سامانه جستجو قوانین




آرا ديوان عدالت اداری

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
رأي شماره 668  هيأت عمومي ديوان عدالت اداري درخصوص   ابطال بخشنامه‎هاي شماره51/5017 ‏مورخ 23/6/1382 و 29663 مورخ 24/7/1382 اداره كل دفتر فني مميزي سازمان جنگلها و مراتع و ‏اداره كل منابع طبيعي استان فارس

‏        تاريخ: 19/9/1385‏
‏        شماره دادنامه: 668‏
‏        كلاسه پرونده: 83/170‏
‏        مرجع رسيدگي: هيأت عمومي ديوان عدالت اداري.‏
‏        شاكي: آقاي محمدحسن جليلي.‏
‏        موضوع شكايت و خواسته: ابطال بخشنامه‎هاي شماره51/5017 مورخ 23/6/1382 و 29663 مورخ ‏‏24/7/1382 اداره كل دفتر فني مميزي سازمان جنگلها و مراتع و اداره كل منابع طبيعي استان فارس.‏
‏        مقدمه: شاكي به شرح دادخواست تقديمي اعلام داشته است، اداره كل دفتر فني مميزي اراضي سازمان ‏جنگلها و مراتع و آبخيزداري ضمن بخشنامه شماره 51/5017 مورخ 24/6/1382 و به تبع آن اداره كل ‏منابع طبيعي استان فارس ضمن بخشنامه شماره29663 مورخ24/7/1382 به ادارات تابعه دستور داده‎اند كه ‏از رسيدگي به پرونده‎هائي كه در اجراي ماده واحده قانون تعيين تكليف اراضي اختلافي در هيأتهاي مقرر در ‏قانون مزبور مطرح است و در محدوده قانوني شهرها و حريم روستاها قرار گرفته خودداري و قرار عدم ‏صلاحيت صادر نمايند و اگر در اين خصوص نيز رأيي صادر گرديده آن آراء ملغي و گواهيهاي صادره ‏مستند به آن كان لم يكن گردد. دستورالعمل مزبور به جهات زير خلاف قانون و خارج از حدود اختيارات ‏مقامات امضاءكننده آن مي‎باشد: 1ـ به موجب رأي وحدت رويه شماره29 مورخ14/4/1376 كه مستند آن ‏ماده 20 قانون ديوان عدالت اداري براي شعب ديوان و ساير مراجع مربوط و از جمله هيأت ماده واحده در ‏موارد مشابه لازم‎الاتباع و در حكم قانون است تنها مرجع صالح براي رسيدگي به مطلق اعتراضات به اجراي ‏ماده 56 قانون جنگلها و مراتع را فارغ از محل وقوع آنها اعم از داخل يا خارج از محدوده شهرها هيأت ‏مقرر در ماده واحده قانون تعيين تكليف اراضي اختلافي موضوع اجراي ماده 56 قانون جنگلها و مراتع بوده ‏بنابراين مقامات اداري سازمان جنگلها و مراتع قانوناً مجاز به لغو اين رأي و عدم متابعت و يا عدم پذيرش از ‏آن نبوده و در نتيجه دستورالعملهاي مزبور به لحاظ مخالف صريح با رأي لازم‎الاتباع مزبور خلاف قانون و ‏خارج از حدود اختيارات امضاءكننده بخشنامه‎ها است. كما اينكه تا وقتي كه آراء هيأتهاي مزبور از طرق ‏قانوني نقض نشده باشد مراجع اداري حق ندارند گواهيهاي مستند به آن را كان لم يكن اعلام نمايند. 2ـ صدور ‏دستور الغاء آراء صـادره توسط هيأتهـاي مقرر در مـاده واحده قانون تعيين تكليف اراضـي اختلافي و يـا اعلام ‏الغاي آن خلاف قانون است زيرا رأي هيأت صرفاً توسط دادرسي كه رياست هيأت را هم عهده‎دار است بوده ‏بنابراين لغو آن توسط مراجع اداري مغاير با ماده 8 قانون آيين دادرسي مدني و خارج از حدود اختيارات ‏مراجع اداري است. 3ـ تعيين تكليف براي قاضي هيأت مبني بر صدور قرار عدم صلاحيت در مورد ‏پرونده‎هاي مطروحه در آن هيأتها هم خلاف قانون و هم خارج از حدود اختيار امضاءكننده بخشنامه‎ها است. ‏بنابه جهات معروض ابطال بخشنامه‎هاي مورد شكايت مورد تقاضا است. مديركل دفتر حقوقي سازمان جنگلها ‏و مراتع و آبخيزداري در پاسخ به شكايت مذكور طي نامه شماره 4/18/924 مورخ 18/6/1383 اعلام ‏داشته‎اند، 1ـ مطابق ماده 56 قانون حفاظت و بهره‏‎برداري از جنگلها و مراتع كشور مصوب 1346 مطلق ‏اعتراضات نسبت به اجراي مقررات ملي شدن در كميسيون مذكور در اين ماده رسيدگي و آراء صادره از اين ‏كميسيون قطعي محسوب مي‎گرديد. از سال1360 و با تصويب قانون اراضي شهري و متعاقباً قانون زمين ‏شهري مصوب 1366 و براساس ماده 10 اين قانون، اراضي دولتي داخل محدوده و حوزه استحفاظي شهرها ‏تحت اختيار و تصدي سازمان زمين شهري قرار گرفت و بر همين اساس و با توجه به تصويب آيين نامه ‏اجرائي قانون زمين شهري و طبق ماده 20 اين آيين‏‎نامه قانونگذار صراحتاً اراضي منابع ملي را كه داخل ‏محدوده قرار گيرد از تصدي سازمان جنگلها و مراتع خارج و در اختيار وزارت مسكن و شهرسازي قرار ‏داد. فلذا در زماني كه قانون تعيين تكليف اراضي اختلافي در سال 1367 تصويب گرديد با عنايت به خروج ‏تصدي سازمان جنگلها و مراتع نسبت به اراضي داخل محدوده، نتيجتاً صدر ماده واحده قانون فوق الذكر ‏صرفاً اعتراضات اشخاص نسبت به اراضي خارج از محدوده شهرها و حريم روستاها را مورد پذيرش ‏كميسيون قرار داده و با توجه به صراحت قانوني، اراضي داخل محدوده مشمول قانون تعيين تكليف نبوده و ‏بالتبع رسيدگي به اعتراضات اين قبيل از اراضي خارج از صلاحيت كميسيون دانسته شده است. 2ـ از آنجائي ‏كه قانون تعيين تكليف اراضي اختلافي در تاريخ 22/6/1367 به تصويب مجلس رسيده و در صدر اين قانون ‏صرفاً اراضي خارج از محدوده را مشمول اعتراض دانسته بنابراين اين نتيجه منطقي استنباط مي‎گردد كه ‏اولاً: اراضي منابع ملي كه در تاريخ تصويب اين قانون (22/6/1367) داخل محدوده بوده مشمول قانون ‏موصوف نمي‎گردد و اعتراض نسبت به اين اراضي قابليت رسيدگي ماهوي ندارد و اجراي مقررات نسبت به ‏آن يا آراء سابق كميسيون ماده 56 قطعي است. ثانياً: اراضي كه در تاريخ تصويب اين قانون خارج از محدوده ‏بوده لكن بعد از اين تاريخ داخل محدوده قرار گرفته همچنان مشمول قانون بوده و اعتراضات نسبت به آن در ‏كميسيون ماده واحده قابليت رسيدگي ماهوي را دارد. 3ـ بخشنامه مورد شكايت نيز از مفاد بندهاي يك و 2 ‏فوق خارج نبوده و نيست بلكه مفاد آن دقيقاً منطبق با مباحث پيشين و منطوق صدر قانون تعيين تكليف اراضي ‏اختلافي مي‎باشد. 4ـ بخشنامه مورد اعتراض با رأي وحدت رويه شماره29 مورخ 14/6/1376 نيز در تضاد ‏و تغاير نمي‎باشد زيرا مطابق رأي وحدت رويه موصوف كليه پرونده‎هاي مربوط به اعتراض به اجراي ‏مقررات ملي شدن از ديوان عدالت اداري به كميسيون ماده واحده ارسال مي‎گردد و كميسيون موظف به ‏رسيدگي به مطلق اعتراضات مي‎باشد. در حال حاضر نيز كليه اعتراضات وارده به كميسيون مورد پذيرش ‏قرار مي‎گيرد و در دبيرخانه كميسيون به ثبت مي‎رسد. لكن از حيث حقوقي استنباط اين سازمان آن است كه با ‏توجه به صدر ماده واحده قانون تعيين تكليف و با جمع اين قانون با رأي وحدت رويه مورد اشاره، پس از ثبت ‏و پذيرش اعتراض، كميسيون ماده واحده وارد رسيدگي شكلي شده و نسبت به اراضي كه در تاريخ تصويب ‏قانون (22/6/1367) داخل محدوده بوده‎اند به اعتبار قطعي بودن آراء كميسيون ماده56 و عدم تصدي ‏سازمان جنگلها و مراتع نسبت به اراضي داخل محدوده اعتراضات رد مي‎شود. بخشنامه مورد شكايت نيز ‏بيش از اين حكايتي ندارد تا آن را معارض با قانون يا رأي وحدت رويه دانست. لازم به ذكر است كه اخيراً ‏نيز رأي وحدت رويه‎اي به شماره 713 مورخ 17/12/1382 موضوع پرونده كلاسه 82/295 از آن هيأت ‏عمومي صادر گرديده كه مفاداً مويد صحت بخشنامه‎هاي اصداري از حيث خروج تصدي‎گري سازمان جنگلها ‏و مراتع نسبت به اراضي داخل محدوده استحفاظي مستنداً به مواد 10 و 20 قانون و آيين‏‎نامه اجرائي زمين ‏شهري مي‎باشد كه با توجه به مؤخرالصدور بودن رأي وحدت رويه اخيرالذكر نسبت به رأي وحدت رويه ‏شماره29 مورخ 14/6/1376 تاييدي بر صحت بخشنامه‎هاي مورد شكايت خواهد بود. علاوه بر مراتب فوق ‏از نقطه نظر حقوقي، با توجه به اينكه مطابق اين قانون رأي قاضي ملاك عمل و لازم‎الاجراء مي‎باشد، ‏بنابراين پس از پذيرش مطلق اعتراضات، تصميم گيرنده اصلي نسبت به اعتراضات اعم از رسيدگي شكلي و ‏يا ماهوي قاضي كميسيون بوده و بر اين مبنا نامه‎هاي صادره از سوي سازمان (به ‏‎جهت استقلال شخصيت ‏حقوقي كميسيون ماده واحده) بـراي قاضي ‏‎كميسيون تعيين تكليف نمي‎نمايد و نهايتاً اين قاضي كميسيون است ‏كه مطابق نظر نهائي خود تصميم‌گيري مي‎نمايد. هيأت عمومي ديوان عدالت اداري در تاريخ فـوق با حضور ‏رؤساي شعب بدوي و رؤساء و مستشاران شعب تجديدنظر تشكيل و پس از بحث و بـررسي و انجام مشاوره با ‏اكثريت آراء به شرح آتي مبادرت به صدور رأي مي‎نمايد:‏

رأي هيأت عمومي

‏        با عنايت به مدلول دادنامه شماره 29 مورخ 14/4/1376 هيأت عمومي ديوان عدالت اداري كه در مقام ‏ايجاد وحدت رويه انشاء شده، عمومات ماده واحده قانون تعيين تكليف اراضي اختلافي موضوع اجراي ماده ‏‏56 قانون جنگلها و مراتع مصوب 1367 به ويژه تبصره‏‎هاي 2 و 5 قانون مزبور مبين سلب صلاحيت ديوان ‏در رسيدگي به اعتراض نسبت به آراء قطعي كميسيون ماده56 قانون جنگلها و مراتع كشور فارغ از محل ‏وقوع اراضي مزبور است و قانونگذار به شرح ماده واحده مزبور رسيدگي به اعتراض اشخاص نسبت به ‏آراء كميسيون ماده56 را در صلاحيت هيأت مقرر در ماده واحده قانون فوق‏‎الاشعار و صدور حكم مقتضي را ‏در صلاحيت اختصاصي مقام قضاء قرار داده است. نظر به مراتب فوق‌الذكر و اينكه تشخيص صلاحيت ‏مراجع قضائي و شبه قضائي در انجام وظايف محوله علي‎الاصول به عهده مراجع مزبور است و تعيين تكليف ‏براي مقام قضا و آراء و احكام او جز از طريق مقنن مداخله در امر استقلال قوه قضائيه و مغاير قانون است، ‏بنابراين بخشنامه‎هاي شماره 51/5017 مورخ 23/6/1382 سازمان جنگلها و مراتع و آبخيزداري و ‏شماره29663 مورخ 24/7/1382 اداره كل منابع طبيعي استان فارس كه به تبع آن صادر شده است خلاف ‏قانون و خارج از حدود اختيارات قوه مجريه و وضع مقررات دولتي تشخيص داده مي‎شود و مستنداً به قسمت ‏دوم ماده 25 قانون ديوان عدالت اداري ابطال مي‏‎گردد.‏

هيأت عمومي ديوان عدالت اداري
معاون قضائي ديوان عدالت اداري ـ مقدسي‎فرد

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده