سامانه جستجو قوانین




رای ديوان عالی كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
كلاسه پرونده : 1/16/3517
شماره دادنامه : 503
تاريخ رسيدگي : 24/9/1370
مرجع رسيدگي : شعبه 16 ديوان عالي كشور
هيات شعبه   : آقايان  ... 

خلاصه جريان پرونده : حسب مندرجات پرونده آقايان 1 آقاي (الف )60 ساله 2 آقاي (ب ) 28ساله 3 بانو(ج ) فرزند. .. به اتهام مشاركت در قتل عمدي (د) 4 آقاي (ه)به همراه متهمه رديف 3(به اتهام ) اخفاي جسد و دفن جسد در منزل مسكوني خودشان تحت تعقيب دادسراي عمومي  ...  قرار گرفته اند.  دادسراي مزبور به موجب كيفرخواست شماره 25883/8/68 و به استناد مواد 8 ناظر به ماده 5 و 1 از قانون حدود و قصاص و ماده 43 قانون تعزيرات درخواست تعيين كيفر نموده است. شعبه 17دادگاه كيفري يك ... پس از رسيدگي و اخذ نظريه كتبي آقاي ... و استماع مدافعات متهمين و وكلاي آنان و اعلام ختم دادرسي به موجب دادنامه بدون شماره مورخ 9/11/69 بشرح زير انشاء راي نموده است :
(با عنايت به محتويات پرونده و مدارك موجود در آن و شكايت اولياي دم و كشف جسد از منزل آقاي (ه) و ساير اوضاع و احوال موجود در پرونده بالخصوص اقرار و اعترا فخوا متهمين در مراحل مقدماتي و صفحه هاي 38و39و40 اقرار متهمه در جلسه دادگاه كه ( من از ناموس دفاع كردم و با دسته هاون زدم كشتم ) بزه انسابي درحق متهم آقاي (الف ) و بانو (ج ) محرز و مسلم مي باشد، ليكن آنچه از محتويات پرونده و مدارك موجود در آن استفاده مي شودقتل مقتوله مرحوم آقاي (د) به طور عادي نبوده است ،بلكه دفاع از ناموس بوده كه متهمين در تمام مراحل اعلام نموده اند و دليل برآن مطلب وقوع قتل در آن محيط است (ومقتول ) وارد خانه اش شده و درآن وقت شب چنين اتفاقي بوجود آمده است و در همان محل دفن نموده اند و اينكه اولياي دم در بعضي اوراق پرونده مدعي هستند(مقتول را) درجاي ديگر كشته اند و آورده اند دفن كرده اند، مدرك متنبه دال بر موضوع معنونه باشد در پرونده احراز نمي شود، بلكه مجردادعابوده وظاهرا" پرونده  ...  بر آن دلالت دارد كه مقتول خودش رفته و از ديوار وارد خانه متهمه شده و چنين اوضاع و احوالي به وجود آمده و درنتيجه برابر ماده 92و93و94بند يك كه حكايت دارد خوف براي نفس يا عرف يا مال كه مستند به قرائن  ... (مقتول ) باشد ( كه در مانحن فيه استناد به قرائن  ... (معقول ) بوده ) برابر ماده 92 متهمين مجازات نمي شوند ودر نتيجه با عنايت به حاكميت اصالت برائت و وقوع قتل در منزل متهم حكم برائت در حق متهمين رديف 1و2و3 (آقاي (الف ) و آقاي (ب ) و بانو (ج ) صادر (مي شود) و در مورد متهم رديف چهارم (آقاي (ه) به اتهام اخفا و دفن جسد و اقرار واعتراف خودمتهم بزه انتسابي محرز و مسلم مي باشد و دادگاه برابر ماده 43 قانون تعزيرات با اعمال ماده 35 از قانون مجازات اسلامي نامبرده را به تحمل دو ماه حبس تعزيري محكوم مي نمايد. )

