يكي ازمتهمين به تنهائي درقتل طمهاسب وبرائت غلام ونجات بوده ودرموردضرروزيان مادي ومعنوي حكم اكثريت راغيرمتناسب دانسته اند.
براثرفرجامخواهي محكوم عليهم پرونده به شعبه دوازدهم ديوان عالي كشورارجاع گرديده واين شعبه نيزپس ازقرائت گزارش عضومميزواوراق پرونده وملاحظه نظريه كتبي آقاي مرتضي طيبي داديارديوان عالي كشوربرابرام حكم فرجامخواسته اجمالاحسب دادنامه شماره 540-6/2/44چنين نظرداده است 
ازطرف عزت اله معروف به حجت اله احدازفرجامخواهان اعتراض خاصي نشده وچون ازحيث رعايت اصول وقواعددادرسي واحرازبزهكاري متهم وتعيين كيفراشكال موثردرنقض واردنيست حكم فرجامخواسته نسبت به اواستوار مي گرددوامانسبت به نجات فرزندحسن وغلام فرزندعلي دونفرديگرازفرجام - خواهان اعتراض وكلاي آنان برحكم فرجامخواسته واردبنظرمي رسدچه دادگاه براي اثبات دخالت مشاراليهمادرقتل طهماسب فرزندكاكاعلي استنادبه اظهارات عزت اله فرزندقاسم احدازمتهمين كرده است وحال آنكه مشاراليه دردومرحله تحقيقات درژاندارمري ونزدبازپرس منحصراخودرامرتكب قتل طهماسب معرفي كرده وچگونگي ارتكاب رامشروحابيان داشته كه اظهارقاسم پدرمتهم وگفته هاي عيال اومويداقاريرعزت مي باشدودردومرحله ديگراز تحقيقات كه دخالت دومتهم ديگر(نجات وغلام )رادرارتكاب قتل طهماسب عنوان نموده اظهاراتش دراين باره درهردومرحله متشتت ومتهافت است و سايرقرائن استنادي درحكم فرجامخواسته نسبت به آن دونفرنيزموجه نمي باشد عليهذاحكم فرجامخواسته نسبت به نجات وغلام بدون توجه به اصل 78متمم قانون اساسي صادرگرديده وبه استنادماده 430آئين دادرسي كيفري وبه اتفاق آراء دراين قسمت نقض ورسيدگي مجددبه شعبه ديگردادگاه جنائي مركزارجاع مي گردد.
پس ازارجاع رسيدگي مجددبه شعبه 6دادگاه جنائي وانجام تشريفات مقرره سرانجام دادگاه اخيربه موضوع رسيدگي نموده وبموجب دادنامه فرجام - خواسته اجمالاچنين راي داده است :
درخصوص اتهام نجات فرزندحسين وغلام فرزندعلي به شركت درقتل طهماسب متهمان ارتكاب بزه رادركليه مراحل ازجمله دردادگاه انكار كرده اندوعمده مدافعات متهمان ووكيل مدافع آنان بشرح زيراست .
1-عزت اله معروف به حجت اله فرزندقاسم درنزدبازپرس دادسراي تهران ونيزدرژاندارمري ارتكاب جرم رابه تنهائي اقراركرده است .
2- حجت اله مذحكورخانه خودرافروخته ودرقماربه طهماسب باخته بود وانگيزه قتل باخت حجت اله درقماربوده است .
3- چاقوهاي آلت جرم ازجيب مقتول درآمده وارتباطي بامتهمان نداشته است .
    4- هيچگونه آثارخون درزاغه ديده نشده است .
5-آثارانگشت غلام ونجات درروي اسكناسهائي كه ازجيب لباس متعلق به طهماسب كشف شده ديده نشده .
6- درتحقيقات ژاندارمري موضوع چاقودربين نبوده است ،اسمعيل هم درتحقيقات ذكري ازچاقونكرده وچاقوهارابعددرجيب مقتول گذاشته اند
    7- آتش گرفتن مسجدبه واقعه طهماسب ارتباط ندارد.
8-اگرقتل درزاغه واقع شده است براي چه آثارجرح درصورت غلام يانجات ديدهنشده است وصداي طهماسب راكسي نشنيده اين مدافعات به دلايل زيروارد نيست زيرا:
اولا- حجت اله براي اولين باردرقرارگاه شماره 2پليس تهران اظهاراتي راجع به قتل كرده است وبعدادرژاندارمري ودادسراي تهران اظهاراتي نموده گذشته ازآنكه اظهارات مشاراليه درژاندارمري اولين اظهارات اودراين پرونده نيست بامحتويات پرونده ودلائل موجودتطبيق نمي كند.
ثالثا- باتحقيقاتي كه ازطرف بازپرس به عمل آمده است موضوع فروش خانه توسط حجت اله براي باخت قمارمحرزنشده است تاانگيرزه قتل باخت حجت اله به طهماسب باشدخصوصاكه پولهاي آلوده درجيب مقتول پيدا شده واگرانگيزه قتل باخت درقماربوده است ملازمه باتصاحب وجوه باخته شده ازطرف متهمان داشته است نه آنكه حجت اله براي فراربه تهران پول استقراض كند.
ثالثا- چاقوي دسته سفيدبرحسب اظهارات اسمعيل برادرمقتول و حجت اله فرزندقاسم متعلق به نجات بوده است .
رابعا- وجودآثارانگشتان غلام ونجانت درروي اسكناسهاگذشته از آنكه جزءدلائل اتهام نيست ازطرف دادسراي شهرستان نيزبه اين مطلب اشاره واستنادنشده است .
خامسا- تالحظه ورودآقاي بازپرس درمحل جنازه موردبازرسي قرار نگرفته تاچاقوهاازجيب مقتول كشف شود.
سادسا-آتش سوزي مسجدازدلائل جرم نبوده وموردادعاي دادسراقرار نگرفته است بنابراين وباتوجه به دلائل وقرائن زير:
1-اظهارات عزت اله (حجت اله )فرزندقاسم درقرارگاه شماره 2 پليس تهران كه اولين اظهارات اوپس ازدستگيري مي باشدبشرح زير(حاجي ميرزاعلي چهل هزارريال به طهماسب مقتول مي دهدكه برايش ذغال خريداري نمايدچون مدركي دردست حاجي نبوده طهماسب حاضربه پرداخت وجه نبوده تا اينكه يك روزپسرحاجي ميرزاعلي غلام نام ونجات طهماسب رابه مغازه ام كه خياطي بوده آورده وغلام باكاردبه گردن طهماسب زده اورابه قتل رساندندو به من گفتندشمافراركنيدكارهاراكه روبراه كرديم برگردمن هم ازترسم فرار كردم )ودرقبال اين سئوال كه علت فرارشماوجادادن نجات وغلام درمغازه چه بودندوعده انتقام رادرمغازه من گذاشته بودند،بنابراين زاغه كه ظاهرا انبارپيازوغيره بوده به فرض اينكه جاروب شده باشدمحل وقوع قتل نبوده است صورت جلسه معاينه جسدطهماسب مورخ 1/12/42به وسيله آقاي دكتر..... بشرح زير(درطرف راست گردن به موازات گوش دوبريدگي عميق ديده شده كه يك انگشت داخل مي شودوديگري كوچكتر....)كه اين آثاربه اظهارات مختصر عزت اله (حجت اله )دراولين تحقيقات واظهارات مفصل ومشروح وي درنزد آقاي بازپرس دماوندراجع به نحوه دخالت هريك ازمتهمان درقتل طهماسب تمامامطابقت دارد.
3- كشف  چاقومتعلق به نجات بشرحي كه قبلامذكورشدازجيب شلوار مقتول كه صرفنظرازاحرازتعلق چاقوي مكشوف به يكي ازمتهمان مي رساندكه متهمان پس ازارتكاب جرم خواسته اندجنازه مقتول راباكليه آلات وآثار جرم ويكجاقراردادن آن درلاتفيلان ازبين ببرند.
4- باتوجه به اينكه طهماسب مردي قوي هيكل وباج بگيربوده وباتوجه به آثارجرح درگردن وسايراعضاءبدن طهماسب مقتول معقول بنظرنمي رسدكه يك فرد(عزت اله )موفق شودبه تنهائي اورابكشدواثرضرب وجرح كه نتيجه قهري مقاومت مقتول است دربدن اوديده نشود.
5- وجودآثارخون درمغازه خياطي عزت اله (حجت اله )كه بشرح صورت جلسه مورخ 17/2/43مشهودآقاي بازپرس درموقع معاينه ازمغازه مزبوربوده است علاوه برآنكه قسمتي ازاين آثارتوسط قاسم پدرعزت اله قبلامحوشده .
6-اظهارات عزت اله (حجت اله )درآخرين مرحله بازرسي كه علت اقرار خودرابه ارتكاب قتل طهماسب به تنهائي دستورغلام دانسته .
7-اظهارات صدراله معروف به صدربه اينكه حاجي ميرزاعلي پدرغلام احدازمتهمان درحضوراوكاكاعلي پدرمقتول راتهديدكرده وگفته است يكي از شماراازبين مي برم .
8- شكايت كسان مقتول بلافاصله پس ازكشف جسدطهماسب ومعرفي متهمان بعنوان شركت درقتل كه شكايت كسان مقتول بااظهارات عزت اله (جحت اله )كه بعددرتهران دستگيرشده است كاملاتطبيق مي كندوشياع محلي بر اينكه اين دونفر(نجات وغلام )نيزدرقتل طهماسب دخالت داشته اند.
9- فراروغيبت متهمان ازمحل ازتاريخ مفقودشدن طهماسب (وقوع قتل ) تاروزكشف جنازه وحضورآقاي بازپرس درمحل ودستگيري آنان مويدابه اظهارات معصومه زوجه نجات واقرارغلام دربازپرسي .
10-اظهارات غلام به اينكه پس ازكشف جنازه ازحال رفتم ونتوانستم به سرجنازه بروم .
11- مشاهدات بازپرس ازوضع روحي غلام درموقع تحقيقات بشرح صورت جلسات موجودووضع روحي متهمان هنگام مواجهه باحجت اله .
12-اظهارات مهربان وكدخدااسمعيل به اينكه پس ازكشف جنازه غلام احدازمتهمان ازآنان استمدادمي كرده است .
13-اظهارات كدخدااسمعيل درتاريخ 11/1/43نزدبازپرس كه قتل طهماسب رابه وسيله خانواده ميرزاعلي (پدرغلام وپدرزن حشمت اله وعم - نجات )برطبق تحقيقات محلي دانسته است .
14-اظهارات سيدخليل آسيابان درموردمراجعه ميرزاعلي پدرغلام به وي كه بابخشش ملكي به كاكاعلي پدرطهماسب مقتول رضايت اوراتحصيل كند.
15- مراجعه عباس وابوالقاسم وصديقه به اداره زندان مركزي براي ملاقات حجت اله پس اززنداني شدن اووعده پرداخت مبلغ قابل ملاحظه اي پول به اوكه شركت نجات رادرقتل طهماسب انكاركندكه اداره زندان بموجب نامه شماره 3279/6/12-30/2/43مراتب ملاقات راتاييدكرده است .
16- توضيحات حجت اله راجع به نامه اي كه ازطرف اووبدون اطلاع اوبه بازپرسي دماوندنوشته شده است وقتل طهماسب راتنهامنتسب به اووباخت درقمارتوضيح داده اندوحجت اله صريحابيان داشته كه نامه مزبوربه وسيله غلام ونجات تهيه شده وبدون اطلاع وموافقت اوبه دادسراارسال شده وبراي لوث كردن واقعه قتل طهماسب .
باتوجه به مراتب فوق وقرائن وامارات ديگرموجوددرپرونده ازجهت بسته بودن مغازه عزت اله ازتاريخ مفقودشدن طهماسب تاروزبازديدآقاي بازپرس بردادگاه محرزاست كه درحدودمقارن 25بهمن ماه سال 42(تاريخ گم شدن طهماسب وتاريخ وقوع حريق مسجدده )نجات وغلام وحجت اله باسبق تصميم طهماسب رابه مغازه متعلق به شخص اخيرالذكردعوت كرده اندوبراثر اختلافاتي كه بين طهماسب مقتول ازيك طرف وميرزاعلي پدروعم متهمان از طرف  ديگروجودداشته ودرپرونده منعكس است باورودضربات چاقوبه گردن وسايراعضاءبدن طهماسب كه به دادگاه روشن نيست كداميك ازضربات وارده ازناحيه هريك ازمتهمان منتهي به مرگ طهماسب شده است طهماسب رابه قتل رسانده وحجت اله برحسب توصيه سايرمتهمين به تهران متواري مي شودوسپس جنازه توسط متهمان حاضردرمحل بلات فيلان حمل شده وآلات جرم نيزدرجيب لباس مقتول قرارداده مي شودتاباجنازه يكجاازبين برودمويداستنباط دادگاه اظهارات بانوعفت كه درمجاورت دكان خياطي سكونت داشته ودرآن روزبه حمام رفته بوده است ودرمراجعت بانوعفت ازحمام كه مقارن ظهربوده بانوعفت جنازه مقتول رادرداخل دكان مشاهده كرده است قاسم پدرحجت اله نيزاظهارداشته كه پس ازوقوع قتل فرزندش اوراازواقعه قتل مطلع كرده ودر صددامحاءآثارجرم (تراشيدن آثارخون دردكان وقراردادن جنازه درگوني ) برآمده است بنابراين دادگاه عمل متهمان راباماده 175مكررقانون كيفر عمومي قابل انطباق دانسته هريك  ازغلام ونجات رابه ده سال حبس بااعمال شاقه محكوم مي نمايدودرخصوص دعوي ضرروزيان مدعيان خصوصي باتوجه به مراتب فوق هريك ازغلام ونجات به پرداخت مبلغ پانزده هزارريال بعنوان ضرروزيان مادي ومبلغ دويست هزارريال بعنوان ضرروزيان معنوي درحق مدعيان خصوصي محكوم مي شوندونسبت به مازادخواسته مدعيان خصوصي محكوم به بيحقي مي باشندوچاقوي آلت بزه بايدضبط شود...الخ .
متهمان هنگام اعلام راي بدون اعتراض فرجامخواهي نموده اندسپس از طرف يكي ازوكلاي دادگستري لايحه اعتراضي نسبت به حكم محكوميت متهمان واصل گرديده كه طي آن نامبرده حكم فرجامخواسته راغيرموجه ومخدوش دانسته و تقاضاي نقض حكم راكرده است ولايحه مزبورهنگام طرح پرونده قرائت خواهد شدسپس پرونده براي رسيدگي ارجاع شده وچون حكم به مدعيان خصوصي ياوكيل آنها ابلاغ نشده بوده وكيل ورثه مقتول تقاضاي ابلاغ حكم رانموده پرونده براي رفع نقيصه به دفترارسال گرديده اخيراحسب گزارش دفترنقيصه مرتفع گرديده و حكم مذكوردرتاريخ 30/1/45به وكيل مدعيان خصوصي قانوناابلاغ گرديده ولي لايحه ازآنان واصل نگرديده است .
به تاريخ روز31/2/45درهيئت شعبه مطرح وپس ازرائت گزارش عضو مميزواوراق پرونده چون موضوع اصراري ورسيدگي درصلاحيت هيئت عمومي ديوان عالي كشورمي باشدمقررمي گرددپرونده براي طرح به هيئت عمومي ديوان عالي كشورتقديم شود.
هيئت عمومي ديوان عالي كشورپس ازطرح وقرائت گزارش پرونده و مطالعه اوراق لازم باكسب عقيده جناب آقاي دادستان كل مبني برابرام راي فرجامخواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهند:

مرجع :آرشيوحقوقي كيهان   ازصفحه 133تاصفحه 143    سال 1345چاپ 346ا
مجموعه رويه قضائي آراءهيئت عمومي ديوان عالي كشور

15

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده