سامانه جستجو قوانین




رای ديوان عالی كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
تاريخ رسيدگي :23/10/1371 دادنامه 578 فرجامخواه : (د)با وكالت آقاي (ج ) فرجامخوانده : (الف ) و (ب ) فرجامخواسته : دادنامه شمار7261126/11/70 صادره از شعبه هفده دادگاه كيفري يك .... مرجع رسيدگي شعبه 16 ديوان عالي كشور هيات شعبه آقايان :000 رئيس و000عضو معاون 0

خلاصه جريان پرونده :
در تاريخ 26/12/68 آقاي (الف ) به دادسراي عمومي اعلام نموده كه آقاي (ب ) مبادرت به صدوريك فقره چك بلامحل شماره 56/1285/11/68 به مبلغ هفت ميليون ريال عهده حسابجاري شماره .... نزد شعبه  .... بانك .... نموده است. شاكي با ارائه گواهينامه عدم پرداخت بانك محال عليه درخواست تعقيب صادركننده چك را نموده است.آقاي (ب ) در پاسخ تفهيم اتهام اظهار داشته چك مذكور را بابت فروش خانه و در قبال تنظيم سند در محضر به (د) داده و نزد او امانت بوده و چون حاضر نشده خانه مورد معامله را رسما" منتقل كند من هم پول چك او را نداده ام و (د) چك اماني را رفته به شاكي فروخته است و من هم از (د) به عنوان خيانت در امانت شاكي هستم 0 نامبرده نهايتا" اظهار داشته بعنوان كلاهبردار شاكي هستم 0آقاي داديار دادسراي .... بموجب قرار مورخ 11/3/69 كه به موافقت دادسرا رسيده و در مورد اتهام (ب ) به صدور چك بلامحل باستدلال اينكه چك مورد شكايت در رابطه با قرارداد مورخ 25/12/67 بوده و چك مورد شكايت براي ده سال بعد از قرارداد صادر نموده است. قرار ابلاغ شده و و شاكي نسبت به قرار منع تعقيب اعتراض نموده ، پرونده جهت رسيدگي به اعتراض شاكي به شعبه 19دادگاه كيفري 2 ارسال شده و دادگاه مرقوم به دادسرا متذكر شده چون دوباره اعلام كلاهبرداري و خيانت در امانت (د) اتخاذ تصميم نشده پرونده اعاده مي شود.دادسرابه (د) فرزند.00 به اتهام خيانت درامانت وكلاهبرداري تفهيم اتهام نموده و در مورد خيانت در امانت قرار مجرميت و در مورد ساير اعلامات قرار منع تعقيب صادر نموده و پرونده را به دادگاه شعبه 19 كيفري 2 عودت داده است. متعاقبا" كيفرخواست مورخ 27/11/69 عليه (د) فرزند.00 تنظيم و باستناد ماده 119 تعزيرات درخواست مجازات نامبرده شده است. آقايان (ب ) و (د) متفقا" به موجب اظهارنامه ارسالي شماره 3004خودبراي آقاي (الف )اظهارداشته اند چون شما به تعهدات خود عمل نكرده ايد و چك شماره 1285156/11/68 به مبلغ هفتصدهزار تومان با ظهرنويسي به شما واگذار شده صرفا" براي پرداخت حقوقي موسسه .... دراختيار شما واگذار شده به شما اخطار مي شود كه به تعهدات خود عمل نماييد والا از طريق قانوني اقدام خواهد. بموجب صورتجلسه مورخ 14/8/69 تنظيم شده مابين آقايان (ه) و(د) و (ب ) نامبردگان نسبت به اختلافات مالي خود مصالح نموده و آقاي (ب ) اعلام نموده از تعقيب شكات خود عليه (د) منصرف است و اعلام گذشت نموده و طرفين تصريح نموده اند كه چك شماره 457094 بدون تاريخ بانك .... به امضاي (د) بابت پشتوانه چك شماره 1285156/11/68 بانك .... كه نزد.00 مي باشدبطور به (ب ) سپرده مي شود، چنانچه چك (ب ) بوسيله (الف ) وصول شود در قبال تحويل چك .... به خودشان چك (د) از (ب ) پس گرفته شود. شعبه 21 دادگاه كيفري.002 در مقام رسيدگي به اعتراض شاكي آقاي (الف ) نسبت به قرار منع تعقيب صادره از سوي آقاي دادياردوباره اتهام كلاهبرداري (د) را صادر نموده و بر اين ساسا مجددا"كيفر خواست ديگري به شماره 111788/6/70 عليه (د)به اتهام كلاهبرداري تنظيم و باستناد ماده 116 قانون تعزيرات درخواست مجازات نامبرده شده است. هر دو پرونده يعني موضوع كيفرخواستهاي مربوط به خيانت در امانت و كلاهبرداري به شعبه 19 دادگاه كيفري.002 ارجاع شده و شعبه مرجوع اليه با تعيين وقت رسيدگي و احضار شكات و متهم و با انجام دادرسي واستماع مدافعات متهم و اظهارات شكات به موجب دادنامه شماره 283964099/9/70 و 410/28397/9/70 با احراز بزهكاري متهم د رهر دو اتهام انتسابي باستناد ماده 119 قانون تعزيرات و ماده يك قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري و رد ماده استنادي دادسرا (د) را از حيث خيانت در امانت به پنجاه ضربه شلاق و از حيث كلاهبرداري به تحمل دوسال حبس تعزيري و رد اصل مال مورد كلاهبرداري به صاحبش و پرداخت معادل مال مورد كلاهبرداري به نفع دولت بعنوان جزاي نقدي محكوم نموده است. راي صادره ابلاغ شده ، محكوم عليه نسبت به راي صادره اعتراض و درخواست رسيدگي تجديدنظر نموده شعبه 17 دادگاه كيفري يك 000در مقام رسيدگي تجديدنظر  به موجب دادنامه شماره 7261126/11/70 خود با رد اعتراض وكيل محكوم عليه راي معترض عنه مرحله بدوي را تاييد نموده است. محكوم عليه باستنادمقررات ماده 35 قانون تشكيل دادگاههاي كيفري يك و دو از جانب آقاي دادستان محترم كل كشور درخواست تجديدنظر مجدد نموده كه اين تقاضا در تاريخ  27/5/1371 به موافقت ايشان رسيده و پرونده جهت رسيدگي تجديدنظر برابر مقررات ماده 35 اشعاري به ديوان عالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع شده است.
هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد.پس ازقرائت گزارش آقاي .... عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي .... داديار ديوان عالي كشور اجمالا مبني بر نقض دادنامه صادره مشاوره نموده چنين راي مي دهند:
بسمه تعالي
تجديدنظرخواهي مجدد آقاي (د) باستناد ماده 35 قانون تشكيل دادگاههاي كيفري يك ودو كه به موافقت جناب آقاي دادستان محترم كل كشور رسيده نسبت به راي شماره 39740994100و28396/9/70شعبه 19 دادگاه كيفري دو000كه در مرحله تجديدنظر بموجب دادنامه شماره 7261126/11/70 شعبه هفدهم دادگاه كيفري يك تاييد شده ( و به موجب آن به اتهام خيانت در امانت و كلاهبرداري باستناد ماده 119 قانون تعزيرات و ماده يك قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري و رعايت ماده 25قانون مجازات اسلامي به تحميل 50 ضربه شلاق و دو سال حبس تعزيري و رد اصل مال مورد كلاهبرداري به صاحب مال و پرداخت معادل وجه كلاهبرداري بعنوان جزاي نقدي به صندوق دولت محكوم شده است ) وارد است : زيرا: اولا" بناي پرونده بر اساس شكايت آقاي (الف ) از آقاي (ب ) به اتهام صدور چك بلامحل شماره 1285156/12/68 به مبلغ هفت ميليون ريال بوده كه آقاي داديار شعبه 4 تحقيق باستدلال اينكه چك مرقوم وعده دار بوده قرار منع تعقيب صادركننده چك را در تاريخ 12/3/69 صادر نموده كه اين قرار به موافقت دادسرا رسيده و با وصف اعتراض شاكي يعني آقاي (الف ) نسبت به قرار منع تعقيب صادره به شرح لايحه تقديمي مورخ 7/5/69ليكن تا ككنون محاكم كيفري دو000 نسبت به موضوع اعتراض شاكي اوليه هيچگونه اقدامي نكرده اند.ثانيا" بر فرض كه (د) نسبت به موضوع اعتراض شاكي اوليه هيچگونه اقدامي نكرده اند.ثانيا" بر فرض كه (د) نسبت به چك مذكور مرتكب خيانت در امانت و كلاهبرداري شده باشد به اعتبار اينكه مبلغ چك هفت ميليون ريال بوده در چنين صورتي نيز دادگاه كيفري 2 نيز صالح به رسيدگي نبوده است ثالثا" قرار منع تعقيب صادره مورخ 8/11/69 آقاي داديار دادسراي.00( داديار شعبه 4تحقيق در موضوع اتهام كلاهبرداري منتسبه به (د) صرفنظر از اينكه به موافقت دادسرا نرسيده اساسا" از طريق دادسرا به شكات ابلاغ نشده و شكات اعتراضي نسبت بقرار منع تعقيب صادره بعمل نياورده اند و معلوم و مشخص نيست چگونه در دادگاه كيفري دو اعتراض آنها استماع و قرارمنع تعقيب صادره در موضوع اتهام كلاهبرداري فسخ شده است رابعا" با وصف آنكه متهم پرونده اوليه يعني آقاي (ب ) بعنوان شاكي به كلاهبرداري و خيانت در امانت جهت اثبات شكايت خود عليه (د) به محتويات پرونده متشكله در پاسگاه ژاندارمري .... و پرونده مطروحه درشعبه سوم دادياري تحقيق استناد نموده ( برابر صورتجلسه مورخ 2/8/69 ) و ايضا" آقاي (الف ) جهت اثبات شكايت خودبه محتويات پرونده هاي كلاسه 68/931و69/274 استناد نموده و ضرورت داشته كه دادگاه پرونده هاي اشعاري را ملاحظه و خلاصه جريان آ;ها را در صورت جلسه منعكس مي نمود لكن دادگاه توجهي به اين درخواست شكات ننموده است.خامسا" در اساس اتهامات وارده به 000مبني بر خيانت در امانت وكلاهبرداري نظر به اين كه بموجب قولنامه مورخ 10/11/66 تنظيمي (الف )و(د) و قولنامه مورخ  25/12/67 تنظيمي (د) و (ب ) دو معامله غير منقول بين نامبردگان واقع شده كه بلحاظ پاره اي اختلافات مالي و معاذير قانوني ديگر انجام تعهدات هر يك از متعاملين در حدود شرايط مقرر در قولنامه هاي مذكور بعهده تعويق افتاده و نتيجتا" انتقال رسيم خانه هاي مورد معامله در تواريخ معينه صورت نگرفته است و هريك از طرفين به منظور تحت فشار گذاشتن طرف خود مبادرت به شكايت كيفري نموده اند نظر به اينكه بشرح مفاد ومدلول قولنامه مورخ 25/12/67وقراردادتكميلي مورخ 17/2/68چك شماره 1285156/11/68 بعنوان پرداخت قسمتي از ثمن معامله خانه ازناحيه 000تسليم (د) شده و ذكري از اماني بودن آن نشده است تا متهم ماذون به واگذاري آن نباشد نظر به اين كه آقايان (ب ) و (د) به موجب صورت جلسه سازش مورخ 14/8/69 با يكديگر تصفيه حساب نموده و (ب ) صريحا" اعلام به گذشت نموده است و اين اعلام گذشت به تاييدمامورين انتظامي رسيده است و نظر به اينكه (الف ) به موحب نامه مورخ 10/11/66 خود به عنوان موسسه .... صريحا" اعلام نموده كه قطعه زمين شماره ده موسسه 000را به (د) فروخته و بموجب راي شماره 56/72268/11/67 صادره از شعبه 24 دادگاه كيفري.002 بعنوان شاكي محكوم له گرديده است كه اين معني مويد آن است كه اجمالا حقوق او توسط (و)محكوم عليه دادنامه اشعاري ضايع شده است و نظر به اين كه خانه مورد معامله بين (ب ) و (د) بموجب سند رسمي شماره 463902/10/69 تنظيم شده در دفترخانه اسناد رسمي شماره .... به خريدار جديد واگذار شده و اين معني مويد آن است كه (د) به تعهدات خود در قبال (ب ) عمل نموده است و نظر به اين كه ششكات يعني (ب ) و (الف ) مشخص نكرده اند كه (د) چگونه و به چه طريقي و در كجا و چه ميزان و مبلغ كلاهبرداري كرده همچنانكه دركيفرخواست تنظيمي دادسراي.00و رداي محاكم كيفري 2و0001ذكري ازمبلغ مورد كلاهبرداري نشده است و نظر به اينكه مفاد اظهارنامه شماره 304 كه متفقا" بوسيله (ب ) و (د) تنظيم و براي (الف ) ارسال و در تاريخ 26/10/68 بنامبرده ابلاغ شده مفيد اين معني است كه چك مورد شكايت با اذن و اطلاع .... با ظهرنويسي (د) به (الف ) واگذار شده و دلالتي بر اماني بودن چك ندارد و بنا بهمراتب و جهات مذكور در فوق نظر به اين كه بر اساس معاملات غير منقول واقعه بين شكات و متهم اختلافاتي در خصوص چگونگي پرداخت قسمتهاي از ثمن معامله حاصل شده كه فاقد وصف و جنبه كيفري است و بلحاظ اين كه هيچگونه عمل مزورانه و متقلبانه اي به قصد بردن مال شكات از ناحيه (د) واقع نشده است با قبول تجديدنظرخواهي مجدد تجديدنظرخواه ويا نقض آراء شماره 4099/28396/9/70و4100/28397/9/70 شعبه 19 دادگاه كيفري دو 7261126/11/70 شعبه 17 كيفري يك 000حكم برائت (د)را به اتهام خيانت در امانت و كلاهبرداري صادر و اعلام مي نمايد.اين راي قطعي است.

مرجع :
كتاب كلاهبرداري ، اختلاس وارتشاءدرآراي ديوان عالي كشور
تاليف يداله بازگير ،نشرحقوقدان ،چاپ اول ، پائيز 1376
56

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده