سامانه جستجو قوانین




رای وحدت رويه ديوان عالی كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
مرجع رسيدگي : شعبه 27 دادگاه شهرستان تهران

موضوع : راي اصراري و پژوهشي از دادگاه بخش

خلاصه جريان دعوي : در دعوايي كه جريان آن توضيح داده مي شود، يكي از شريكان زمين مشاعي به طرفين سايرين اقامه دعوي مي كندو تقسيم آن را از دادگاه بخش مي خواهد0 شعبه 3 آن دادگاه نيز حكم به افراز مي دهد و يكي از شركيان از آن پژوهش مي خواهد و در دادخواست پژوهشي تمام شركا را طرف رسيدگي قرار نمي دهد0 در نتيجه ، شعبه 27 دادگاه شهرستان تهران ، در بخشي از حكم خود قراري بدين شرح صادر مي كند:

قرارگاه دادگاه شهرستان
در خصوص تقاضاي پژوهش از دادنامه شماره 19760/10/38 شعبه 3 دادگاه بخش تهران :
نظر به اينكه ، اشاعه و انتشار سهام شكراء در تمام اجزاء ملك مشاع چنين ايجاب مي كند كه دادخواست افراز به طرفيت كليه شركاء داده شود و با شكرت و مداخله كليه آنان سهام كساني كه ازدادگاه تقاضاي تقسيم را نموده اند تعيين گردد و از مفاد ماده 589ق 0م 0 و ماده 300 و شق 2 ماده 304 قانون امور حسبي به خوبي اين معني مستفاد مي شود0
نظر به اينكه ، ريدگي پژوهشي به دادنامه افراز نيز مستلزم اظهارنظر نسبت به كيفيت تقسيم مال مشترك بين شركاء و احيانا" تجديد كارشناسي وتقسيم مجدد و بطور كلي اعمالي است كه جز با شركت و طرفيت كليه شركاء، به شرحي كه گفته شده ، غيرقابل انجام است و از جهت بستگي حكم به منافع كليه شركاء به هيچ وجه قضيه قابل تفكيك و تجزيه به نظر نمي رسد و بنابراين دعوي پژوهشي فقط در صورت مداخله تمام شركاء قابل رسيدگي است 0
((نظر به اينكه ، طبق مفاد دادخواست شماره 249822/10/34 و رونوشت سندمالكيت تقديمي و پاسخ از استلعام اداره ثبت ، شركاء پلاك 39/126 بخش 11 تهران و اصحاب دعوي پرونده بدوي عبارتنداز: 1 آقاي علي اصغر مالك دو دانگ مشاع 2 بانو طوبي مالك يك دانگ 3 بانو صغري مالك يك دانگ 4 آقاي حسن ماكل يك ربع و نيم 0
5 آقاي دكتر محمدعلي مالك يك دانگ وربع مشاع 6 ايرج وداريوش و فريده ، ورثه مرحوم علي اتكبر به قيمومت بانو ربابه ، مالك يك ربع ونيم مشاع 0 و در متن حكم مورد پژوهش نيز سهام هر يك از مالكيت معين شده است 0
نظر به اينكه ، دادخواست پژوهشي فقط به طرفيت بانو ربابه قيمه صغار و آقاي علي اصغر و باتنو طوبي تقديم شده است ، بنابراين بانو صغري و آقاي حسن وايرج فرزند مرحوم علي اكبر، كه بنا به حكايت قيمنامه مورخ 25/3/1334 متولد1329 و فعلا" كبير است ، طرف دعوي واقع نشده اند و در حقيقت پژوهشخواه ، بدون شركت ودعوت اين مالكين تقاضاي برهم زدن تقسيم سابق و حكم بر افراز را بنحو ديگري نموده است 0
لذا دعوي پژوهشي با اين ترتيب قابل استماع نبوده و قرار رد آن صادر و اعلام مي شود000
پژوهشخواه از اين قرار تقاضاي رسيدگي فرجامي مي كند و شعبه چهارم ديوانعالي كشور چنين راي مي دهد:

راي شعبه 4 ديوان كشور
((قرار رد دعوي پژوهشي و قرار رد دعوي جلب ثالث ،مورد شكايت فرجامي ، با لحاظ جهات مذكور در هر يك به نحوي كه استدلال شده مخدوش است 0 زيرا، به حكايت محتويات پرونده ، مقتضاي افراز قطعه زمين پلاك 93/126 واقع در بخش 11 شميران بانو ربابه به قيمومت از صغار مرحوم علي اكبر بوده 0 دادگاه بخش هم ، با مداخله كليه شركاء زمين مورد درخواست را تقسيم و درمقام رسيدگي و افراز آن برآمده كه فرجامخواه يك نفر از شركاء و طرف درخواست تقسيم وعنوان خوانده دعوي را داشته و بشرح دادخواست پژوهشي مدعي شده در اين تقسيم تعديل سهام كه لازمه صحت آن است رعايت نشده است 0 چون فرجامخواه تقسيم را درخواست نكرده ، عدم ذكر نام بعضي از مالكين زمين مشترك در دادخواست پژوهشي مستلزم رد دعوي پژوهشي او از باب اينكه درخواست افراز بايد به طرفين كليه مالكين داده شود و با شركت و مداخله همه آنان سهام كساني كه از دادگاه تقاضاي تقسيم را نموده تعيين گردد نبوده است 0 مضافا" از نحوه اعتراضات مشاراليه مذكور در لايحه اعتراضي پيوست دادخواست پژوهشي ، مستفاد است كه تقاضا نموده به شايت پژوهشي او نسبت به حكم دادگاه با دخالت اشخاصي كه در رسيدگي مرحله نخستين شكرت داشته اند رسيدگي به عمل آيد و بر درخواست افراز مال مشاع و مشرتك ، كه مالكيت صاحبان سهام محل نزاع نيست ، عنوان دعوي صادق نمي باشد0))
با اين صورت ، اقتضا داشته دادگاه مرجع پژوهشي به نحومتقضي صاحبان سهامي را كه نام آنان در دادخواست پژوهشي به راحت ذكر نشده و در حكم مورد پژوهشخواهي هويت كامل آنان معين گرديده به دادگاه دعوت كند و درمقام رسيدگي به اعتراضات پژوهشي برآيد000))
بدين ترتيب ، رسيدگي مجدد به شعبه 27 دادگاه شهرستان تهران ارجاع مي شود و اين دادگاه در راي اصراري خود مي نويسد:
((در خصوص تقاضاي پژوهش از دادنامه شماره 19760/10/38شعبه 3 دادگاه بخش تهران :
نظر به اينكه ، مفاهيم حق و دعوي و جهه هاي مختلف ماهيت واحدي هستند، بدين ترتيب كه هر گاه حق ازحالت سكون خارج گردد،ومتعهدله تضمين واجراي آن را از قواي عمومي بخواهد، از نظر حقوقي دعواي خاصي اجياد شده است 0 بنابراين ، در تمام مواردي كه كسي به ادعاء وجود حقي الزام ديگري را بر شناسائي و اجراي آن ازدادگاه مطالبه مي كند، دعوي به وجود آمده ، و رسيدگي به آن تابع قواعدخاص قانون آئين دادرسي مدني است 0 درمواردي كه دادرسي قضيه بدون قيود خاص قانون مذكور و مكلف به رسيدگي مي شود، در واقع اجراي حق خاصي بين طرفين دعوي مورد اختلاف نيست ، بلكه دادگاه يا از باب نظارت در اجراي قوانين و حفظ حقوق عامه و خمايت محجورين ، و يا از جهت ايفاء نقش سرپرست ومشاور در قضيه دخالت مي كند، و به همين جهت ماده 1 قانون امور حسبي در تعريف اين قبيل موارد مي گويد:
((امور حسبي اموري است كه دادگاه مكلفند نسبت به آن امور اقدام نموده و تصميمي اتخاذ نمايند بدون اينكه رسيدگي به آنها متوقف بر وقوع اختلاف و منازعه بين اشخاص و اقامه دعوي از طرف آنها باشد0))
نظر به اينكه ، بموجب ماده 589 قانون مدني ، هر يك از شركاء حق دارد هر وقت كه بخواهد تقاضاي تقسيم مال مشترك را بنمايد، و طبيعي است كه اعمال اين حق بايد از دادگاه مطالبه شود، وشريك بااقامه دعوي افراز الزام شركاء را به تقسيم مال مشترك ودرنتيجه اجراي حق مدني خود را تقاضا كند0 بنابراين ، در دعوي افراز، اگر بين طرفلين در مالكيت هم اختلافي وجود نداشته باشد، نزاع درباره حق تقسيم مال مشاع و نحوه و كيفيت آن براي آنكه اين تقاضا به معني خاص آيين دادرسي مدني دعوي ناميده شود كافي خواهد بود0اگر قانون امور حسبي قتسيم تركه را نظر به مصالح خاصي تابع مقررات استثنائي آن قانون قرار داده ، اين معني موجب نمي شود كه درتقسيم ساير اموال نيز به وقاعد اساسي دادرسي تجاوز شود(مثلا" دادگاه اشخاصي را كه طرف دعوي قرار نگرفته اند، از جانب خود به دادرسي دعوت كند)
نظر به اينكه ، قواعد مربوط بهتقسيم تركه كه طبق ماده 236قانون امور حسبي در تقسيم ساير اموال نيز ساري است ، هيچ يك با قواعد شكلي دادرسي مباينت ندارد، و فقط ناظر به طرز تقسيم و تعديل سهام است ، و لذا از ملاحظه ماده 236 نيز نبايد توهم شود كه رسيدگي تابع قواعد امور حسبي است 0 به اضافه ، در امور حسبي نيزدرمواردي كه رسيدگي منوط به تقاضاي از دادگاه است پيش بيني نشده است كه دادگاه بتوانا دشخاصي را كه در ادرسي شركت نداشته اند براي رسيدگي دعوت كند، و به همين جهت در مواد300و304 نيز تذكر داده شده كه هر يك از ورثه بايد تقسيم را از ساير ورثه بخواهد ونام و مشخصات آنان و هسام هر يك را در تقباضاي خود صريحا" ذكر نمايد، و بنابراين به فرض بعيد كه توهم شنود در افراز ساير اموال نيز دعوي بايد تابع قواعد امور حسبي باشد، دادگاه نمي تواند كساني را كه طرف دعوي قرار نگرفته اند، به اين بهانه كه شركت آنان ضرورت دارد، از جانب خودبه دادرسي جلب كند0
نظر به اينكه ، اشاعه و انتشار سهام شركاء در تمام اجزاء ملك مشاع چنين ايجاب مي كند كه درخواست افارز به طرفيت كلهي مالكين داده شود، و با مداخله كليه آنان سهام كساني كه ازدادگاه تقاضاي تقسيم را نموده اند تعيين گردد، و از مفاد ماده 589 قانون مدني و ماده 300 و شق 3 ماده 304 قانون امور حسب به خوبي اين معني مستفاد مي شود0
نظر به اينكه ، وكيل پژوهشخواه در اعتراضات پژوهشي خود نظر كارشناس را در تعديل سهام مخدوش دانسته و تقاضا كرده است كه به هزينه موكل وي كارشناس ديگري سهام را تعديل و حصه موكل وي را تعيني كند، و براي تصريح به اين درخواست در صفحه 8 سطر 3 لايحه دوم م گويد: ((لذا درخواست دارم با توجه به پرونده تامين دليل و مستنداتي كه تا به حال تنقديم شده و به خصوص با توجه به مواد 590،591،592،593،595،600،602،603 قانون مدني قرار ارجاع به كار شناس و معانيه محل و تحقيقات محلي صادر و سپس حكم افراز صادر گردد0)) و بنابراين رسيدگي پژوهشي به دادنامه افراز نيز، بنحوي كه تقاضا شده ، مستلزم اظهارنظر در كيفيت تقسيم مال مشترك بين شركاء و احيانا" تجديدكارشناسي و تقسيم مجدد و بطورخلاصه اعمالي است كه جز با شركت و طرفيت كليه شركاء غيرقابل انجام است و از جهت بستگي حكم به منافع كليه شركاء به هيچ وجه قابل تفكيك و تجويز به نظر نمي رسد0
نظر به اينكه ، ميطابق مفاد دادخواست شماره 249822/10/38 و رونوشت سندمالكيت تقديمي و پاسخ استعلام از اداره ثبت ، شركاء پلاك 39/126 بخش 11 تهران و اصحاب دعوي در پرونده بدوي عبارتنداز: 1 آقاي علي اصغر خازني ماكل دو دانگ مشاع 2 بانو طوبي محامحدي مالك يك دانگ 3 بانو صغري محامدي مالك يك دانگ 4 آقاي حسن توتونچي مالك يك ربع ونيم 0
5 آقاي دكتر محمدعلي حفيظي مالك يك دانگ و ربع مشاع  ايرج و داريوش وهايده و فريده ، ورثه مرحوم علي اكبر محامدي به قيمومت بانو ربابه محسن زاده مالكين يك ربع و نيم مشاع  و در متن حكم مورد پژوهش نيز سهام هر يك از مالكين معين شده است 0
نظر به اينكه ،دادخواست پژوهشي فقط به طرفيت بانوربابه محسن زاده قيمه صغار و آقاي علي اصغر خازني و بانو طوبي محامدي تقديم شده ، و بنابراين بانو صغري محامدي و آقاي حسن توتونچي و آقاي ايرج محامدي فرزند مرحوم علي اكبر محامدي كه بنابه حكايت مورخ 25/3/34 متولد 1319 و فعلا" كبير است طرف دعوي واقع نشده اند، و در حقيقت پژوهشخواه بدون شركت و دعوي اين مالكين تقاضاي بر هم زدن تقسيم سابق و حكم به افراز را به نحو ديگري نموده است 0
نظر به اينكه ، تقاضاي پژوهش از حكم به هيچ يك ازدلالات مطابقي و تضميني والتزامي حاكي از تقاضاي رسيدگي به طرفيت كلمه مالكين نيست 0 زيرا، نه تنها عدم دلالت مطابقي وتضمني تقاضاي پژوهش بر دعوت كليه شركاء كاملا" بديهي است ، به هيچ وجه نمي توان ادعاءكرد كه طرفيت شركاء جزء منطوق صريح  يا ضمني تقاضاي پژوهش از حكم است اگر چه عقل نيز چنين مدلولي رابراي عبارت پژوهشخواه استنباط نمي كند0 به عبارت ديگر، چون رابطه رسيدگي به حكم و دعوت كليه شركاء به نحوي نيست كه در تصور ملزوم (پژوهش ) تصور لازم ( طرفيت تمام شكراء) از نظر عقل ضروري باشد، براي وجود دلالت التزامي نيز نمي توان محملي يافت و ادعا كرد كه پژوهشخواه با تقاضاي رسيدگي پژوهشي از حكم تقاضاي دعوت كليه شركاء را نموده است 0 علاوه بر اين قانونگذار نخواسته است كه مفاهيم ولوازم عبارات پژوهشخواه در تعيني اطراف دعوي را اكتفاء كند و به همين جهت در ماده 491او را مجبور كرده كه پژوهشخواندگان را صريحا" تعيين كند اگر صرف تقاضاي رسيدگي پژوهشي از حكم براي آنكه كليه اصحاب دعوي مرحله بدوي پژوهشخوانده تلقي شوند كافي بود، حقا" صدور در اخطار رفع نقص براي پژوهشخواندگان عمل لغو و بيهوده بود، و صدورحكم و چنين حكمي از قانونگزار عاقل بسيار بعيد است 0
نظر به اينكه ، از اعلامات وكيل پژوهشخواه نيز به خوبي برمي آيد كه اساسا" توجهي به وجود شركاء ديگر و لزوم دعوت آنان به دادرسي نداشته است ، زيرا در دادخواست قيد گرديده : ((پژوهشخواندگان مشروحا" در ذيل دادخواست نوشته شده است 0)) و از اين جمله به خوبي برمي آيد كه دادخواست دهند هدر مقام بيان تفصيلي كليه كساني كه طرف دعوي قرار كرتفه اند بوده و معذالك نام چند نفر از شركاء را ذكر نكرده است ، و معقول به نظر نمي رسد كه گفته شود نام چند نفر از پژوهشخواندگان تصريح ونام چند نفر ديگر عامدا" به طور ضمني بيان شده است 0 همچنين در صفحه 8 آ[رين لايحه پژوهشخواه در سطر12 گفته شده : ((فعلا" در مرحله استينافي شخص خريدار يعني توتونچي هم از پژوهشخواندگان قرار مي گيرد تا مدافعات لازم بعمل آيد0)) و از اين عبارت نيز چنين استنباط مي شود كه هنگام تقديم دادخواست شخص توتونچي طرف دعوي قرار نرگفته بوده و به وطوركلي پژوهشخواندگان منحصر به كساني هستند كه در دادخواست ولوايح به مشخصات آنان اشاره شده است 0
نظر به اينكه ، اخطار رفع نقض پيش بيني شده در مواد491و496 قانون آئين دادرسي مدني ناظر به موردي است كه پژوهشخواه طرف دعوي خود را در رسيدگي پژوهشي معين نكرده باشد، و وقتي در دادخواست پژوهشي مشروحا" نام كساني كه بايد دردادرسي شركت كنند نوشته شود، و پژوهشخواه مقصود و نحوه تقاضاي خود را از طرز جريان رسيديگ پژوهشي بيان نمايد، ديگر نقصي براي دادخواست باقي نمانده است كه براي تكميل آن بتوان اخطاريه صادر كرد0
بنابه مراتب مذكور دعوي پژوهشي به نحوي كه اقامه شده قابل استماع به نظر نمي رسد و قرار رد آن صادر و اعلام مي شود0
و نسبت به دعيو جلب پژوهشخواه به طرفيت آقاي مهندس مهروز كارشناس قضيه :
نظر به اينكه ، براي جلب ثالث در مرحله پژوهش موعد خاصي پيش بيني نشده است ، و لذا طبق ماده 513 قانون آئين دادرسي مدني بايد به قواعا جلب شخص ثالث در مرحله نخستين مراجعه نمود، و با توجه به مواعد مقرر در آن مرحله موعد مقرر براي تقديم دادخواست جلب را در مرلحه پژوهش استنتاج كرد0
نظر به اينكه ، در باب سوم قانون آئين دادرسي مدني كه اختصاص به قواعد دادرسي نخستين دارد كه موعد مختلف براي جلب شخص ثالث تعيني شده است : بدين معني كه به موجب مواد275و276 جلب شخص ثالث در دادرسيهاي عادي تا موعد آخرين لايحه و در دادرسيهاي اختصاري تا آخر جلسه اول بايد با تشريفات خاصي اعلام شود، و از طرف ديگر مطابق ماده 277 اصلاحي محكوم عليه غيابي در صورتي كه بخواهددرخواست جلب ثالث نمايد بايد دادخواست آن را با دادخواست اعتراض تواما" به دفتر دادگاه بدهد0
نظر به ايكه ، تشريفات مربوط به اعتراض بر حكم غيابي نيز جزء باب سوم و مسملا" در عداد قواعد مربوط به دادرسي نخستين است و واخواهي بر حكم مرحله خاصي نيست تا بتوان قواعد آن را اختصاص به اعتراض محكوم عليه غيابي داد، وبنابراين مواعدمقردر مواعد275 و276 و277 قانون آئين دادرسي مدني از حيث امكان اعمال درمرحله پژوهشي در عرض يكديگر قرار دارند، و براي انتخاب يكي از مواعد بايد ديد كدام يك از موضوعات به دادرسي مرحله پژوهش شباهت بيشتري دارد0
نظر به اينكه ، اطلاق دادري عادي و اختصاري فقط تا وقتي امكان دارد كه حكمي از دادگاه صادر نشده باشد، ودرمقام رسيدگي واخواهي و پژوهشي طرز دادرسي درباره تمام دعاوي يكسان است ، و به اضافه هم در مرحله پژوهش و هم غيابي به منظور بررسي به اعتبار حكمي كه قبلا" صادر شده دادگاه رسيدگي مي نمايد، و بنابراين در مقام قياس مسلما" واخواهي بر حكم به مرحله پژوهش شباهت بيشتري از رسيدگي ابتدائي دارد، و طبيعتا" بايد احكام آن مبناي قياس قرار گيرد0
نظر به اينكه ، دادخواست جلب ثالث درموعدآخرين پاسخ پژوهشخواه و خارج از مهلت مستنبط از ماده 277 قانون آئين دادرسي مدني به دادگاه تقديم شده است 0
نظر به اينكه ، مطابقه ماده 8 قانون آئين دادرسي مدني به ماهيت هيچ دعوائي نمي توان ابتدائا" در درجه پژوهش رسيدگي نمود، مگر در مواردي كه صريحا" در قانون استثناء شده باشد و بنابراين دعوي پژوهشخواه به طرفيت آقاي مهندس مهروز فقط درصورتي مي تواند در اين مرحله رسيدگي شود كه به عنوان دعوي طاري نسبت به دادخواست پژوهشي قابل قبول باشد، و با امضاء و رد دعوي اصلي موجبي براي رسيدگي به اين دعوي به نظر نمي رسد0 لذا در اين خصوص نيز قراررد دعوي جلب صادر و اعلام مي شود0 طبق ماده 576 قانون آئين داردسي مدني ، قرار قابل فرجام در هيات عمومي ديوانعالي كشور است 0
رئيس شعبه 27 دادگاه شهرستان تهران  ناصركاتوزيان

مرجع :
كتاب عدالت قضائي ،گزيده آراء،تاليف دكتركاتوزيان ،انتشارات
دادگستر،چاپ اول ،بهارسال 1378

135

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده