تاريخ رسيدگي :24/11/1371 شماره دادنامه :13 فرجامخواه : (الف )(ب )(ج ) با وكالت.00 فرجامخوانده : وزارت نفت جمهوري اسلامي ايران فرجامخواسته دادنامه شماره 5657 5/2/71 صادره از شعبه 128 دادگاه كيفري يك تهران مرجع رسيدگي : شعبه 16 ديوان عالي كشور هيات شعبه : آقايان .... رئيس و000عضومعاون خلاصه جريان پرونده : اداره كل بازرسي وزارت نفت به موجب نامه شماره ب و ن 70/295 1/5/70 به دادسراي عمومي تهران اعلام نموده با بررسيهاي بعمل آمده آقاي (الف ) كارمند حسابداري حمل منطقه .... به اتفاق (ب ) يكي از پيمانكاران طرف قرارداد با شركت ملي پخش فرآورده هاي نفتي ايران با سوءاستفاده و جعل اسناد متجاوز از سيصد و شصت ميليون تومان از وجوه شركت ملي نفت را بنفع خود برداشتت و اختلاس كرده و تقاضاي تعقيب نامبردگان را نموده است. آقاي .... نماينده قضايي شركت ملي پخش فرآورده هاي نفتي ايران باحضوردرآگاهي تهران آگاهي تهران اظهار داشته است (الف ) و (ب ) با جعل تعداد 7700 برگ بارنامه هاي متعلق به پيمانكاران و تغيير ارقام و مقاصد حمل مندرج در آنها از سال 68لغايت 70 كلا متجاوز ازمبلغ 365889398ريال وجوه شركت ملي نفت را حيف و ميل و اختلاس كرده اند و متهمان صريحا اقرار به اتهامات خود نموده اند. آقاي (ب ) فرزند.00 34 ساله اهل .... پيمانكار شركت نفت اظهار داشته مدت 9سال است كه پيمانكار حمل فرآورده نفتي هستم 0 در سال 68(الف ) به من گفت : مقداري بارنامه هست كه هنوز پول آنها گرفته نشده بيا باهم پول آنها را دريافت كنيم يكدسته از برگ بارنامه ها را خودش زدبراي پول گرفتن و در تاريخ 26/12/68پول آنها را دريافت كردم و در چند نوبت ديگر هم دسته هايي از برگ بارنامه هاي قبلي را آورد و تنظيم كرد و من پول آنها را گرفتم و تا تاريخ 30/6/69 حدود27 ميليون تومان گرفتم و جمع كل وجوهي كه از شركت نفت گرفتيم حدود سي و پنج ميليون تومان بوده و سهم من 5/14 و سهم (الف )5/12 ميليون بوده است. نامبرده اظهارات قبلي خود در آگاهي را عينا در بازپرسي تاييد نموده و اضافه نموده بعد از لو رفتن قضيه مبلغ سه ميليون تومان به (د) داده ام ك ه كارها را روبه راه كند، لكن نامبرده مرتكب كلاهبرداري از ما شده و كاري نكرده است. (د) فرزند.000 42 ساله اهل .... شغل بيكار اظهار داشته من مدتها در كميته خدمت كرده ام و با (الف ) از اوائل انقلاب آشنا بوده ام 0من حدوددو سال است كه از كميته استعفا كرده ام و هنوز استعفاي من مورد قبول واقع نشده است. مدتي قبل (الف ) بمن تلفن زد كه در بيمارستان هستم حالم خوب نيست به من سري بزن منهم رفتم ملاقات او (الف ) گفت من و (ب ) پيمانكار از شركت نفت اختلاس كرده ايم كه يك دفعه گفت 20 ميليون و يكدفعه گفت ده ميليون و يكدفعه مي گفت سي و شش ميليون تومانن و از من خواست هر كاري مي توانم براي اوانجام دهم ، من گفتم خودتان با رئيس خودتان مساله را در ميان بگذاريد و پول را مسترد كنيد قرار شد پول برگشت داده شود. (الف ) يك چك دو ميليون توماني بمن داد و هم يك ميليون نقد به من داد و من وسوسه شدم و دو ميليون تومان را به حساب شركت نفت نريختم و خودم پول را خرج كردم و ماشين پاترول خريدم 0 نامبرده درقبال تفهيم اتهام بازپرسي مبني بر كلاهبرداري وجعل عنوان و سوءاستفاده ازسند مجعول و غصب عنوان و نگهداري موادمخدر و مهمات جنگي اجمالا اقرار به گناه نموده است. (و) فرزند.00 29 س اله حسابدار شركت نفت اهل .... ساكن 000اظهارداشته تعدادي بارنامه مربوط به حمل فرآورده هاي نفتي مربوط به سالهاي قبل از انقلاب از پيمانكاران طاغوتي و فراي مثل ساربانها و بيابانگرد مانده بود كه اين بارنامه ها حمل شده بود ولي پول حمل آنيها را پيمانكاران طاغوتي از شركت نفت نگرفته بودند. من موضوع را با (ب ) در ميان گذاشتم ، او گفت من دنبال چنين كاري بوده ام به هر حال بارنامه هاي قبلي را زده ودر شب عيد سال 69پولش را گرفتيم و بعد از روي فقر و ناعلاجي چندين مورد ديگر به صورت چندتايي تعدادي بارنامه هاي ساربانهاوبيابانگرد را تنظيم كرديم و از انباركن آورديم و با دستكاري و تغييرمقاصد حمل و تاريخ حمل و مبلغ به سيستم كامپيوتري داديم و پول آنهارا اخذ و با (ب ) نصف كرديم و بعد از ويرايش دوم وتنظيم صورتحساب و اخذ پول كرايه بارنامه هاي جعلي ، آنها رابا(ب ) پاره مي كرديم و(ج ) پول آنها را با چك به من مي داد و اول پول (ج ) را هر بار چهارهزار تومان پانصدتومان هزارتومان مي داديم و بعد بقيه را نصف مي كرديم تا اينكه من مريض شدم 0 دربيمارستان بودم روزي آقاي (ه) به ملاقات من آپد گفت از طرف اداره جلو پيمان (ب ) را گرفته اند چون يك نفتكش ايشان يك ميليون كيلومتر كار كرده است. تا گفت من متوجه شدم كار برملا شده است. من گفتم اين كار من است با (ب ) پولها را تقسيم كرده ايم و حالا حاضريم پولها را پس بدهيم و بعد (ب ) با آقاي (ه) به شركت نفت رفتند و قضيه را اقرار كردند و قرار شد كل پولهاي ماخوذه رابرگردانيم به شركت نفت و اصل موضوع تغيير تاريخ بارنامه ها از سال 60به 69 بود كه آن را تغيير مي داديم و اين موضوع را من و (ب ) و (ج )مي دانستيم و تمام پولها را يا پرداخته ايم يا توديع كرده ايم و درخواست عفو دارم 0(ج ) فرزند.00 43 اهل .... كارمند شركت نفت اظهار داشته من در سال 68در امور مالي و قسمت بايگاني مشغول به كار بودم ، صورت حسابهاي حمل و نقل فرآورده هاي نفتي (صورت ليجر) را جدا مي كردم يكي دوبار ديده بودم بعضي پرونده ها كه از كامپيوتر مي آيد پاره است ، به آقاي (ه) گفتم ايشان گفت شايد مال خودكاركامپيوتر باشد. بعد ديدم صورتحسابهاي (ب ) پاره مي شود به (ب ) زنگ زدم گفتم من موضوع را مي دانم البته يكدستي زدم 0 آقاي (ب ) گفت مي آيم جريان را به (الف ) مي گويم بعد.00آمد وجريان سوءاستفاده از بارنامه هاي قبلي را باين كرد وبعد مبالغي پول بعنوان شيريني به من دادند و بعد كه قضيه لورفت تمام مبلغ را به (ب )پس دادم 0 آقاي بازپرس شعبه ششم دادسراي عمومي تهران با تفهيم اتهام به متهمين و با اخذ تامين در تاريخ 16/10/70 قرار مجرميت.00(الف ) را به اتهام جعل حواله و بارنامه حمل بتعداد7700 برگ و استفاده از اسناد مجعول و معدوم كردن اسناد دولتي واختلاس مبلغ 365889398 ريال و (ب ) و (ج ) را به اتهام معاونت در جرايم انتسابي به متهم رديف اول و (د) را به اتهام جعل احكام رسمي و استفاده از احكام مجعول و كلاهبرداري بمبلغ سي ميليوين ريال از متهمان رديف اول و دوم و جعل عنوان صادر نموده است كه قرار صادره به موافقت دادسرا رسيده و كيفرخواست مورخ 21202/10/70 عليه متهمين تنظيم و به استناد مواد 1و5 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري و مواد25و26و28 قانون مجازات اسلامي درخواست مجازات متهمين شده است. پرونده جهت رسيدگي به شعبه 128 دادگاه كيفري يك تهران ارجاع شده و شركت نفت عرضحال ضرر وزياني بخواسته مطالبه مبلغ 186732686 ريال بابت بقيه وجوه مورد اختلاس عليه (ب ) و (ج ) تقديم نموده كه پيوست پرونده كيفري شده است. دادگاه با تعيين وقت رسيدگي و احضار متهمين و با انجام دادرسي و استماع مدافعات متهمين به اين نحو كه (الف ) در دادگاه ا ظهار داشته كيفرخواست را به صورتي كه نوشته شده قبول ندارم و حدود4تا5هزار بارنامه و حدود بيست و هشت ميليون تومان از بارنامه افراد پيمانكاران طاغوتي گرفته ايم و كل پول را به وزارت نفت مسترد كرده ايم ، (ب ) اظهار داشته من اهل اين كارها نيستم پولي به حساب من ريخته نشده و من مي گرفتم و نصف مي كردم وحدود5/13 ميليون تومان سهم من شده است ، (ج ) اظهار داشته من كيفرخواست راقبول ندارم من كارگر شركت نفت بودم از موضوعي كه اين آقايان گفتند اطلاع پيدا كردم و اينها گفتند شما هم در اين كار سهيم باشيد اول راضي نبودم بعد راضي شدم و سه ميليون تومان پول به من دادند و بعد كل پول را تهيه كردم و پرداخت كردم و از كرده خود پشيمانم ، (د) در دادگاه اظهار داشته من كيفرخواست را قبول ندارم ولي حرفهاي (ب ) را قبول دارم و من مبلغ سه ميليون تومان راكه گرفته بودم ار ادراه آگاهي پس دادم 0 نماينده وزارت نفت العام نموده از كل مبلغ مورد اختلاس نوزده ميليون تومان به شركت نفت برگشت داده شده و عرضحال براي بقيه پول است كه بحساب دادگستري توديع شده و دادگاهدستور پرداخت آن را بدهد. دادگاه با اعلام رسيدگي وبه موجب راي شماره 57و556/2/71 با احراز بزهكاري متهمان و با اعمال تخفيف درباره آنان بلحاظ نداشتن سابقه و پرداخت وجه مورد اختلاس به شركت نفت به استناد مواد 1و5 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري و مواد26و28و34 قانون تعزيرات اسلامي و مواد20و21و25و24و رعيات ماده 22 قانون مجازات اسلامي از جهت شركت و معاونت و تعداد و اعمال تخفيف هريك از آقايان (الف ) و (ب ) را به دو سال حبس تعزيري و (الف ) را به دو سال انفصال موقت از خدمات دولتي و تحمل چهار ماه حبس از حيث معدوم كردن اسناد دولتي و (ج ) را به تحمل يكسال حبس و يكسال انفصال موقت از خدمات دولتي و (د) را به دو فقره 91 روز حبس و يكسال حبس در مورد كلاهبرداري و رد مال ماخوذه به مبلغ سي ميليون ريال و پرداخت جزاي نقدي به مبلغ سيصد هزار ريال محكوم نموده است.دادگاه مقرر داشته اسناد مجعول پيوست ابطال و وجوه توديع شده به شركت نفت پرداخت شود و به لحاظ پرداخت وجوه مورد اختلاس دادخواست شركت نفت را باطل نموده و متذكر شده ايام بازداشت قبلي متهم احتساب و از مدت محكوميت قطعي آنها كسر شود.راي صادره ابلاغ شده ،آقاي .... وكيل دادگستري به وكالت از آقايان (ب ) و (ج ) و (الف ) و اداره حقوقي وزارت نفت از حيث اشتباه محاسبه نسبت به راي صادره اعتراض ودرخواست رسيدگي تجديدنظر نموده اند و چون محاكم محكمه به عقيده خود باقي بوده پرونده به ديوانعالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع شده است. هيات شعبه در اريخ بالا تشكيل گرديد پس ازقرائت گزارش آقاي .... عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي ...داديار ديوانعالي كشور اجمالا مبني بر رد اعتراض و ابرام و دادنامه صادره مشاوره نموده چنين راي مي دهند: بسمه تعالي با توجه به مجموع محتويات اوراق پرونده اولا اعتراض وزارت نفت به عنوان شاكي نسبت به راي صادره به جهت صدور حكم محكوميت متهمين بي مورد است. و در مورد سهو قلم و اشتباه در محاسبه ارقام نيز اداره شاكي مي تواند به دادگاه صادركننده راي مراجعه نمايد. ثانيا: اعتراض و تجديدنظرخواهي وكيل محكوم عليهم با عنايت به اقرارصريح آنها متكي به دليل و موجه نمي باشد و نظر به اينكه راي صادره از لحاظ صحت مباني استدلال بر بزهكاري متهمين و رعايت تشريفات دادرسي فاقد ايراد و اشكال مي باشد، لذا با ردتجديدنظر خواهي وكيل محكوم عليهم راي معترض عنه شماره 57 و 556/2/71 شعبه 138 دادگاه كيفري يك تهران تنفيذ مي شود. مرجع : كتاب كلاهبرداري ، اختلاس وارتشاءدرآراي ديوان عالي كشور تاليف يداله بازگير ،نشرحقوقدان ،چاپ اول ، پائيز 1376 57
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com