تاريخ رسيدگي :29/9/1371 دادنامه :513 فرجامخواه : (ب ) فرجامخوانده :(الف ) فرجامخواسته دادنامه شماره 4379/6/71صادره از شعبه 145 دادنامه كيفري يك تهران مرجع رسيدگي شعبه 16 ديوان عالي كشور هيات شعبه آقايان :....رئيس و.... عضومعاون خلاصه جريان پرونده : در تاريخ 12/12/70 آقاي (الف ) به دادسراي عمومي تهران اعلام نموده كه به اتهام زنا توقيف و در خلال ايام بازداشت اتومبيل پيكان سواري خود را به رسم امانت در اختيار پسرش (ب )قرارداده تا با مسافركشي كردن هزينه معاش عمسر و فرزندانش راتامين نمايد. ليكن نامبرده اتومبيل را تصاحب نموده و به غير فروخته است ، شاكي اضافه نموده كه پسرش (ب ) مبلغ سه ميليون و پانصد هزار ريال وجه نقد او را كه نزد دخترش بوده با سوء استفاده تصاحب و حيف و ميل نموده است و با اخذ سند و كارت ماشين از دخترم (ص )رفته ماشين را به غير فروخته است درحالي كه من در وكالتنامه تنظيم شده در زندان كه به او داده ام تصريح كرده ام كه حق فروش اتومبيل را ندارد و تقاضاي تعقيب او را دارم 0 متهم (ب ) فرزند(الف ) در پاسخ تفهيم موضوع شكايت اظهار داشته قبول دارم يكسال پيش اتومبيل را جهت كار كردن به طور امانت به من داد و اتومبيل چپ شد و من هم آن را به مبلغ سيصد و پنجاه هزار تومان فروختم و پول را به خانواده او داده ام 0 شاكي جهت اثبات شكايت خود يك برگ وكالتنامه قولنامه مورخ 10/11/70 تنظيم شده بين (ب ) و (ج )را ارائه و پيوست نموده است. آقاي (ج ) فرزند....به عنوان خريد اتومبيل مورد شكايت اظهار داشته من سواد چنداني ندارم و اين خودرو را در تاريخ 10/11/70 از (ب ) به مبلغ سيصد و پنجاه هزار تومان خريده ام و ماشين تحويل من شده و سيصد هزار تومان آن را پرداخته ام و پنجاه هزار تومان بقيه را بنا بوده در محضر به فروشنده بدهم و (ب ) هنگام فروش يك برگ وكالتنامه ارائه كرددر حالي كه من هم مبلغي خدود سيصدهزار تومان خرج ماشين كرده ام وآن را به مبلغ ششصد هزار تومان به (م ) فروخته ام 0 خانم (ص )فرزند (الف )15 ساله اظهار داشته در تيرماه سال 70 پدرم (الف ) و مادرم (س ) زنداني شدند و من روي اطميناني كه به برادرم (ب ) دارم رسيدي از او نگرفتم و از سيصد و پنجاه تومان مبلغ يكصدو پنجاه هزارتومان براي وديعه خانه اجاره پرداخته و بقيه رانداده است. متهم اظهار داشته من پولهاي ماخوذه را مسترد كرده ام ليكن رسيدي ندارم و از سيصد تومان يكصد و پنجاه تومان براي اجاره نامه داده ام و بقيه را به (س ) و (ص ) داده ام و اگر (س ) به قرآن قسم بخورد قبول دارم خانم (س ) سوگند اظهار داشته كه من پولي از(ب ) نگرفته ام 0 آقاي (الف ) در تحقيقات بازپرسي اعلام نموده كه (ب ) سيصد وسي و سه هزارتومان نقد از دخترم گرفته يكصدو پنجاه هزار تومان را داده باقميانده اش را كلاهبرداري كرده و ماشين را هم خيانت در امانت كرده و فروخته است تقاضاي تعقيب او را دارم و هرچه همسرم و دخترم گفته اند قبول دارم 0 آقاي بازپرس دادسراي تهران با تفهيم اتهام به متهم به عنوان خيانت در امانت و كلاهبرداري و با اخذ آخرين دفاع و تامين قرار مجرميت (ب ) را صادر نموده كه به موافقت دادسرا رسيده و يكفرخواست مورخ 20/3/71 عليه متهم تنظيم و به استناد ماده 119 قانون تعزيرات و ماده يك قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري ورعايت ماده 47قانون مجازات اسلامي درخواست مجازات (ب ) شده است. پرونده در شعبه 145 دادگاه كيفري يك تهران مورد رسيدگي واقع شده و دادگاه با تعيين وقت دادرسي و احضار شاكي و متهم و با انجام دادرسي و استماع شكايت شاكي و مدافعات متهم به موجب راي شماره 4379/6/71 نامبرده رابه كلاهبرداري و يكسال زندان و پرداخت مبلغ شش ميليون ريال به عنوان جزاي نقدي محكوم نموده و در مورد خيانت در امانت به لحاظ اينكه جرمي را داراي عناوين متعدد دانسته و به استناد ماده 26 قانون مجازات اسلامي نيازي به تعيين كيفرنوانسته و مجازاتي تعيين نكرده است. راي صادره ابلاغ شده و محكوم عليه نسبت به محكوميت خوداعتراض و درخواست رسيدگي تجديدنظر نموده است. همچنين (ج ) به عنوان شاكي به موجب لايحه مورخ 2/7/71 به نحو اجمال درخواست رسيدگي تجديدنظر به ديوان عالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع شده است. گفتني است كه محكوم عليه دادخواستي به خواسته اعسار از پرداخت مبلغ شش ميليون ريال جزاي نقدي مورد حكم محكوميت خود تقديم شعبه 145 دادگاه كيفري يك نموده كه پيوست گرديده و اقدامي نسبت به آن نشده است. هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس ازقرائت گزارش آقاي .... عضو مميز اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي ...داديار ديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر نقض دادنامه صادره مشاوره نموده چنين راي مي دهد: بسمه تعالي صرفنظر از اينكه حكم برائت متهم صادر نشده كه آقاي (ج ) به عنوان شاكي حق تجديدنظرخواهي داشته باشد مستفادازمجموع محتويات اوراق پرونده نظر به اينكه متهم مدتي قبل از صدور حكم توقيف گرديده و دادگاه در راي خود ذكر احتساب ايام بازداشت قبلي محكوم عليه را ننموده است نظر به اينكه به دلالت مندرجات قولنامه مورخ 10/11/70 مضبوط در پرونده متهم تصريح نموده كه به وكالت از پدرش معامله را انجام مي دهد بر فرض اينكه فاقد سمت باشد اين چنين معامله اي فضولي تقلي و فاقد وصف جزائي است. نظر به اينكه متهم مرتكب حيله تقلبي نشده و به نحو عدوان هم مستولي بر اتومبيل نگرديده بلكه اتومبيل به عنوان پدر و فرزندي به صورت ماذونه در يد و تصرف (ب ) قرار گرفته است به نظرمي رسد كه اتهام انتسابي خيانت در امامنت است بنا به جهات اشعاري راي شماره 4379/6/71 شعبه 145 دادگاه كيفري يك تهران نقض و پرونده جهت رسيدگي مجددبه شعبه ديگر دادگاه كيفري يك تهران محول مي شود. مرجع : كتاب كلاهبرداري ، اختلاس وارتشاءدرآراي ديوان عالي كشور تاليف يداله بازگير ،نشرحقوقدان ،چاپ اول ، پائيز 1376 52
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com