رأي شماره 374، 375، 376 هيأت عمومي ديوان عدالت اداري درخصوص ابطال موادي از آييننامه اجرائي ماده 33 قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان موضوع تصويبنامه شماره 4605/28549هـ مورخ 22/4/1383 هيأت وزيران شماره هـ/84/648
تاريخ: 28/5/1386
شماره دادنامه: 374، 375، 376
کلاسه پرونده: 84/648، 85/335، 608
مرجع رسيدگي: هيأت عمومي ديوان عدالت اداري.
شکات: 1ـ سازمان بازرسي کل کشور 2ـ آقاي حسن محمدحسن زاده 3ـ آقاي اسماعيل چراغيان.
موضوع شكايت و خواسته: ابطال موادي از آييننامه اجرائي ماده 33 قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان موضوع تصويبنامه شماره 4605/28549هـ مورخ 22/4/1383 هيأت وزيران.
مقدمه: الف ـ در پرونده کلاسه 84/648 آقاي اسماعيل چراغيان به شرح دادخواست تقديمي و ضمن تقاضاي ابطال تصويبنامه شماره 4605/ت28549ه مورخ 22/4/1383 هيأت وزيران اعلام داشتهاند، آييننامه اجرائي ماده 33 قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان نه تنها با موازين قانون نظام مهندسي به ويژه ماده 4ـ 29 ـ32 و 33 در تعارض آشکار ميباشد، بلکه با موازين قانون نظام صنفي از جمله مواد 2 و 91 قانون نظام صنفي تهافت دارد. قانونگذار در قانون نظام مهندسي نه تنها نظر به نفي قانون نظام صنفي نداشته بلکه بالعکس، قانون نظام صنفي و ضرورت حفظ حقوق افراد صنفي حتي در رابطه با افراد صنفي موضوع قانون نظام مهندسي امور مرتبط با ساختمان را نيز مجري و مرعي دانسته و در تاييد مدعاي مزبور در ماده 32 قانون نظام مهندسي نيز صراحتاً ضرورت اخذ پروانه کسب توسط واحدهاي مرتبط به امور مربوط نيز مورد تاييد قرار گرفته است. متاسفانه در آييننامه مورد شکايت هيچ ذکري از ضرورت اخذ پروانه کسب توسط واحدهاي مربوط اعم از حقيقي و حقوقي به ميان نيامده است. بنابه مراتب ابطال آييننامه اجرائي ماده 33 قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان را دارد. ب ـ در پرونده کلاسه 85/333 آقاي حسن محمدحسن زاده در دادخواست تقديمي با تقاضاي ابطال مواد 5، 7، 9، 23 لغايت 29 و مواد 31 لغايت 39 آييننامه اجرائي مورد شکايت اعلام داشته است، 1ـ ماده 5 آييننامه و تبصرههاي يک و 2 آن به گونهاي تدوين شده است که مانع از ارائه خدمات مهندسي توسط اشخاص حقيقي دارنده، پروانه اشتغال به کار مهندسي ميباشد و در واقع تخصيص به ماده 4 قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان زده شده است. 2ـ ماده 7 آييننامه مغاير مواد 4 و 30 قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان است. 3ـ ماده 9 آييننامه که ناظر به مهندسان مجري است مشمول استدلال بند يک ميباشد و محدود کردن اجراي ساختمان توسط اشخاص حقيقي و حقوقي و يا دفاتر مهندسي، اعمال قانونگذاري ميباشد. 4ـ ماده 23 آييننامه در بردارنده تکليف مهندس ناظر به ارائه گزارشات مرحلهاي ميباشد. رجوع به نص صريح تبصره 7 ماده 100 قانون شهرداريها بهروشني مينماياند که مهندس ناظر مکلف است فقط دو گزارش ارائه دهد. 5 ـ ماده 24 آييننامه مانع مراجعه آزاد افراد به مهندسان ناظر مورد نظر گرديده و تبصره آن نيز باطل ميباشد. 6 ـ با اينکه ناظر ميتواند مجري تمام يا بخشي از ساختمان تحت نظارت خود باشد و در ماده 25 آييننامه آمده است، وجاهت قانوني ندارد. اگر ناظر و مجري شخص واحدي باشد، قطعاً حضور بيشتر و پررنگتري در کارگاه داشته و همين امر موجب پيشگيري از بسياري از حوادث جاني و مالي ميگردد. 7ـ قيد مذکور در ماده 28 آييننامه مورد اعتراض در تبصره 7 ماده 100 قانون شهرداريها نيامده است. 8 ـ موارد مذکور ماده 29 آييننامه، تکرار مواردي است که در ماده 15 قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان تصريح گرديده و تامين کننده خواسته قانونگذار در ماده 33 قانون نميباشد. 9ـ مواد 31 لغايت 37 آييننامه مورد اعتراض در بردارنده موضوعي است که به هيچ وجه در متن ماده 33 قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان به آن اشاره تلويحي هم نشده است. در خاتمه ابطال مواد برشمرده شده مورد تقاضا است. ج ـ در پرونده کلاسه 85/608 سازمان بازرسي کل کشور در شکايتنامه شماره 14115/85/15 مورخ 28/4/1385 اعلام داشتهاند، در ماده 9 آييننامه اجرائي ماده 33 قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان موضوع تصويبنامه شماره 4605/ت28549هـ مورخ 22/4/1384 هيأت وزيران تصريح شده است « کليه عمليات اجرائي ساختمان بايد توسط اشخاص حقوقي و دفاتر مهندسي اجراي ساختمان به عنوان مجري، طبق دستورالعمل ابلاغي از طرف وزارت مسکن و شهرسازي انجام شود و مالکان براي انجام امور ساختماني خود مکلفند از اين گونه مجريان استفاده نمايند» در حالي که در ماده 33 قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان مقرر گرديده است « اصول و قواعد فني که رعايت آنها در طراحي، محاسبه، اجراء، بهرهبرداري و نگهداري ساختمانها به منظور اطمينان از ايمني، بهداشت، بهرهدهي مناسب، آسايش و صرفه اقتصادي ضروري است، به وسيله وزارت مسکن و شهرسازي تدوين خواهد شد. حوزه شمول اين اصول و قواعد و ترتيب کنترل اجراي آنها و حدود اختيارات و وظايف سازمانهاي عهده دار کنترل و ترويج اين اصول و قواعد در هر مبحث به موجب آييننامهاي خواهد بود که بـه وسيله وزارتخانههاي مسکن و شهرسازي و کشور تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.» اولاً با توجه به ماده 4 قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان که بيان ميدارد « از تاريخي که وزارت مسکن و شهرسازي با کسب نظر از وزارت کشور در هر محل حسب مورد اعلام نمايد، اشتغال اشخاص حقيقي و حقوقي به آن دسته از امور فني در بخشهاي ساختمان و شهرسازي که توسط وزارت ياد شده تعيين ميشود مستلزم داشتن صلاحيت حرفهاي است. اين صلاحيت در مورد مهندسان از طريق پروانه اشتغال به کار مهندسي و در مورد کاردانهاي فني و معماران تجربي از طريق پروانه اشتغال به کار کارداني يا تجربي و در مورد کارگران ماهر از طريق پروانه مهارت فني احراز ميشود.» در صدد الزام اشخاص حقيقي و حقوقي به داشتن صلاحيت حرفهاي و اخذ پروانه اشتغال به کار مهندسي و پروانه اشتغال به کار کارداني و تجربي بوده و نميتوان از اين تکليف قانونگذار جهت ايجاد محدوديت براي اشتغال به کار اشخاص حقيقي در امور ساختماني استفاده نمود. مضافاً مفاد ماده ياد شده مؤيد اين مطلب است که قانونگذار اشتغال به کار اشخاص حقيقي را در امور ساخت و ساز پذيرفته است وگرنه دليلي براي الزام آنان به داشتن پروانه اشتغال در مانحن فيه وجود نداشته است. ثانياً، قانونگذار در ماده 33 به هيأت وزيران تنها، اجازه تعيين شمول اصول و قواعد فني که رعايت آنها در طراحي، محاسبه، اجراء بهرهبرداري و نگهداري ساختمانها به منظور اطمينان از ايمني، بهداشت، بهرهبرداري مناسب، آسايش و صرفه اقتصادي ضروري است و همچنين ترتيب کنترل اجراي آنها و تعيين حدود اختيارات و وظايف سازمانهاي عهده دار کنترل و ترويج اصول و قواعد فني داده و در ماده مزبور هيچ گونه مجوزي مبني بر مکلف نمودن افراد بر استفاده منحصر از اشخـاص حقوقي و دفاتر مهندسي اجراي ساختمان به عنوان مجري اعطاء نشده است. بنابه مراتب و نظر به مغايرت ماده 9 آييننامه اجرائي مذکور با ماده 33 قانون مهندسي و کنترل ساختمان و ابطال آن مورد تقاضا است. مديرکل دفتر امور حقوقي دولت در پاسخ به شکايت مذکور طي نامه شماره 62444 مورخ 16/11/1384 ضمن ارسال نظريه شماره 35068/430 مورخ 20/10/1384 وزارت مسکن و شهرسازي اعلام داشتهاند، حوزه شمول اصول و قواعد فني مذکور در ماده 33 قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان به موجب آييننامه مصوبه هيأت وزيران تعيين ميشود. اصولاً آييننامه مورد نظر حوزه فعاليت اشخاص را محدود به اشخاص حقوقي ننموده، بلکه مطابق مواد 5 و 9 و 20 نه تنها اشخاص حقوقي بلکه دفاتر مهندسي (که بـه استناد تبصره 2 مـاده 5 قائم به شخص حقيقي دارنده پروانه اشتغال به کار مهندسي است) با احراز شرايط قانوني ميتوانند در امور مربوط به نظام مهندسي و کنترل ساختمان فعاليت نمايند. در نامه شماره 35068/430 مورخ 20/10/1384 مديرکل دفتر سازمانهاي مهندسي و تشکلهاي حرفهاي وزارت مسکن و شهرسازي آمده است، وفق تبصره ماده 2 قانون نظام صنفي کشور مصوب 1382، صنوفي که قانون خاص دارند از شمول آن قانون مستثني هستند و اين تبصره که به منزله اصلاحيه تبصره يک ماده يک قانون نظام صنفي مصوب 1368 ميباشد با همين ترتيبات در ماده 17 آييننامه اجرائي قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان مصوب بهمن 1375 نيز آمده است و به همين استنادات صدور مجوز تأسيس دفتر مهندسي وفق ماده 9 آييننامه موصوف با وزارت مسکن و شهرسازي است. لازم به توضيح است که ارائه خدمات مربوط به امور ساختماني و شهرسازي محدود و منحصر به فعاليت اشخاص حقيقي وحقوقي و دفاتر مهندسي در بخش طراحي، اجراء و نظارت ساختمان نميباشد، بلکه حرفههاي بسيار متعددي که از چندين صد حرفه و صنف متجاوز است، در کارها و امور ساختماني فعاليت دارند که بايد در حوزه شمول قانون نظام صنفي کشور قرار گيرند که ماده 29 و 32 قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان صراحتاً ناظر بر موارد فوقالذکر است و به آن راجع ميگردد. در خاتمه به استحضار ميرساند آنچه در قانون نظام صنفي کشور و قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان و قانون شهرداريها در خصوص مسائل مربوط به ساخت و ساز بنا و شهرسازي آمده است، کاملاً هماهنگ و اجرائي است و به همين سبب تبصره ماده 2 قانون نظام صنفي اشاره بدان دارد. هيأت عمومي ديوان عدالت اداري در تاريخ فوق با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان عليالبدل شعب ديوان تشكيل و پس از بحث و بررسي و انجام مشاوره با اکثريت آراء بـه شرح آتي مبادرت بـه صدور رأي مينمايد.
رأي هيأت عمومي
الف ـ طبق ماده 4 قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان مصوب 1374 « از تاريخي که وزارت مسکن و شهرسازي با کسب نظر از وزارت کشور در هر محل حسب مورد اعلام نمايد، اشتغال اشخاص حقيقي و حقوقي به آن دسته از امور فني در بخشهاي ساختمان و شهرسازي که توسط وزارت ياد شده تعيين ميشود مستلزم داشتن صلاحيت حرفهاي است. اين صلاحيت در مورد مهندسان از طريق پروانه اشتغال به کار مهندسي و در مورد کاردانهاي فني و معماران تجربي از طريق پروانه اشتغال به کار کارداني يا تجربي و در مـورد کارگران ماهر از طريق پروانه مهارت احراز ميشود...» بنابراين اطلاق ماده 9 آييننامه اجرائي ماده 33 قانون فوقالذکر که اعلام داشته کليه عمليات اجرائي ساختمان بايد توسط اشخاص حقيقي و دفاتر مهندسي اجراي ساختمان به عنوان مجري اجراء شود و مالکان را براي انجام امور مختلف ساختماني خود مکلف به استفاده از مجريان مذکور نموده است، به واسطه اينکه دايره شمول ماده 4 قانون فوقالذکر را تضييق کرده است، خلاف قانون وخارج از حدود اختيارات قانوني مربوط تشخيص داده ميشود و ماده 9 آييننامه مزبور مستنداً به اصل 170 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و بند يک ماده 19 و ماده 42 قانون ديوان عدالت اداري مصوب 1385 ابطال ميشود. ب ـ مطابق اصل 170 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و بند يک ماده 19 و ماده 38 قانون ديوان عدالت اداري، تصويبنامهها و ساير نظامات دولتي از جهات مقرر در قوانين فوقالذکر قابل اعتراض و رسيدگي و اتخاذ تصميم در هيأت عمومي ديوان است. بنابراين شکايت از عدم قيد مقرراتي در آييننامه و همچنين عدم ذکر مواد قانوني و مواد مغاير از آييننامه مورد ادعا با ذکر مشخصات کامل به لحاظ عدم تحقق و اجتماع شرايط قانوني مربوط قابل رسيدگي و اتخاذ تصميم در هيأت عمومي ديوان نميباشد. ج ـ حدود وظايف و اختيارات قوه مجريه در تهيه و تدوين شرايط و ضوابط مربوط و حوزه عمل آن به شرح ماده 33 قانون مشخص و تدوين اصول و قواعد فني که رعايت آنها در طراحي، محاسبه، اجراء، بهرهبرداري و نگهداري ساختمانها به منظور اطمينان از ايمني، بهداشت، بهرهدهي مناسب، آسايش و صرفه اقتصادي ضروري است، به عهده وزارت مسکن و شهرسازي و آييننامه مربوط به حوزه شمول اين اصول و قواعد و ترتيب کنترل اجراي آنها و حدود اختيارات و وظايف سازمانهاي عهده دار کنترل و ترويج اين اصول و قواعد در هر مبحث پس از تهيه و پيشنهاد وزارت مسکن و شهرسازي به عهده هيأت وزيران محول شده که مراجع مزبور با استفاده از اختيارات قانوني مندرج در ماده فوقالذکر و عنايت به احکام قانون نظام مهندسي و کنترل ساختمان در اين باب مبادرت به تهيه و تنظيم ضوابط و تصويب آييننامه قانوني مربوط نمودهاند، که با توجه به مقررات فوقالذکر و اينکه مواد مورد اعتراض نافي حقوق قانوني شخص حقيقي در برخورداري از حقوق قانوني مزبور نيست اعتراض به مواد 5، 7، 23، 24، 25، 28، 29، 31، 32، 33، 34، 35، 36 و 37 مدلل نيست، بنابراين موردي براي ابطال آنها در اجراي ماده 42 قانون ديوان عدالت اداري مصوب 1385 وجود ندارد.
هيأت عمومي ديوان عدالت اداري معاون قضائي ديوان عدالت اداري ـ رهبرپور
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com