سامانه جستجو قوانین




رای اصراری هيات عمومي ديوان عالي كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
راي شماره : 6365-29/10/45

راي اصراري هيات عمومي ديوان عالي كشور
همانطوركه دادگاه جنائي ضمن راي خودمتذكرشده قرائن عنوان شده عليه بيگم جان هيچيك  به تنهائي ومن حيث المجموع مثبت ارتكاب وبزهكاري فرجامخوانده نبوده وباملاحظه محتويات پرونده اعتراض دادستان استان موثربنظرنمي رسدوچون ازحيث رعايت اصول دادرسي وسايرجهات اشكالي كه نقض حكم فرجامخواسته راايجاب نمايدمشهودنيست حكم مزبورابرام مي شود

* سابقه *
كافي نبودن دلائل

بموجب كيفرخواست شماره 1190-42دادسراي شهرستان شيراز،1- سپهدارفرزندشمسعلي 2- بيگم جان به اتهام قتل بانوريحان موردتعقيب دادسراي شهرستان مزبورواقع مي شوند.توضيح قضيه اين است كه بدواخانم جان فرزندشمسعلي خواهرسپهدارعاشق نادرفرزندهمت ازاهالي ده دولت آباد مي گرددكه چون ازطرف شمسعلي پدرخانم جان مخالفت باازدواج بانوخانم جان بانادرمي شودنامبرده به منظورازدواج ازدولت آبادخانه شمسعلي فرار مي كندوبعدازازدواج طرفين به دولت آبادبرمي گردنددرخلال بازگشت خانواده شمسعلي كه دچارعقده حقارت ازاقدام جسورانه دوشيزه خانم جان شده بودندبه اين نتيجه مي رسندكه بانوريحان عيال سپهداردرفراربانوخانم جان خواهرسپهداردخالت داشته كه روي اين اصل باعث نزاع بين سپهداروعيالش وخواهرمادري سپهداربنام بانوبيگم جان (بگو)مي گرددونتيجه اين عقده ها درصبح روز27/6/41بحداعلاي خودتظاهرمي كندومتهمان نامبرده مجني عليهارا خفه مي كنندوبراي فرارازمجازات به صحنه سازي پرداخته وجسدمقتوله رابه كمك يكديگربه اطاق متروكه نزديك محل سكونت خودبرده بدوامصلوب وسپس بادادوفريادواستمدادازمردم شخصاجنازه راپايين آورده وچنين وانمود مي كندكه بانوريحان شخصادست به انتحارزده وخودرامصلوب نموده است . دادستان شهرستان به استنادقسمت اول ماده 175مكررازدادگاه جنائي استان هفتم تقاضاي تعيين مجازات آنان رامي نمايد.
دادگاه جنائي باانجام تشريفات لازمه دفتري وتشكيل جلسه مقدماتي در جلسه علني باحضورمتهمان ووكلاي مدافعشان رسيدگي بعمل آورده وبااستماع توضيحات آنان وبيانات نماينده دادسراومدافعات وكيل وشنيدن آخرين دفاع چنين راي ميدهند:
اولادرپرونده كاردليل كافي براي احرازاينكه متوفيه بانوريحان به وسيله شخص ويااشخاص ديگري خفه شده وبه قتل رسيده باشدوجودنداردواظهار نظرطبيب تازه كاربهداري فيروزآبادكه مقرون به هيچ دليل قطعي طبي نيست معتبروقابل اعتمادتشخيص داده نمي شودخاصه كه قرائن ازقبيل اظهارات مردم محل وساعات وقوع قضيه وفقدوعدم هرگونه سروصداوجنجال ازناحيه بانوي متوفات كه ظاهرازني قوي البنيه وقادربه دفاع بوده ومسائل ديگري از اين قبيل درصحت تشخيص طبيب مزبورايجادشك وشبهه مي نمايدوثانيابر فرض كه بانوريحان بطريقي غيرازانتحاريعني بامداخله شخص ويااشخاص ديگري به قتل رسيده باشدتازه ،درپرونده كارهيچ گونه دليلي كه مثبت دخالت وياشركت سپهداروبيگم جان دراين فرضيه باشدوجودنداردوبهرحال براي هيئت دادگاه دراينكه باوي مزبوربطريق غيرازانتحاربه قتل رسيده ويادر اينكه متهمان فوق الذكرمباشرقتل ادعائي مشاراليهاباشندترديدوجود داشته ويقين وعلم براين مسائل حاصل نيست ونتيجتادرمورداتهام بانوبيگم - جان به اتفاق آراءودرمورداتهام سپهداربه اكثريت آراءراي بربرائت صادر مي شود.