پس از ابلاغ راي اولياي دم به نام بانو(و) مادرمقتول وخانم (ض ) عيال و قيمه صغار به راي صادره اعتراض نموده اند و پرونده به نظر آقاي رئيس دادگاه صادركننده راي رسيده و ايشان به شرح نظريه مورخ 13/11/69 به عقيده خود باقي مانده و پرونده به ديوان عالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع گرديده و به موجب دادنامه شماره 2188/3/70 به شرح زير اظهار نظر شده است :
(بسمه تعالي.نظر به مندرجات پرونده وكيفيات منعكس در آن برابر ماده 34 قانون تشكيل دادگاههاي كيفري يك و دو و شعب ديوان عالي كشور مصوب 20/4/68 مجلس شوراي اسلامي شاكي يا مدعي خصوصي نسبت به حكم برائت متهم در صورت وجود جهات تجديدنظر مذكور در قانون تعيين موارد تجديدنظر احكام دادگاهها و نحوه رسيدگي آنها مصوب 24/7/67 حق تجديدنظر دارد و درمانحن فيه دادگاه اتهام انتسابي به متهمين را محرز دانسته ، النهايه به معاذير قانوني متهمين را از مجازات معاف دانسته ولذا متهمين برائت حاصل ننموده اند تا شاكيان حق تجديدنظر داشته باشند، لذا بنا به جهات ياد شده درخواست تجديدنظر متقاضيان تجديدنظر مردود اعلام مي گردد. )
پرونده به نظر آقاي داديار اجراي احكام رسيده وايشان درتاريخ 22/3/70 تحت عنوان رياست دادگستري استان چنين مي نويسند:
(رياست محترم دادگستري استان
با سلام ، در پرونده سه نفر از متهمين در قتل عمدي يعني مجازات قتل عمد به لحاظ ثبوت دفاع از ناموس مبري شده اند و پرونده رابه يكي از شعبات ارجاع فرماييد تا اعلام نمايند آيا نامبردگان از پرداخت ديه نيز مبرا هستند يا چه شرايطي براي پرداخت آن مقرر است.)
در پاسخ آقاي داديار اجراي احكام در تاريخ 3/4/70آقاي معاون دادگستري استان اعلام مي دارند: آقاي داديار، با توجه به راي ديوان عالي كشور اقدام فرماييد و نياز به نظر دادگاه نيست.
در تاريخ  19/5/70 پرونده مجددا" به نظر آقاي داديار اجراي احكام رسيده و مادر متوفي (آقاي (د)) به نام بانو(و) و عيال ايشان بانو (ض ) اصالتا" از طرف خود وقيمومتا" از طرف صغار در دائره اجراي احكام دادسراي عمومي  ... حاضر شدند و مفا حكم داير بر برائت متهمان از قتل عمد و استقرار ديه تفهيم شده اظهار داشتند عين نقره را در صورت تعلق ديه مي خواهيم ، درصورت استنكاف بازداشت شوند و آقاي داديار اجراي احكام مجددا" نامه مورخ 19/5/70 را خطاب به آقاي رياست دادگستري استان  ...  به شرح زيرنوشته است 
(رياست محترم دادگستري استان
با سلام ، با عنايت به اينكه در پرونده به پرداخت ديه اشاره نشده است و نوع ديه مشخص نگرديده است براي اجراي احكام روشن نيست آيا ديه را اخذ خواهند نمود يا خير و نوع ديه چه مي باشد.  خواهشمند است اجراي احكام را ارشاد فرماييد. لازم به يادآوري است بعضي از شعبه هاي دادگاههاي كيفري يك پس از صدور برائت در مورد مشابه متهم را از مسئوليت پرداخت ديه نيز مبري دانسته اند)
اين بار پرونده از طرف رياست دادگستري استان به شعبه 17دادگاه كيفري يك ...  يعني دادگاه صادركننده راي ارجاع مي گردد و پرونده به نطر آقاي قاضي شرع محكمه مزبوررسيده وايشان درتاريخ 28/5/70 به شرح زير اظهار نموده است :
(پرونده كلاسه 17406/68ك 1 در وقت فوق العاده تحت نظر است. به لحاظ انتقال قاضي محترم صادر كننده حكم اظهارنظر قطعي براي براي اينجانب مقدور نيست. ليكن با ملاحظه متن راي صادره كه مورد تاييد ديوان عالي كشور نيز قرار گرفته ، حكم به پرداخت ديه صادر نگرديده و از مجازات برائت حاصل نموده اند و نظر بر اينكه ديه نيز نوعي مجازات است به نظر مي رسد موردي براي طرح مجدد پرونده به عنوان اخذ ديه وجود ندارد. )
ولي آقاي داديار دادسراي عمومي  ...  مجددا" در تاريخ  31/5/70 شرحي به عنوان رياست دادسراي عمومي  ...  به شرح زير نوشته است :
(رياست محترم دادسراي عمومي
با سلام ، در اين پرونده رياست محترم شعبه 17 دادگاه متهمان را به علت دفاع مشروع از مجازات مبري دانسته ولي ديوان عالي كشور ضمن تاييد برائت اعلام داشته متهمان به طور كلي تبرئه نشده اند تا اولياي دم حق اعتراض داشته باشند بلكه بايد ديه پرداخت شود وبه نامبردگان از مجازات مبري شده اند، فلذا موجبي براي پرداخت ديه نمي باشد.  با توجه به اينكه طبق موازين خون مسلمان به هدرنمي رود (دايره ) اجراي احكام را ارشاد فرماييد چه اقدامي در اين پرونده به عمل آورد. )
آقاي دادستان عمومي  ...  نيز به شرح دستور مورخ 31/5/70 اعلام داشته : (آقاي داديار محترم اجراي احكام ، پرونده را جهت رفع ابهام به ديوان عالي كشور ارسال فرماييد) و پرونده طي شماره 314119/6/70 به ديوان عالي كشور ارسال (شده ) و چون دراين شعبه سابقه داشته است به اين شعبه ارجاع شده است.
هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد و پس از قرائت گزارش آقاي ...  عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي ...  داديار ديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر اخذ تصميم شايسته مشاوره نموده چنين راي مي دهند:
(بسمه تعالي. نظر به مندرجات پرونده و كيفيات منعكس در آن باعنايت به دادنامه بدون شماره مورخ 9/11/69 صادره از شعبه 17 دادگاه كيفري يك ...  متهمين از مجازات معاف شدند و به شرح دادنامه شماره 2188/2/70 شعبه 16 ديوان عالي كشور ضمن رد درخواست تجديدنظر متقاضيان تجديدنظر عين راي مورد تجديدنظر صادره از شعبه 17 دادگاه كيفري يك مورد تاييد قرار گرفته است ، لذا بنا به جهات يادشده ابهامي وجود ندارد و موجبي براي اظهارنظر مجدد ديوان عالي كشور وجود ندارد و ارسال مجدد پرونده به ديوان عالي كشور لزومي نداشته است.)

مرجع :
قانون مجازات اسلامي درآيينه آرا ديوان عالي كشور(قتل عمد)جلد2 تاليف يداله بازگير ،انتشارات ققنوس ،چاپ اول ، 1376
50

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده