تاريخ رسيدگي :15/12/1371 دادنامه 673 فرجامخواه : (ب ) با وكالت (ج ) وكيل دادگستري فرجامخوانده (الف ) فرجامخواسته دادنامه شماره 75/598/1895/5/1371 صادره ازشعبه 27دادگاه كيفري .... تاريخ وصول دادخواست فرجامي :4/9/1371 مرجع رسيدگي شعبه 16 ديوان عالي كشور هيات شعبه آقايان .... رئيس و000عضو معاون 0 خلاصه جريان پرونده : آقاي (الف ) اهل و ساكن .... در تاريخ 24/5/69 به دادسراي عمومي.00اعلام نموده كه فردي معيل و مستاجر است و به موجب قولنامه مورخ 30/2/69 يكدستگاه خانه با اوصافي كه در قولنامه نوشته شده از خانم (ب ) اهل و ساكن .... به مبلغ چهارده ميليون ريال خريداري نموده و به عنوان بيعانه مبلغ پانصدهزار تومان (پنج ميليون ريال ) به هنگام تنظيم قولنامه به فروشنده پرداخت نموده و مقرربوده بعد از دو ماه پانصد هزار تومان ديگر بفروشنده پرداخت و محل تحويل شود كه زودتر از موع قسط دوم را تهيه و به فروشنده ارائه نمودم لكن خانم (ب ) از قبول قسط دوم و تحويل خانه امتناع نمود و اكنون نه معامله را فسخ مي كند و پولم را مي هد و نه حاضربه تحويل و انقتال خانه و قبول بقيه ثمن است و مي گويد خانه اش را ارزان فروخته است ، تقاضاي رسيدگي دارم 0 كلانتري بخش 4 .... با انجام تحقيقات اوليه مراتب را به دادسراي عمومي.00گزارش نموده وپرونده جهت رسيدگي به دادياري تحقيق شعبه هشتم ارجاع شده ، شاكي درمحضر دادياري اظهار داشته شكايتم از خانم (ب ) است پول راازمن گرفته ملك را فروخته حال سه ماه است از زمان وقوع معامله گذشته حاضر نيست ملك را واگذار كند و يا پولم را بپردازد. پانصد هزا تومان داده ام بقيه اش را برده ام بنگاه قبول نكرده 0 خانم (ب ) فرزند.00 51 ساله خانه دار اظهار داشته من حاضرم پول اورابدهم ولي بايستي به من فرصت بدهد و علت اين است كه ساختمان ساخته ام و پولش را خرج كرده ام و پانصد هزار تومان از او گرفته ام ، به من مهلت داده شود پولش را مي دهم 0 آقاي دايار با تفهيم اتهام به متهم و اخذ تامين و آخرين دفاع قرار مجرميت متهم را بعنوان كلاهبرداري صادر نموده و اين قرار به موافقت دادسرا رسيده و كيفرخواست شماره 8/69/261640/8/69 عليه متهم تنظيم و باستناد ماده 116 قانون تعزيرات درخواست مجازات متهم شده است. پرونده جهت رسيدگي به شعبه 23 دادگاه كيفري و000 ارجاع شده و دادگاه مرجوع اليه باچندين جلسه تجديدوقت و استماع گواهي گواهان شاكي و استماع مدافعات متهم به اين كه ( به شرح قولنامه كه فتوكپي آن ضميمه است با شاكي معامله كرده ام و قرار بر اين شده است مبلغ پانصد هزار تومان به من بدهد و داده است و بقيه موكول به اين شده كه هر وقت بقيه پول حياط را داده باشد ملك تحويل وي شود و چون شاكي به تعهدخود عمل نكرده است لذا من از تحويل ملك خود به او خودداري كرده ام ، از جانب من قصوري صورت نگرفته و بنده قصد كلاهبرداري نداشته ام و كلاهبرداري مصداق ندارد. دادگاه از متهم سوال نموده چنانچه شاكي بقيه پول ملك مورد معامله را به شما بدهد حاضريد كه ملك رابه وي تحويل دهيد خانم (ب ) اظهار داشته چنانچه يك ميليون پول بنده و تفاوت قيمت طبق نظر كارشناس بدهد به قيمت فعلي هر چه باشد حاضرم ملك را به شاكي بدهم 0 آقاي (د) بنگاهدار اظهار داشته معامله مورد بحث در بنگاه اينجانب انجام يفاته و اما در مورد اختلاف بعدي خانم (ب ) ادعا كرد كه خانه را به قيمت قبلي حاضر نيست بفروشد. ما به عنوان ثالث پنجاه هزار تومان مجددا" روي معامله گذاشتيم و خانم (ب ) راضي شد موقع اسباب كشي با همديگرمشاجره لفظي كردند و مشاجره هم از ناحيه (الف ) خريدار شروع شده بود، ديگر قضيه به هم خورد و تحويل و تحول انجام نشده و تخليه نشددر جلسه سوم من به آقاي (الف ) خريدار پيشنهاد كردم كه شمابياييد در اين خانه بعنوان رهني اقامت كنيد نه به عنوان مالك واو قبول نكرد و خريدار حاضر بود قسط دوم را پرداخت نمايد تا به محضر برويم و قضيه خاتمه يابد ولي روي پانصد هزار ريال قيمت اضافي به توافق نرسيدند. آقاي (ج ) وكيل دادگستري باتقديم برگ وكالتنامه و لايحه اي به وكالت از محكوم عليه درخواست تجديدنظر مجدد باستناد ماده 35 قانون تشكيل دادگاههاي كيفري يك و دو نموده و خانم (ب ) نيز شخصا از جناب آقاي دادستان كل كشور باستناد ماده مرقوم الذكر درخواست تجديدنظر مجدد نسبت به احكام صادره نموده واين درخواست مشاراليها در تاريخ 71/262390/8/71 به موافقت مقام معظم دادستان كل رسيده و پرونده جهت رسيدگي تجديدنظر مجدد وفق ماده 35 اشعاري به اين شعبه ارجاع شده است. هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد.پس ازقرائت گزارش آقاي .... عضو مميز و اوراق پرونده و نظريهكتبي آقاي .... داديارديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر نقض دادنامه شماره 5/598/1895/5/71 فرجام خواسته مشاوره نموده بشرح زير مبادرت بصدور راي مي نمايد: بسمه تعالي تجديدنظرخواهي مجدد خانم (ب ) فرزند.00 اهل و ساكن .... نسبت به دادنامه شماره 9259/2/71 صادره از شعبه 23 دادگاه كيفري.002 كه نامبرده را به اتهام كلاهبرداري به تحمل دو سال حبس و پرداخت پنج ميليون ريال جزاي نقدي و رد مبلغ پنج ميليون ريال به شاكي محكوم نموده و راي صادره در شعبه 37 دادگاه كيفري يك 000تاييدشده است باستناد مقررات ماده 35 قانون تشكيل دادگاههاي كيفري يك ودو كه اين درخواست به موافقت جناب آقاي دادستان محترم كل كشوررسيده است موجه به نظر مي رسد زيرا اولا" محتويات اوراق پرونده بالاخص مندرجات قولنامه مستند شكايت و اظهارات شاكي و متهمه و گواهان مويد اين است كه آقاي (الف ) و خانم (ب ) به منظور خريد وفروش يك باب خانه با حضور در بنگاه معاملات املاك (د) مبادرت به تنظيم قولنامه مورخ 30/2/69 نموده اند و مقرر گرديده مبلغ چهارده ميليون ريال ثمن معامله در سه نوبت به خانم فروشنده پرداخت و خانه مورد معهامله شاكي به عنوان خريدار بامتهم به عنوان فروشنده اختلاف پيدا مي كنند و به هر تقدير خانم (ب ) از تحويل خانه مورد معامله و قبول دومين قسط پانصدهزارتوماني امتناع مي نمايد.نظربه اينكه رابطه حقوقي طرفين مبتني بر قرارداد و قولنامه تنظيمي مورخ 20/2/69مي باشد و در آن قرارداد حدود مسئوليت و چگونگي تعهدات هر يك از طرفين مشخص شده و اساس اختلاف شاكي و متهم بر محور چگونگي انجام شروط و قيود مندرج در قولنامه مرقوم مي باشد علي فرض اينكه متهم به عنوان فروشنده بدون داشتن شرط انصراف و خيار از تسليم مبيع به خريدار و از حضور در دفترخانه اسناد رسمي جهت انتقال رسمي و از قبول و پذيرش باقيمانده ثمن معامله موضوع قولنامه مورد ادعاي شاكي امتناع نمايد در چنين صورتي شاكي به عنوان مدعي مي تواند با مراجعه به محاكم حقوقي وباتقديم دادخواست حقوقي اجبار و الزام خانم (ب ) را به تسليم خانه وانتقال رسمي و قبول باقيمانده ثمن خواستار شود به جهت آنكه موضوع اختلاف يك امر صرفا" حقوقي است. ثانيا": موضوع كلاهبرداري مذكور در ماده 116 قانون تعزيرات و ماده يك قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري اخيرالتصويب ناظر بر اين است كه شخصي با سوءنيت خاص مجرمانه از راه حيله و تقلب و تزوير و با توسل و تشبت به وسائل متقلبانه و دغل كارانه مال ديگري را ببرد در حالي كه در قضيه مروحه هيچگونه تزوير و حيله و عمل متقلبانه اي از ناحيه متهم انجام نشده ومورد منصرف از موضوع كلاهبرداري است. بنا به جهات اشعاري نظربه اينكه بزهي واقع نشده و اخلاف شاكي و متهم في نفسه حقوقي بوده و فاقد وصف و جنبه كيفري است و لذا با نقض آراء شماره 9259/2/71 شعبه 22 دادگاه كيفري 2 .... و 5/598/1895/5/71شعبه 27دادگاه كيفري .... راي به برائت خانم (ب ) فرزند.00 از اتهام منتسبه صادر و اعلام مي شود. اين راي قطعي و غير قابل تجديدنظر مجدد مي باشد. مرجع : كتاب كلاهبرداري ، اختلاس وارتشاءدرآراي ديوان عالي كشور تاليف يداله بازگير ،نشرحقوقدان ،چاپ اول ، پائيز 1376 56
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com