راي اقليت :(نظربه مجموع اوراق پرونده وعنايت به گواهي نامه پزشك پيوست وباتوجه به اختلاف گوئي هاي متهم (سپهدار)درجريان تحقيقات معموله وهمچنين عطف توجه به اظهارات بانوگل قرين كه مشروحادرپرونده كار منعكس گرديده است اين جانب بانظراكثريت دادگاه درموردبرائت سپهدار ازاتهام منتسبه مخالم النهايه بزه انتسابي رامنطبق باماده استناديه دادسراي شهرستان شيرازندانسته ومشاراليه رابارعايت تخفيف  درحدود ماده 170قانون مجازات عمومي قابل كيفرمي دانم ودرمورداتهام بانوبيگم - جان متهم ديگربانظردادگاه كه برائت وي بوده است موافقت دارم ...."
ازحكم مزبوردادستان استان تقاضاي رسيدگي فرجامي كرده وچنين مي نويسد:"ازنظراينكه حكم صادره باتوجه به دلايل موجوده درپرونده ونظريه پزشك بهداري فيروزآبادوصورت جلسه معاينه جسدآقاي جانشين بازپرس فيروزآبادومشاهدات نامبرده دراولين جلسه معاينه منطبق باواقع بوده و برخلاف استدلال وموافق باروح پرونده نبوده ومبتني براصول نيست تقاضاي رسيدگي فرجامي ونقض آن رادارد."
براثرتقاضاي فرجامي دادستان استان وتقاضاي فرجام ماهوي جناب آقاي دادستان كل شعبه 8ديوان كشوربموجب حكم شماره 2668چنين راي داده است :
گرچه اعتراضات دادسراي استان ماهوي ودراين مرحله موردنظرنيست و لكن چون جناب آقاي دادستان كل درخواست رسيدگي فرجامي ماهوي بشرح زير نموده است "نظربه اينكه صورت مجلس معاينه محل وجسدمورخ 23/6/41تنظيمي ازطرف بازپرس علت مرگ راصراحتاخفگي تشخيص وقتل مسلم شده است كه مقتوله راقبلاخفه كرده اندسپس براي ازبين بردن آثارجرم صحنه سازي كرده و متوفات رابه وسيله دستمال خويش به سقف اطاق متروكه اي آويزان كرده علاوه براين اثرخون مردگي فشارناخن وفرورفتگي انگشتان قاتل درزيرگلوي مشاراليهاكاملامشهودبوده است وآثارضربات متعددي دربدن مقتوله به وسيله چوب موردملاحظه بازپرس قرارگرفته ودراوراق صورت مجلس منعكس گرديده است وگواهي پزشك هنگام معاينه جسدكه دليلي برتازه كاري اودردست نيست صريحادلالت براين داردكه مجني عليهابه وسيله شخص ديگري به قتل رسيده وطرفين گلوآثارخونمردگي وفشارانگشتان دست كاملامعلوم ومشخص بوده است وآثارضرب نيزموردتاييدقرارگرفته است وعطف توجه به گواهي بي شائبه بلوط طفل 7ساله كه وقتي نزاع وكتكاري رابين متهم ومقتوله و برداشتن مبلغي پول وفرارمتهم رابيان داشته است ودرنظرگرفتن گواهي گواهان ازقبيل كنيزوباقروغيره مبني بروقوع كتكاري ونزاع وفراربعدي متهم ودستگيري اوبه وسيله ژاندارمري كافي ازبراي اثبات بزهكاري متهمان بوده وراي دادگاه برخلاف دلائل موجوددرپروندصادرگرديده ونقض ماهوي مورد تقاضااست )بامراجعه به پرونده كارجهات مذكوره موثردرامربنظرمي رسد بانقض حكم مميزعنه رسيدگي به شعبه ديگردادگاه عالي جنائي فارس ارجاع مي شود.
دادگاه جنائي باتعيين وكيل واخطارده روزه وتشكيل جلسه مقدماتي در جلسه علني باحضوربيگم جان رسيدگي بعمل آورده وبااستماع توضيحات مشاراليهاوبيانات وكل وشنيدن آخرين دفاع واعلام پايان دادرسي چنين راي مي دهند:
اولانسبت به سپهدارچون نامبرده فوت شده قرارموقوفي تعقيب اورا صادرمي نمايد.
ثانيادرخصوص اتهام بيگم جان به دخالت درقتل بانوريحان درقريه دولت آبادفيروزآبادچون هيچگونه دليلي براحرازاينكه مقتوله بادخالت بيگم جان به قتل رسيده باشدوجودنداردخاصه آنكه قرائن ازقبيل اظهارات مردم قريه وساعت وقوع قضيه وفقدوعدم هرگونه سروصداوجنجال ازناحيه بانوي متوفات كه به حكايت پرونده زني قوي البنيه وقادربه دفاع ازخودبوده است ونظربه اظهارات گواهان تحقيق شده درپرونده كاركه صرفافحاشي بين مقتوله ومتهمه وسپس مضروب شدن نامبردگان راوسيله سپهدارگواهي نموده اندو مراتب مزبوردلالت ازآن نداردكه مشاراليها(بيگم جان )دخالتي درقتل بانو ريحان متوفيه داشته باشدونظربه اينكه هيچيك ازافرادكه بعنوان گواه از آنان تحقيق شده شهادت عيني برعليه متهمه به اينكه وي به اتفاق سپهداردر قتل مقتوله دخالت داشته باشدنداده اندمضافابه اينكه بافرض اينكه متهمه درابتداي امرنسبت به بانوريحان فحاشي كرده باشدهيچيك دليل براين نيست كه متهمين مزبوردراصل قضيه كه عبارت ازدخالت درقتل بانوريحان بوده كرده باشدخصوصاكه درقتل بايدانگيزه مهمي وجوددراشته باشدتامتهمان در صددقتل مقتوله برآيندوعلاوه براينكه انگيزه واقعي قتل روشن نشده اساسا ارتباط وانگيزه اي هم كه ذكرشده (محرك فرارخانم جان براي ازدواج بانادر) بامتهمه مسلم نيست وهيچگونه موجب وجهتي نداشته كه متهمه مزبوردرصدد قتل بانوريحان برآمده وبنظرمي رسدكه قادرهم نبوده مبادرت به ارتكاب چنين عملي نمايدونظربه اينكه برادرمقتوله نيزطي گذشت نامه رسمي 7714 دفتراسنادرسمي شماره 13بيگم جان متهمه رابيگناه دانسته وانصراف از تعقيب نامبرده رااعلام كرده است وبالنتيجه چون محرزومسلم نيست كه بانو بيگم جان درقتل بانوريحان دخالتي داشته باشدلذاحكم برائت مشاراليهارا صادرمي نمايد.
راي اقليت :به عقيده اين جانب باتوجه به صورت مجلس معاينه جسدو نظريه پزشك واختلاف  گوئي هاي متهمه وشهادت واظهارات بانوقرين وبانو كنيزوجوادروستاوخزعل كه مكرراازآنهاتحقيق بعمل آمده واظهارات ميرزا كدخداي دولت آبادوبلوط طفل 7ساله وبيانات بانوسكينه ومحمدعليرضائي وعباس غفاري واظهارت سپهدارمتهم ديگرپرونده وسايرمندرجات پرونده عمل وفرارمتهمه ازمحل واقعه محرزومسلم است كه بانوبيگم جان متهمه كه در بدوامربناي مشاجره رابابانوريحان مقتوله عيال سپهداربرادرخودگذاشته بوده دراصل قضيه هم كه مضروب وخفه ساختن بانوريحان مزبوره بوده باشد دخالت داشته بدون اينكه معلوم شودمرتكب اصلي قتل خوداوباشددراين صورت متهمه مزبورراطبق ماده 175مكررقانون بارعايت تخفيف قابل مجازات مي دانم "
ازحكم برائت متهمه دادستان استان تقاضاي رسيدگي فرجامي كرده كه جناب آقاي دادستان كل باطرح پرونده درهيئت عمومي موافقت دارندورسيدگي به شعبه هشتم ديوان عالي كشورارجاع مي گردد.
چون موردباماده 463قانون آئين دادرسي كيفري انطباق داشته رسيدگي درصلاحيت هيئت عمومي ديوان عالي كشورتشخيص شده ايت .
پس ازطرح موضوع درهيئت عمومي ديوان عالي كشوروقرائت گزارش پرونده ومطالعه اوراق لازم باكسب نظريه جناب آقاي دادستان كل مبني بر نقض راي فرجامخواسته بشرح فوق مشاوره نموده بشرح زيرراي داده اند:

مرجع :آرشيوحقوقي كيهان   ازصفحه 143تاصفحه 149    سال 1345چاپ 346ا
مجموعه رويه قضائي آراءهيئت عمومي ديوان عالي كشور

15

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده