سامانه جستجو قوانین




رای ديوان عالی كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
كلاسه پرونده      :  1023/6857
شماره دادنامه    :  195/23
تاريخ رسيدگي     :  15/4/72
تجديدنظرخواه     :  آقاي ((الف ))
تجديدنظرخوانده   :  آقاي ((ب ))
تجديدنظرخواسته   :  دادنامه شماره 18393/8/71 صادره از شعبه 17 دادگاه حقوقي يك ...
مرجع رسيدگي      :  شعبه 23ديوان عالي كشور
هيئت شعبه        :  آقايان ...

خلاصه جريان پرونده :درتاريخ 1/4/68آقاي ((الف ))دادخواستي عليه آقاي ((ب ))به خواسته مطالبه طلب و ابطال سند مقوم پنج ميليون تومان به دادگاههاي حقوقي يك ...تقديم نموده رسيدگي به شعبه 17 دادگاه حقوقي يك ...ارجاع شده وتوضيح داده است به استنادسندرسمي شماره ... دفتراسنادرسمي شماره ...موردوكالت انجام كليه امورساختماني پلاك ... بخش ده ...كه پروانه ساختماني آن تحت شماره ...ازشهرداري منطقه ... صادرگرديده است 1.برابرشركت نامه مورخ 2/9/66كه در12 ماده تنظيم گرديده 2.برابرسند4شركت نامه آقاي ((الف ))نسبت به يك سوم و آقاي محمودزماني دوسوم مي برند3.((ب ))ازتاريخ تنظيم قرارداد خلف وعده نموده بدون بدون مشورت واطلاع قبلي ازاينجانب خودسرانه منزل مسكوني رابه نام خودش به ثبت رسانده است 4اين موضوع مي رساندضمن كلاهبرداري بدون اجازه من كه سهم درشركت دارم ملك راكلا"به نام خودنموده است و گويا استعلاميه اي درتاريخ 6/5/67درمحل تنظيم گرديده آقايان ((ت )) و((پ ))و((ث ))گواهي نموده اندكه آقاي ((ب ))براي حل اختلاف حاضرنگرديده لكن اينجانب حاضربوده ام 5.درتاريخ 18/3/68به دادسراي ناحيه 3... شكايت شده كه پرونده طي شماره ت /1/205 دايره تحقيق مطرح رسيدگي است .در خاتمه تقاضاي صدورحكم براساس خواسته نموده است در تاريخ 20/8/68آقاي ((ب ))دادخواستي عليه آقاي ((الف ))به خواسته فسخ (تاييد فسخ )مشاركت نامه مورخ 2/9/66 و ملغي الاثركردن آن درخصوص احداث واحدمسكوني ودعوي متقابل درپرونده كلاسه 68/140شعبه 17 دادگاه حقوقي يك ...به شعبه مزبورتقديم نموده وتوضيح داده است درتاريخ 2/9/66 قرارداد مشاركتي تنظيم شده كه مبادرت به احداث 8 واحدمسكوني در پلاك ثبتي ...نماييم .زمين مذكوركه به صورت خانه نيمه تمام بوده است توسط اينجانب خريداري شده بودو وجه آن پرداخت گرديده بود پروانه ساختماني اخذ وفروشنده ملك خانم انوشه ...باحضوردردفترخانه 272... وكالتنامه جامعي به اينجانب داده تاپس ازرفع معاذير قانوني ملك رابه نام خودم بنمايم (وكالتنامه رسمي شماره 1874914/8/66متعاقبا" به منظورانجام عمليات مربوط به كارهاي ساختمان ومراجعه به شهرداري وسازمانهاي زيربط جهت گرفتن سهميه هاي كالاو وكالتنامه اي رامنفردا" و متفقا" به اينجانب و آقاي ((الف ))اعطا كرد)علت ورود ايشان در وكالتنامه قولهايي بودكه ايشان بابت همكاري داده واعلام كرده با توجه به آشنايي به مسائل ساختماني بسياري ازمشكلات را مي تواندحل كندوهمين در غايت موجب انعقاد قرارداد مشاركت مورخ 2/9/66گرديد. درقراردادمشاركت آقاي ((الف ))متعهد شده بدوا" مبلغ يازده ميليون ريال نقدا"پرداخت نمايدوبقيه قسط خودراتاسقف سي ميليون ريال با احتساب سهم مربوط به وام دريافتي ظرف سه ماه پس از احداث سقف و ستونهاوتيغه بندي داخلي تكميل نمايد.متاسفانه نانمبرده مكررا" و طي اخطارهاي مكرر ازپرداخت مبالغ مذكور استنكاف نموده جمعا" طي دفعات متعدد فقط مبلغ 9ميليون ريال نموده كه به سقف تعهد اوليه نيز نمي رسد.مراتب مذكور را كرارا" به ايشان اظهار داشته حتي در صورتحسابهاي فيمابين كه هرسه ماه ياشش ماه يك بارتنظيم مي گرديد به امضاء مي رسيدبه ايشان تذكرداده شدوايشان كسر پرداختيهارا با امضاء ذيل اين صورتجلسات تاييدنموده ند ولي نه تنها درمورد كسري پرداختها اقدامي ننموده اند حسب تعهدات مندرج در مشاركت نامه در امور مربوط به ساختمان وبناي آن وتدارك بقيه مصالح ونظارت وسركشي برآن هيچگونه فعاليتي ننموده وعملي انجام ندادند علي هذا اينجانب نظربه تعهداتي كه دراين رابطه به ديگران داشتم به ناچارباعنايت به اختيارات قانوني وكالتنامه هابه تنهايي عمليات ساختماني رابا تمام مشكلات آن پيگيري نمودم و طي موارد متعدد مراتب عدم انجام تعهدات را به ايشان گوشزد نمودم ازجمله اظهاريه هاي ،شماره ...بود كه با اخطاريه آخري سرانجام اعلام فسخ قرارداد بوده است .اينجانب علاوه بر مراتب مذكور راطي دوفقره تلگراف به ايشان اعلام نموده و دلايل فسخ راكه مربوط به عدم همكاري ايشان بوده است اعلام نموده ام همه اقدامات بلاجواب مانده وناگهان ايشان مبادرت به تقديم دادخواست نموده كه به كلاسه 68/140درآن شعبه ثبت است تقاضاي صدورحكم برطبق خواسته بادرنظرگرفتن كليه خسارات نموده است . دادگاه باتعيين وقت رسيدگي ودعوت طرفين پرونده هاي كلاسه ...به ضميمه وتوام موردرسيدگي واقع شدوپس ازاستماع اظهارات آقاي ((الف ))در جلسه مورخ 29/8/68 دادگاه دستورمطالبه پرونده مورداستنادبه كلاسه 48/205مطروحه دردادياي ناحيه 2دادسراي ...راصادروجلسه مورخ 17/2/69 دادگاه به لحاظ انجام مذاكرات اصلاحي تجديدفتوكپي حكم كيفري صادره به شماره 28786/3/69كه به موجب آن آقاي ((ب ))فرزندعلي به اتهام مال غيردرپرونده كلاسه 68/2380 شعبه 161 دادگاه كيفري 2به تحمل دو سال حبس وپنج ضربه شلاق تعزيري محكوميت حاصل كرده است دادگاه مجددا"طرفين رابراي رسيدگي دعوت نموده است .درجلسه مورخ 2/7/69 دادگاه اظهارات طرفين رااستماع نموده آقاي ((ب ))درجلسه مزبوراظهار داشت كه آپارتمانهاكه ده دستگاه است تكميل وتفكيك كردم شش دستگاه آن رافروختم .رونوشت سندهارابعدا"تقديم مي دارم .ازحكم كيفري تجديد نظرخواهي كرده ام موضوع درشعبه 131 كيفري يك مطرح است وكلاسه آن 69/485 مي باشد دادگاه پرونده استنادي 69/485 كيفري رامطالبه و طرفين درجلسه مورخ 7/11/69 دادگاه تقاضاي ارجاع امربه داوري نموده اندوبراي تعيين داوراختصاصي خوداستمهال نموده اند.دادگاه جريان ثبتي ملك راازاداره ثبت استعلام كرده وباتوديع خسارت احتمالي آقاي ((الف ))درخواست بازداشت ملك رانموده اندآقاي مهندس ((د))با دستمزدچهل هزارريال به سمت كارشناس انتخاب شدتاملك رامعانيه و قيمت ملك راتعيين نمايند.پس ازوصول نظريه كارشناس دادگاه قرار توقيف قطعات 6و7 و9صورتمجلس تفكيكي شماره ...مربوط به پلاك ثبتي ...بخش ده ...راتاپايان دادرسي صادرنموده است .سپس آقاي ((ب )) آقاي ((ج ))رابه سمت داوراختصاصي خودتعيين وآقاي ((الف ))آقاي ((ه))را به سمت داوراختصاصي خودتعيين ومعرفي نموده اند.سپس دادگاه آقاي ((س ))راازبين سه نفراستقراع به سمت سرداورتعيين وهرسه نفرداور قبولي خودرااعلام نموده اندسپس اقدام به تشكيل جلسه وتنظيم صورتجلسه گردش كارواقدامات انجام شده نموده اندراي اكثريت داوران كه مشتمل برنظريه آقاي ((ج ))داورآقاي ((ب ))وآقاي ((س ))سرداورمي باشدبه اين شرح است : (درپرونده هاي كلاسه ...موضوع اختلافات فيمابين آقايان ((الف ))و ((ب ))به شرح مندرج درمحتويات پروندهاوگردش كارمورخ 26/4/70 مستنبط ازمقررات مبحث شركت (ماده 571 به بعد قانون مدني )وآراء وفتاري مسلم فقهاوحقوقدانان اين است كه براي تحقق شركت اعم ازاختياري و قهري اشاعه درمالكيت جوهرشركت است وآنچه درهردوقسم ضروري به نظر مي رسدامتزاج موضوع حقوق شركاءاست به نحوي كه تميزملك هريك از ديگري ممكن نباشد(ترجمه تحريرالوسيله جلددوم صفحه 586 مساله 7 امام خميني (ره ))بنابراين مورخ 2/9/66منعقدبين طرفين دعوي كه از طرف آنان مسامحتا"به نام شركت نامه باقراردادمشاركت و امثال آن ناميده شده فاقدجوهرشركت است واين قراردادباتوجه به قبول واستناد طرفين بايدجزءقراردادهاي مشمول مادتين 10 و 219قانون مدني تلقي ونيسبت به آن اتخاذتصميم نمود.موضوع اختلاف فيمابين طرفين عبارت ازسرمايه گذاري قراردادي آنان براي احداث بنادرقطعه زمين پلاك ... بخش ...است كه قبلا"به موجب قراردادعادي بدون تاريخ به وسيله خانم انوشه ...به آقاي ((ب ))فروخته شده وحسب اقراربانوي فروشنده كليه بهاي آن ازمشاراليه دريافت گرديده ودراين قراردادبه وكالتنامه شماره 2874914/8/66 نيزاشاره شده كه بانوانوشه نسبت به قطعه زمين مذكوروكالت تام الاختياربه آقاي ((ب ))تفويض كرده بوده بااين همه برابرسندرسمي انتقال قطعي شماره 2782123/4/67دفتراسنادرسمي شماره 308...بانوانوشه شخصا"تمامي عرصه واعيان شش دانگ پلاك مذكوررابه آقاي ((ب ))و((الف ))فقط اموراداري وبه اصطلاح عرفي وكالت كاري آنان تفويض شده است ولاغير.درمورداقلام پرداختي آقاي ((الف ))بابررسي اسنادموجودملاحظه شدكه خلاصه حساب مورخ 20/12/66به امضاي طرفين متداعيين آخرين رقم پرداختي مشاراليه رامبلغ نه ميليون ريال بابت تعهدات خود قيد نموده بااين عبارت كه هنوزدوميليون ريال نپرداخته ومنظورازاين جمله اين است كه آقاي (الف ))برابرقرارداد مورخ 2/9/66 متعهدبوده كه مبلغ يازده ميليون ريال نقدا"بپردازد كه تاتاريخ 20/12/66مبلغ نه ميليون ريال ازاين رقم پرداخت گرديده وخلاصه حساب به امضاي طرفين رسيده وموردتاييد داوران قرارگرفته است .النهايه داورآقاي ((الف ))موضوع دوميليون ريال وجه بانكي شماره ...آقاي ...رانيزجزومبالغ پرداختي آقاي ((الف ))محاسبه مي نمايدكه باتوجه به عدم امضاي ظهرچك واثرنقل وانتقال وجه اين چك به آقاي ((الف ))وازطريق ايشان به آقاي ((ب ))نمي توان اين اقلام راجزواقلام پرداختي آقاي ((الف ))منظورومحاسبه نمود.
همچنين موضوع چك ...آقاي ((ب ))كه بدون تاريخ در يدآقاي ((الف ))است باتوجه به عبارت مندرج درمتن آن قيدگرديده دروجه آقاي ((الف ))بابت بدهي دستي وباتوجه به ارسال اظهارنامه ...وملاحظه تاريخ چكهاماقبل ومابعدآن كه هردو درارديبهشت ماه 1366وحدودهفت ماه قبل ازقرارداد مختلف فيه بود وارتباط منطقي وعقلي بين وجه چك مذكور و قرارداد مورخ 2/9/69وجود نداردگذشته ازآنكه اطلاق كلمه چك به آن خلاف تعريف ماده 311قانون تجارت مصوب 1311مي باشد دليل قاطع ديگري كه پرداخت وجهي پس ازصدور و تاييد خلاصه حساب مورخ 20/12/62را اثبات نمايد بدست نيامد.صورتجلسات وتعهدات طرفين درجريان دعوي كيفري صرفنظر از وجود يا عدم اكراه آقاي ((ب ))كه هيئت داوران ازآن فارغ است به صراحت قسمت اخيرتعهد مورخ 4/2/69درپرونده كيفري كلاسه 2380شعبه 161 كيفري 2...وشرط مندرج درذيل آن موضوعا" منتفي است زيرا قرار بر اين بوده كه درصورت عدم انتقال قطعي پرونده به جاي خودباقي خواهد ماندو...كه وجود پرونده هاي موضوع داوري دليل برعدم اعتبار تعهد مذكوراست .باتوجه به مراتب بااستعانت ازخداوند حكيم دراجراي داوري نامه مورخ 12/3/70آقاي ((ب ))فرزندعلي خوانده پرونده كلاسه 68/140 محكوم است شش دانگ يك دستگاه آپارتمان قطعه 7 تفكيكي صورتمجلس تفكيكي شماره 151831/7/68ثبت مربوطه رابه انضمام يك باب انباري شماره 8درتراززيرهمكف ساختمان احداثي درپلاك ...بخش ...وبقدرالسهم ازعرصه ومشاعات ومشتركات برابرقانون تملك آپارتمانهابه آقاي ((الف )) درقبال وجوه دريافتي به موجب قراردادمورخ 2/9/66انتقال قطعي دهد و وام بانكي اختصاص يافته به آپارتمان مذكور درقبال تعهدبازپرداخت اقساط وهزينه هاي مربوط به آقاي ((الف ))منتقل نمايد.همچنين امتياز وحق اشتراك و ودايع مربوط به انشعاب آب وبرق مربوط به آپارتمان مذكورنيزبه نحومعمول جزءموردانتقال خواهد بود.دعوي آقاي ((الف )) نسبت به مازادآنچه كه موردحكم داوران قرارگرفت به لحاظ عدم اجراي تعهدات وفقد دليل شرعي وقانوني محكوم به رداست ودعوي آقاي ((ب )) غيرموجه ومحكوم به رداست نسبت به بقيه خواسته وي نيز بااعلام رد دعوي خواهان اصلي نسبت به مازاد موضوعا"منتفي است .
داوراختصاصي آقاي ((الف ))ضمن اعلام اينكه مهندس راه وساختمان است وآقاي مهندس ((ش ))درمحاسبه خوداشتباه كرده وايشان باانتخاب آقاي ((س ))به عنوان كارشناس اقدام كرده وضمن برشمردن اشتباهات ايشان واينكه سرداوراجازه اظهارنظر وحتي محاسبه وبرآورد را در جلسات از اينجانب سلب نمودندبابرشمردن هزينه هاي انجام شده ونحوه حياط سازي وغيره واينكه آقاي ((ب ))تعهداتي كه داشتندانجام نداده اند باتوجه به آراء صادره ازدادگاههاي كيفري يك و دو و برله آقاي ((الف ))محق بودن آقاي ((الف ))رامحرزتشخيص واظهاراميدواري نموده كه مشاراليه به حقوق حقه و قانوني خودبرسد.راي داوران به طرفين ابلاغ مي شود. آقاي ((الف ))ضمن ارسال لايحه مفصلي در 8صفحه اعلام كرده نظر و راي داوران بدون توجه به راي لازم الاتباع دادگاه كيفري ومحتويات پرونده هاي كيفري وحقوقي و اظهارات و اقارير خوانده دعوي وكيل ايشان وبدون التفات به گواهي گواهان صادرشده وبرخلاف قوانين موجدحق وحق موجود وخارج ازداوري بوده تقاضاي صدورحكم بربطلان راي داوران نموده است . پس ازثبت لايحه مزبوردادگاه درتاريخ 8/8/70ختم رسيدگي را اعلام و پس ازكسب نظرآقاي مشاورچنين اظهارنظركرده است :حدود داوري به دو خواسته است به عبارت ديگرداوران سرانجام درتصميم نهايي خودمي بايد اعلام نمايندكه كداميك از دعاوي ثابت است هرچند داوران به موجب صدرماده 657 قانون آيين دادرسي مدني در رسيدگي و راي تابع اصول محاكمه نيستند لكن به حكم قسمت اخير همين ماده بايد شرايط قرار داوري را رعايت نمايند.در راي داوران اين قسمت مورد توجه قرار نگرفته و راي مذكورتلويحا"نسبت به مطلبي است كه موضوع داوري نبوده و رد صورتي كه دادگاه در داوري نامه تنظيمي اعلام مي كرد(استحقاق خواهان اصلي وميزان استحقاق وي در آپارتمانهاي مورد دعوي معين گردد)در اين صورت راي داوران مي توانست منطبق بامطلب و خواسته و حدودداوري باشد و حال آنكه دردادخواستهاوتعيين خواسته هاودرداوري نامه چنين موردي مطرح نگرديده وازنظرماهيت درمعرفي شركت مدني گفته اندشركت يكي ازعقود معين است كه همراه بااشاعه درحق مالكيت ايجادمي گردد.مالكيتهاي جزءاصالت خودراازدست مي دهندودريك مالكيت مشترك ادغام مي شودومالكيت خصوصي وميتقل هريك ازشركاءبه مالكيت اشتراكي دريكديگرتبديل مي گردندوحق هريك منتشردرمجموع موجودخواهدبود. به شرح مستند دعوي درپرونده 68/418 درصدرمستند عادي مرقوم (شراكت نامه )قيد شده است ودرسطردوم عبارت بهاي آن به مبلغ ...ريال ازوجوه مشترك پرداخت گرديده است عبارت مذكورحاكي ازخريد زمين از محل وجوه مشترك است .ثمن معامله توسط طرفين پرداخت شده وسهم هر ازخريداران از زمين ابتياعي مفروزومشخص نيست بند 3 مستند مذكور شركاءرابانام معرفي مي كند كه باعدم افرازدرزمين مذكورقهرا"اتحاد مالكيت واشاعه بايدمطرح باشد.ماده 571 قانون مدني به ماهيت شركت توجه كرده است وبه اسباب آن اشاره ندارد وجوهرشركت رااشاعه در مالكيت معرفي مي كندوحكم ديگري نسبت به مالكيت طرفين درزمين مورد معامله كه درمستند دعوي معرفي شده جاري نخواهدبودواين حالت اشاعه درزمين مذكورصرف نظرازاينكه طرفين يايكي ازطرفين تعهدات بعدي خودراانجام داده ياندهند به قوت خودباقي است واستنكاف هريك از شركاءازپرداخت هزينه بعدي ياخودداري ازانجام تعهدات نيزحالت اشاعه رازايل نمي كندواركان اين اشاعه وشركت منطبق بانظام قانون مدني وپيروي ازحقوق اماميه ،حق مالكيت هريك ازآنان درزمين ابتياعي به قدرالسهم است .تصميم به فعاليت واحداث ساختمان اززمين ملك مشاع ازناحيه طرفين اتخاذشده است چگونگي اداره وتقسيم سود و زيان به تناسب سهم شركاءمبين شده است وقراردادمذكورعقدي است معوض وتمليكي ورضايي اختلاطي است ازيك مبادله و سرانجام عقدي است مستمر كه تا زمان انحلال شركت حقوق وتعهدات شركاءباقي است وانحلال آن تابع حكم ماده 589 قانون مدني است وموردي براي فسخ ازناحيه يك طرف موجود نيست .طرفين نيزهردواظهار واصراردرانعقاد شركت داندوشريك شده اند وبديهي است كه عقدشركت نيز مي تواند مشمول ماده 219قانون مدني باشد كه بااوصاف مرقوم به نظردادگاه مستند دعوي قرارداد شركت است .در نظر داوران در اين مورد به لحاظ عدم انطباق نظريه باقانون قابل پذيرش نيست .ثالثا"داوران بدون توجه به مدلول صدرماده 658 قانون آيين دادرسي مدني بدون ماخذ قانون وصرفا"به موجب قراردادآقاي ((ب )) رامحكوم به انتقال يك دستگاه آپارتمان مفروزمشخص كرده اند(ظاهرا" ميزان هزينه كل آپارتمانهاوميزان وجه پرداختي آقاي ((الف ))ونسبت آن موردتوجه بوده است )كه صرف همين اظهارنظر خودمبين پذيرش داوران دراستحقاق خواهان پرونده اصلي به قدرالسهم است لكن چگونگي قرار گرفتن اين حق خواهان درآپارتمان منفك ومعين در راي داوران تعيين نشده است وعلت عدم اشاعه همين قدرالسهم دركل آپارتمانهابه صورت اشاعه نيزدر راي مذكور معلوم نگرديده است .به عبارت ديگر داوران قرارداد طرفين رابه لحاط عدمم وجود جوهرشركت تلقي نكرده اند لكن سرانجام حق يك ازطرفين را حق عيني نسبت به مال مشترك شناخته اند و منشاءوماخذوميزان رانيزذكرنكرده اندوصاحب حق رانيزداراي اختيار درانتخاب ندانسته اند نتيجتا"راي داوران به شرح فوق خارج ازحدود داوري وبه خلاف قانون موجدحق به خصوص ماده 575 قانون مدني است و به نظردادگاه راي مذكور به استناد بند يك و صدر بند 2 ماده 665 قانون آيين دادرسي مدني حكم مقرردرماده 666قانون مذكور ناظر به ماده 665 قانون يادشده اساسا"باطل وغيرقابل اجراست و رسيدگي به اصل دعوي متوقف خواهدبود.پس ازابلاغ نظريه و وصول اعتراض پرونده به ديوان عالي كشورارسال وبه اين شعبه ارجاع شده است .هيئت شعبه پس ازبررسي اوراق پرونده طي دادنامه شماره 2363/2/71 چنين راي داده است :
((اعتراض خاصي كه دراين مرحله موردتوجه واقع شودازطرف معترض به عمل نيامده است .بالحاظ اوراق پرونده ومستندات دعوي واينكه به موجب فتوكپي اوراق مستخرجه ازپرونده كيفري آقاي ((ب ))صرحا"اقرار به تعلق سه واحد از آپارتمانهاي احداثي به آقاي ((الف ))نموده و آقاي ((الف ))نموده وآقاي ((ج ))وكيل آقاي ((ب ))درپرونده كيفري كه بعدا" به سمت داوراختصاصي او تعيين ودرصدورراي داوري شركت داشته كرارا" به موجب لوايح تقديمي به وجودقراردادمشاركت دراحداث آپارتمانها بين طرفين دعوي تاكيدنموده است .بنابه مراتب باتوجه به اوراق پرونده كيفري واينكه آقاي ((ب ))به علت انتقال مال غيرمحكوميت كيفري حاصل نموده ،برنظريه دادگاه كه اشعاربه ابطال راي داوران (اكثريت )دارد وصحيحا"ومستدلا"صادرگرديده اشكالي ملحوظ نيست .نظريه مزبور تاييد مي شودوپرونده براي اقدام قانوني به دادگاه اعاده مي شود.))
دادگاه پس ازوصول پرونده وقت احتياطي مندرج در پرونده رابه وقت دادرسي تبديل وطرفين رابراي ادامه دادرسي واستماع اظهارات داوران دعوت وداوران نيزبراي اداي توضيح در خصوص كيفيت راي صادره دعوت مي شوند.پس از تشكيل جلسه دادرسي واستماع اظهارات داوران وطرفين وملاحظه لايحه طرفين وكسب نظر آقاي مشاورختم رسيدگي را اعلام وشرح دعاوي مطروحه چنين راي داده است :به اعتقاد دادگاه باتنظيم صورتمجلس مورخ 7/11/69طرفين باآگاهي به آنچه كه قبلا"بين آنهاجريان داشته و حتي باتوجه به مرحله دادرسي كيفري درحقيقت از تاريخ مزبور كه توافق به حل وفصل موضوع ازطريق داوري نموده اندمفادصورتجلسه مذكور جايگزين همان قراردادمحسوب مي گرددكه مي توانستنددرخارج ازدادگاه بين خودتنظيم نمايند.به عارت ديگرپس ازتنظيم صورتجلسه مذكور در توافق طرفين مفادهمين صورتجلسه به عنوان قراردادي كه درآن داوري هم بايدبه وظيفه قانوني خود عمل مي نمودند.دادگاه اعتقاد داردكه هيئت داوران ازناحيه طرفين اختيارصدور راي سازش هم داشته اندولو اينكه آقاي ((ب ))و وكيل وي درپرونده كيفري يادرجاي ديگربه دفعات اقرار به وجود شركتي بين خود وآقاي ((الف ))هم نموده باشد چون در تاريخ موخر برآن اقرارلااقل از نظر خود نسبت به همين امرهم تصور اختلافي نموده اندكه برمبناي اين تصوراقدام به طرح دادخواستي تحت عنوان فسخ مشاركت نامه مورخ 2/9/66 كرده وآقاي ((الف ))به شرح صورتمجلس مورخ 29/8/68 صراحتا"خواسته خود را ابطال سند دو دانگ مشاع ازشش دانگ عرصه اعيان پلاك ثبتي ...والزام خوانده به انتقال دو دانگ ازشش دانگ پلاك مذكور رانموده اند.دادگاه ضمن شرحي دراطراف كيفيت ارجاع امربه داوري نتيجه گرفته كه داوران ازحدوداختيارات خارج نشده و اضافه نموده درصورتي كه داوران نسبت به اينكه آقاي ((الف ))حق داشته ازكل پلاك ثبتي مورد بحث نسبت به دو دانگ از شش دانگ پلاك موردنظر درخواست ابطال سند مالكيت متعلق به آقاي ((ب )) را مي نمايدا ظهارنظرمي نمودند ويا به صدور راي دراين خصوص اقدام مي نمودند درآن صورت راي اكثريت داوران صراحتا"برخلاف قوانين موجد حق محسوب مي گرديد زيرامحتويات پرونده نشان دهنده آن مي باشد كه لااقل در تاريخي كه طرفين توافق نموده اندكه به اختلافات آنها از طريق داوري رسيدگي وحل وفصل شود.ديگرملكي با مشخصات پلاك ثبتي ...وجود خارجي نداشته بلكه پس ازاينكه بااخذ پروانه ساختماني بر روي قطعه زمين پلاك فوق تعداد ده فقره آپارتمان احداث شده منتهي به تنظيم صورتمجلس تفكيكي گردد وهر واحد آپارتمان با پلاك ثبتي جديد مشخص شده وتعدادهفت باب ازآپارتمانهاي ده واحدي هم باتنظيم سندرسمي انتقال درحق افراد ديگري قرارگرفته وآن اشخاص دخالتي دردادرسي نداشته اندولذاهيئت داوري نمي توانسته اظهارنظربه امري نمايد كه نتيجه آن اظهارنظرتعدي ويادخالت درحق ياحقوق اشخاص باشد كه جزء طرفين پرونده هاي مطروحه دراين شعبه نبوده اند.بنابه مراتب  با عنايت به مواردمنعكس درفوق وبادرنظرگرفتن اينكه به اعتقاددادگاه راي اكثريت هيئت داوري مشمول هيچ يك از شقوق مندرج درماده 665 قانون آيين دادرسي مدني نبوده وفاقد اشكال قانوني است بنابراين اعتراض به عمل آمده نسبت به راي موردنظرغيرواردتشخيص وحكم به رد آن وتاييدراي اكثريت هيئت داوران صادرواعلام مي گردد.ازراي صادره پس ازابلاغ آن آقاي ((الف ))تجديدنظرخواهي كرده رسيدگي به اين شعبه ارجاع شده است .دادخواست ولايحه ضميمه آن وپاسخ تجديدنظرخوانده موقع مشاوره قرائت خواهدشد.
هيئت شعبه درتاريخ بالاتشكيل گرديدو پس ازقرائت اوراق پرونده و گزارش عضومميزمشاوره نموده چنين راي مي دهد:
((اشكالات زيربردادنامه تجديدنظرخواسته واردوحكم مزبور مخدوش است 1.برطبق ماده 14قانون تشكيل دادگاههاي حقوقي يك ودو كه در زمان صدورحكم تجديدنظرخواسته لازم الاجرابوده بعدازاينكه دادگاه اقدام به صدورنظريه نمودپرونده رابه ديوان عالي كشورمي فرستددر صورتي كه نظريه دادگاه موردتاييدقرارنگيرددادگاه برطبق نظر خود راي ميدهد.مفهوم مخالف مفادماده مرقوم اين است كه درصورتيكه نظريه دادگاه موردتاييدديوان عالي كشور قرارگرفت دادگاه مي بايستي بر اساس نظريه تاييدشده انشاءراي نمايد درحالي كه دادگاه راي خلاف نظريه تاييدشده صادرنموده كه محل بحث وتامل است 1.قرارداد مورخ 2/9/66 مستنددعوي مفادا"تعهدمشاركت وازمصاديق ماده 10قانون مدني است وبرطبق بند 4آن تصريح گرديده كه آقاي ((الف ))به نسبت يك سوم وآقاي ((ب ))به نسبت دوسوم درمال الشركه سهيم خواهند بود حتي در بند 9قراردادمشاركت اعلام شده كه درسودياضررمشاركت طرفين به نسبت تعهدات خودكه دربند 4آمده مشاركت خواهندداشت .بدينوسيله انجام و اجراي مشاركت تصريح وتسجيل شده وحتي سودوزيان حاصله ازمشاركت به نسبت يك سوم ودوسوم پيش بيني شده است درحالي كه اكثريت داوران به شرح نظريه ابرازي موضوع شركت بين طرفين راغيرقانوني اعلام وآن را نفي كرده اندامابرچه اساس ومبنايي تجديدنظرخواه رامالك يك واحد ازده واحدآپارتمان اعلام كرده اندمشخص نيست وتوجيه قانوني ندارد 2.آقاي ((ب ))تجديدنظرخوانده به خلاف نظريه اكثريت داوران كرارا" شركتنامه عادي مورخ 2/9/66 راكه بين اووآقاي ((الف )) تنظيم شده خصوص به شرح صورتجلسه مورخ 2/7/69 موردتاييد قرارداده است ودر همان جلسه دادگاه صراحتا"اظهارداشته كه آقاي ((الف )) جمعا" نهصد هزارتومان به من دادوسه ماه هم دركار ساختمان نظارت داشت وبا هزينه خودده دستگاه آپارتمان دراين قطعه زمين ساختم وكل پلاك با اطلاع آقاي ((الف )) به من انتقال داده شد و تفكيك كردم وبراي هر دستگاه سندجداگانه گرفتم وشش دستگاه آن رامنتقل كردم وچهاردستگاه ديگرباقيمانده دودستگاه آن رابايدبه شركاء خود انتقال دهم ودو دستگاه هم مال خودم مي باشد.
3.متعاقب تنظيم شركتنامه عادي بين فروشنده زمين بانو...به شرح وكالتنامه رسمي  مضبوط درپرونده امربه آقايان ((ب )) و ((الف )) وكالت رسمي داده كه متفقا"ومنفردا" بامراجعه به ادارات دولتي و شهرداري براي ايجادبنااقدام نمايند.اخذوكالتنامه ازفروشنده زمين مويدشركت مدني موجودبين طرفين دعوي است وچنانچه شركتي بين اين دو وجودنداشت دادخواستي كه آقاي ...ازطرف آقاي ((ب ))به خواسته فسخ مشاركت نامه مورخ 2/9/66 به دادگاه تقديم شده موضوعيت نداشت .
4.انتقالتعدادي ازآپارتمانهاتوسط آقاي ((ب ))به ديگران درحالي كه آقاي ((الف )) مشاعا"شريك اوبوده ودر جزء جزءآپارتمانهاي احداثي مالكيت داشته خلاف قوانين جاريه بوده به همين سبب هم آقاي ((ب )) محكوميت كيفري حاصل وبه دوسال زندان محكوم شده است 5 به شرح برگ 177 پرونده كيفري كه فتوكپي آن پيوست پرونده است درقبال پرسش دادگاه كيفري يك ...شعبه 133 ازآقاي ((ب ))كه سه واحدمتعلق به آقاي ((الف ))درچه وضعيت است پاسخ داده يك واحدراواگذاركردم و دو واحد هم آماده تحويل است .حاضرم درصورتي كه هزينه هاراپرداخت كندهرسه واحدراتحويل دهم 6.بنابه مراتب باتوجه به اينكه برطبق ماده 220 قانون مدني كه مقررداشته است عقود،نه فقط متعاملين رابه اجراي چيزي كه درآن تصريح شده است ملزم مي نمايدبلكه متعاملين به كليه نتايجي هم كه موجب عرف وعادت يابه موجب قانون ازعقدحاصل مي شود ملزم مي باشند.ترتيب اثرندادن به قراردادمستنددعوي ازطرف اكثريت داوران ونفي شركت ازجانب آنان درحالي كه آقاي ((ب ))شخصا"به موجب تاكيدات واقاريرمعموله حتي حاضرگرديده مفاد شركت نامه را اجرانمايدخلاف محتويات پرونده وقانون وقوانين موجد حق بوده ونظريه اكثريت داوران قابل تربيت اثرنبوده وحكم تجديدنظرخواسته كه بر مبناي نظريه مخدوش داوران وبدون استدلال موجه قانوني صادرگرديده قابل ابرام نبوده است وبانقض آن تجديدرسيدگي به شعبه ديگردادگاه حقوقي يك ...ارجاع مي شود.))

مرجع :
كتاب آراي ديوان عالي كشور درامورحقوقي ، جلددوم
تاليف ، يداله بازگير، كارشناس قضائي وزارت دادگستري
انتشارات ققنوس ، چاپ اول ، چاپ سحاب ، 1377
85

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده