رأي شماره219 هيأت عمومي ديوان عدالت اداري درخصوص لازمالاجراء بودن مفاد بخشنامه شماره 2727/د مورخ 20/5/1371 واحد امور اداري و استخدامي كشور در مورد كاركنان شركت ملي نفت ايران و شركتهاي تابعه آن شماره هـ/86/575
تاريخ: 9/4/1387
شماره دادنامه: 219
کلاسه پرونده: 86/575
مرجع رسيدگي: هيأت عمومي ديوان عدالت اداري.
شاکي: شرکت ملي مناطق نفت خيز جنوب.
موضوع شكايت و خواسته: اعلام تعارض آراء صادره از شعب 5 تجديدنظر و ششم بدوي ديوان عدالت اداري.
مقدمه: الف ـ شعبه بيست و يکم در رسيدگي به پرونده کلاسه 81/887 موضوع شکايت داريوش مراديشلالي به طرفيت وزارت نفت به خواسته اعطاء حق جنگي کارکناني که در منطقه جنگي مشغول به کار بودهاند، به شرح دادنامه 457 مورخ 26/4/1382 چنين رأي صادر نموده است، به لحاظ اشتغال به کار در مناطق جنگي با توجه به مفاد نامه 50264/1602 مورخ 22/3/1382 دفتر حقوقي سازمان مديريت و برنامهريزي کشور و قابل اجراء بودن بخشنامه 2727/د مورخ 20/5/1371 سازمان مذکور در مورد مستخدمين شرکت ملي نفت ايران حقانيت شاکي در شکايت مطروحه به نظر ثابت است و حکم به ورود شکايت و الزام مشتکيعنه به اعطاي حق جنگي مطابق بخشنامه مارالذکر و جدول مربوطه در حق شاکي صادر و اعلام ميشود. ب ـ شعبه پنجم تجديدنظر در رسيدگي به پرونده کلاسه 82/530 موضوع تجديدنظرخواهي شرکت ملي نفت ايران نسبت به دادنامه 457 مورخ 26/4/1382 صادره از شعبه بيست و يکم ديوان عدالت اداري به شرح دادنامه 816 مورخ 11/9/1383 چنين رأي صادر نموده است، نظر به اينکه اولاً به موجب ماده يک لايحه قانون تاسيس وزارت نفت مصوب مهر 1358 شوراي انقلاب، شرکت ملي نفت ايران و شرکت ملي صنايع پتروشيمي و شرکت ملي گاز و شرکتهاي تابعه در ابواب جمعي وزارت نفت قرار ميگيرند و وابسته به آن خواهند بود، فلذا ايراد تجديدنظرخواه مندرج در بند (الف) صفحه اول دادخواست تجديدنظر مردود به نظر ميرسد. ثانياً، با توجه به عامالشمول بودن بخشنامه شماره 2727/د مورخ 20/5/1371 سازمان امور اداري و استخدامي کشور (سازمان مديريت و برنامهريزي) مربوطه به اعطاء گروه و مزاياي شغلي به کليه کارکنان دولت که داراي سابقه حضور در جبهه و .... ميباشند به عبارتي شامل کارکنان کليه دستگاهها و موسسات و شرکتهاي دولتي و نهادهاي انقلاب اسلامي داراي مقررات خاص استخدامي بانکها و شهرداريها و نيز شرکتها وموسساتي که شمول قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت برآنها مستلزم ذکر نام است و با التفات به نامه شماره 50264/162 مورخ 31/3/1382 سازمان مديريت و برنامهريزي کشور که مستخدمين موصوف را مشمول بخشنامه ياد شده اين سازمان اعلام نموده است فلذا با رد تجديدنظرخواهي دادنامه 457 مورخ 26/4/1382 شعبه بيست ويکم را تاييد و استوار مينمايد. ج ـ شعبه ششم در رسيدگي به پرونده کلاسه 84/1077 موضوع شکايت مريم معماري حسينزاده به طرفيت شرکت ملي نفت به خواسته اعطاي مزاياي اشتغال در مناطق جنگي به شرح دادنامه 1518 مورخ 6/8/1385 چنين رأي صادر نموده است، نظر به اينکه طبق نامه شماره 8969/10/د مورخ 27/5/1381 رياست وقت مجلس شوراي اسلامي در پاسخ استفسار رئيس وقت ديوان محاسبات درخصوص شمول قانون نظام هماهنگ پرداخت به شرکت ملي نفت ايران آن را منوط به تصريح نام شرکت در متن قانون نموده است و از طرفي اجراي بخشنامه استنادي شاکيه که از سوي سازمان امور اداري و استخدامي کشور وقت اصدار يافته است فرع بر اجراي اصل قانون در شرکت ملي نفت ايران ميباشد، لذا توجهاً به مراتب فوق تخلفي در اقدام خوانده ثابت نبوده بنابراين شکايت شاکي به کيفيت مطروحه غير وارد تشخيص و رأي به عدم ورود آن صادر و اعلام ميگردد. هيأت عمومي ديوان عدالت اداري در تاريخ فوق با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان عليالبدل شعب ديوان تشكيل و پس از بحث و بـررسي و انجام مشاوره با احراز تناقض در آراء فوقالذکر با اکثريت آراء بـه شرح آتي مبادرت بـه صدور رأي مينمايد.
رأي هيأت عمومي
قانونگذار با هدف ايجاد تعادل و توازن متناسب و مطلوب در تعيين و پرداخت حقوق و مزاياي کارکنان کليه واحدهاي دولتي با در نظر گرفتن ويژگيها و عوامل مرتبط و موثر شغل و شاغل، اقدام به وضع قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت مصوب 13/6/1370 نموده و در جهت تحقق اين هدف و تعميم احکام قانون مزبور به مطلق واحدهاي دولتي به شرح ماده 12 آن قانون مقرر داشته است که « کليه دستگاهها و موسسات و شرکتهاي دولتي و نهادهاي انقلاب اسلامي که داراي مقررات خاص استخدامي ميباشند، بانکها و شهرداريها و نيز شرکتها و موسساتي که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام است، تابع ضوابط و مقررات اين قانون خواهند بود.» نظر به اينکه مقنن به منظور اجتناب از اطاله کلام به واسطه ذکر اسامي تمام شرکتها و موسساتي که داراي مقررات استخدامي خاص هستند و يا شمول قوانين استخدامي عمومي بر آنها مستلزم ذکر يا تصريح نام آنها است و همچنين اجتناب از احتمال از قلم افتادن نام برخي از آنها از قيد عبارت «شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام است» به هدف تعميم و تسري قوانين عمومي بر آنها استفاده ميکند که مصرح در ضرورت تبعيت شرکتها و مؤسسات دولتي اخيرالتوصيف از مقررات استخدامي عمومي است. بنابه جهات فوقالذکر شرکت ملي نفت ايران و همچنين شرکتهاي تابعه آن به حکم ماده 12 قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت، تابع ضوابط و مقررات اين قانون ميباشند و در نتيجه مفاد بخشنامه شماره 2727/د مورخ 20/5/1371 واحد امور اداري و استخدامي کشور که به عنوان کليه دستگاههاي مشمول قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت صادر شده است و در زمره ضوابط قانون مزبور قرار دارد در مورد کارکنان شرکت ملي نفت ايران و شرکتهاي تابعه آن از جمله شرکت مناطق نفتخيز جنوب لازم الاجراء است و دادنامه شماره 457 مورخ 26/4/1382 شعبه بيست و يکم که به شرح دادنامه شماره 816 مورخ 11/9/1383 شعبه پنجم تجديدنظر مورد تاييد قرار گرفته است مبني بر تاييد ادعا و استحقاق شاکي به استفاده از مقررات بخشنامه مزبور با رعايت ضوابط و شرايط لازم صحيح و موافق قانون ميباشد. اين رأي به استناد بند 2 ماده 19 و ماده 43 قانون ديوان عدالت اداري براي شعب ديوان و ساير مراجع اداري ذيربط در موارد مشابه لازمالاتباع است.
هيأت عمومي ديوان عدالت اداري معاون قضائي ديوان عدالت اداري ـ رهبرپور
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com