راي شماره : 5 - 16/2/1376 هيات عمومي شعب كيفري ديوان عالي كشور(اصراري ) نظر به اينكه ادعاي شركت مهدي 0ر در سرقت مقرون به دليل نيست و اقدام حسن 0س نيز با توجه به محتويات پرونده از مصاديق محاربه نمي باشد اعتراض وارداست 0 بنابراين دادنامه شماره 75/271002/5/75 شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامي مشهد به استناد بند(ج ) ماده 24 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب به اتفاق آراءنقض ورسيدگي مجددبه دادگاه ديگري از دادگاههاي انقلاب اسلامي مشهدارجاع مي شود0 هيات عمومي ديوان عالي كشور(شعب كيفري ) 151 * سابقه * راي اصراري كيفري 13765 شماره راي : 165/2/1376 شماره پرونده : 13763 شماره جلسه : 13767 علت طرح : اختلاف نظر بين شعبه سي ويكم ديوان عالي كشور با دادگاههاي انقلاب اسلامي مشهد سرقت مسلحانه موضوع : تجاوز به عنف فروش اموال مسروقه قانون مجازات اسلامي : مواد183،190،198،652،662 در ساعت 11 روز سه شنبه 16/2/1376 جلسه هيات عمومي شعب كيفري ديوان عالي كشور برياست حضرت آيت الله محمدمحمدي گيلاني رئيس ديوان عالي كشور و با حضور جنابان آقايان قضات ديوان عالي كشور ونماينده جناب آقاي دادستان كل كشور تشكيل و با اعلام رياست ديوان عالي كشور جلسه رسميت يافت 0 رئس : دادنامه شماره 8604/9/75 شعبه سي و يكم ديوان عالي كشور به تصدي جناب آقاي محمد سليمي ريئس و جناب آقاي رضافرج الهي مستشار مطرح است 0 جناب آقاي محمد سليمي دادنامه شعبه را قرائت فرمايند0 مندرجات پرونده حاكي از اين است كه به دنبال شاكيات واصله مبني بر سرقتهاي شبانه توام با آزار و اذيت وتهديد 1 محسن 2 هادي 3 حسين 0س 4 حسن 5 مهدي 6 مهدي 0ر 7محسن تحت تعقيب واقع و به شركت در باند سرقت مسلحانه نقابداران با ايجاد رعب و وحشت با سلاح سرد و طناب چاقو و ميله آهني و 000تجاوز به عنف و تهيه مسكن و پناهگاه براي آنان و فروش اموال مسروقه متهم مي گردند0 متهم محسن در مراحل تحقيق توضيح داده كه از منزل ايرج به اتفاق حسن و حسين تلويزيون رنگي ، راديو ضبط، ويدئو، دلربرقي ، قاليچه ، گوشي تلفن سرقت نموده اند0 اضافه نموده ساعت 12 شب به منزل حاج علي وارد و دست و پاي او و زن و خواهرزاده اش را بسته ، تلويزيون ، ويدئو و ضبط ، قالي ، جاروبرقي را به سرقت برده اند0 و نيز به سرقت هاي متعدد از منزل و مغازه افراد اقرار و اعتراف نموده است در صفحات 45و46 ديگر متهمان نيز در اين زمينه توضيحاتي داده اند0 شعبه چهارم دادگاه انقلاب اسلامي مشهد پرونده رارسيدگي ونفرات اول تا چهارم ونفر ششم را مفسد في الارض دانسته و باستناد تبصره 3 ماده 183 و بند الف ماده 198 و بند2ماده 190 قانون مجازات اسلامي به اعدام و دو نفر ديگر را به تحمل سه سال حبس در تبعيد محكوم مي نمايد0 محكوم عليهم و وكلاي آنان از راي صادره تجديدنظرخواهي مي نمايند پرونده پس از ارسال به ديوان عالي كشور به شعبه 34 ارجاع مي گردد0 شعبه محترم ديوان عالي كشور اعتراض محكومين اول ودوم وسوم و پنجم وهفتم را واردندانسته و راي صادره را در مورد آنان تاييد اما حكم اعدام حسن 0س را به خاطر اينكه خودش را معرفي نموده ص 113 وشبهه دارئه حد مي باشد نقض كره است 0 همچنين حكم اعدام مهدي 000 رانيز به اين استدلال كه دخالت وي بنحو مسلحانه ولو با اسلحه در اين پرونده ثابت نيست و نيز محتواي اين پرونده گوياي اين نمي باشد نقض مي نمايد(ص 555) پرونده اين بار به شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامي مشهدارجاع مي شود دادگاه مرقوم به پرونده رسيدگي و در مورد حسن 0س چنين راي داده است : شعبه چهارم دادگاه انقلاب بنا به استدلالات مندرج در راي مورخ 27/9/74 نامبرده را محارب شناخته و از آنجا كه توبه ايشان بر دادگاه محرز نمي باشد و به نظر مي رسد اقدام وي در اينكه خود را معرفي نموده ترفندي بيش نباشد مستندا" به بند اول ماده 190قانون مجازات اسلامي به اعدام محكوم مي گردد0 و راي دادگاه در مورد مهدي 0ر بشرح زير است : مهدي 0ر با توجه به اظهارات مقرون به صحت محسن 000 وهادي 000و حسن 000 در مورد مشاركت ايشان و در جلسات مختلف دادگاه و علم متهم مهدي 0ر به سارق بودن متهمان واقرار مشاراليه به خريد يك نوبت مال مسروقه از محسن 000 عضو موثر ومعدوم باندو خاصه پرداخت چك تخليه منزلي كه نامبردگان آن را براي اعمال مجرمانه خود پايگاهي قرار داده بودند واينكه هيچ دليل عقلي ومنطقي براي اين امر نمي تواند غير از اين وجود داشته باشد كه هيچ رابطه بين متهم و ساير افراد مرتبط باند برقرار نباشد و وي در اجاره منزلي تا به اين حد از خود مايه بگذارد يا منزل ديگري را از محسن 000 در التيمور مشهد براي محسن 000 تحويل نمايد تا او چند روز درآن ساكن باشد مضافا" اينكه اختلاف سني مجرمان نيز نشان مي دهدآقاي مهدي 0ر نمي توانسته تحت تاثير آنها قرار گيرد0 بلكه ديگران تحت تاثير و هدايت ايشان قرار داشته اند النهايه انكار متهم و مدافعات آقاي وكيل كه بر همين مبني بيان شده موجه نبوده با لحاظ ساير شواهدو قرائن گناهش نزد دادگاه محرز ومسلم است مستندا" به بند اول ماده يكصد ونود قانون مجازات اسلامي به اعدام محكوم مي شود0 محكوم عليهما و وكلاي آنان طي لوايحي كه هنگام شور قرائت خواهد شد به راي صادره اعتراض نموده اند پرونده جهت رسيدگي به اعتراض معترضين به ديوان عالي كشور ارسال چون شعبه 34 ديوان عالي كشور منحل گرديده پرونده جهت رسيدگي به اين شبعه ارجاع شده است 0 هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس از قرائت گزارش آقاي سليمي عضو و مميز و اوراق پرونده ونظريه كتبي آقاي شهبازي داديار ديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر: با توجه به محتويات پرونده و اختلاف حاصله در استنباط محاكم به صدور راي اتخاذ تصميم شايسته را تقاضا دارم در مورد دادنامه صارده مشاوره نموده چنين راي مي دهد: نظر به اينكه مباني استدلال ومستندات شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامي مشهد در خصوص محكوميت حسن 0س ومهدي 0ر به اعدام بامستندات و استدلالهاي شعبه چهارم واحد است وايرادات مطرح شده در خصوص راي شعبه چهارم دادگاه انقلاب مشهد به راي شبعه دوم آن دادگاه وارد مي باشد مورد از مصاديق ماده 462 قانون آئين دادرسي كيفري وبند ج ماده 24 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي وانقلاب بوده مقرر مي دارد پرونده جهت طرح در هيات عمومي ديوان عالي كشور به محضر رياست محترم ديوان عالي كشور ارسال شود0 ]شعبه سي ويكم ديوان عالي كشور[ رئيس : جناب آقاي ابراهيمي بنظر بنده محكوم كردن اين متهمين باستناد ماده 183 قانون مجازات اسلامي كه مستند صدور حكم واقع شده صحيح نيست زيرا ماده مرقوم مقرر داشته : ((هركس كه براي ايجاد رعب و هراس و سلب آزادي وامنيت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد في الارض مي باشد0)) بنابراين بايد قصد ونيت فاعل جرم ايجاد رعب وهراس و سلب آزادي و امنيت مردم باشد و به اين منظور دست به اسلحه ببرد واز حركات و رفتاريكه از متهمين پرونده سر زده وتعدادي از آنان نيز حكم اعدامشان قبلا" متاسفانه در شعبه 34 ابرام شده و حكم اعدام نيز اجرا شده در سنين جواني و نوجواني هستند0 مثلا" تعدادي پانزده ساله ونوزده ساله نوشته شده ومسن ترين آنان مهدي 0راست كه متولد 1340 است و محسن 000 كه خانه دراختيار متهمين گذاشته متولد 1328 است 0 بنابراين كساني كه در سرقت مباشرت داشته اند جواناني هستند اكثرا" زير بيست سال سن ، فقط مهدي 0ر سي و دو سال دارد كه آقاي محسن 000او را رهبر باند معرفي كرده است 0 افعالي كه از اين آقايان صادر شده است يكي سرقت منزل آقاي ايرج 000 است ايرج 000 از منسوبين محسن 000 است قبلا" يكبارمنزل ايشان مورد دستبرد قرار گرفته است 0 ايشان گمان كرده اندكه محسن مرتكب اين عمل شده لذا از او شكايت كرده ، محسن 000 با شكايت وي چند روز زندان رفته و سپس آزاد شده اين عدوات سبب شده كه آقاي محسن 000 دوستان خودش را جمع بكند و به اتفاق آنان براي سرقت به منزل آقاي ايرج 000 برود0 اين آقايان اول دست و پاي ايرج 000 را مي بندند ظاهرا" عيال آقاي ايرج 000 روسري نداشه لذا به او روسري مي دهند، وقتي هم كه اتومبيل ايرج 000 را مي برند بعدا" به او تلفن مي زنند كه بيايد اتومبيلش را از محلي كه در آنجاپارك شده ببرد0 اين يكي از سرقتهاي ارتكابي است 0 در سرقت منزل علي 000، ايرج 0ر شركت نداشته بلكه مهدي 0ر بوده كه او هم در كوچه ايستاده بوده افرادي كه وارد منزل علي 000 مي شوند پسر نوجواني را مي بينند محسن 000 در صدد اذيت و آزار او بر مي آيد چون با التماس پسر روبرو مي شود شخصا" منصرف مي شود بعدا" يكي از متمين با ميله مي زند به سر علي 000 واو را مجروح مي كند وسائل گران قيمتي كه از اين منازل ربوده شده مثل موتور سيكلت يا اتومبيل متهمين تلفن مي كرده اند به صاحبان آنها و مي گفته اند ماشين شما فلان جااست بيا وببر يا وقتي چهل فقره چك بانكي در اختيار مهدي 0ر قرار مي گيرد چكها را با پست مي فرستد براي صاحبانش ، اين شمه اي از اعمال و رفتار آقايان بود0 با اين اوصاف چون نظر اين افراد ايجاد رعب و وحشت در جامعه نبوده بلكه به لحاظ بي فرهنگي و بيكاري و سرگرداني هاي بعدي دنبال اين كار رفته اند عملشان به هيچ وجه با ماده 183 قانون مجازات اسلامي انطباق نداشته وراي شعبه محترم ديوان عالي كشور صحيحا" صادر شده است 0 رئيس : جناب اقاي فرج اللهي برادر عزيزمان جناب آقاي ابراهيمي تا حدودي مساله راتوضيح دادند0 بنده براي رفع ابهام و تعيين ميزان دخالت دو نفر درسرقت و كيفيت ارتكاب جرم توسط آنان با توجه به حجم پرونده مختصرا" توضيح مي دهم 0 متهمان سيزده فقره سرقت مرتكب شده اند، حسن 000 در يك فقره سرقت انجام شده در منزل ايرج 000، در عمليات اجرائي سرقت مشاركت داشته است ، همانطوري كه حاج آقاسليمي فرمودن وآقاي ابراهيمي هم تاكيد فرمودند، در اين سرقت هيچيك از سارقان اسلحه نداشته اند، صاحبخانه اظهار داشته دو يا سه نفر ازآنان حامل چاقو بوده اند0 محسن 000 كه رهبري عمليات را عهده دار بوده نيز اقرار كرده است كه چاقو در دست داشته است 0 سارقان ابتدا پشت خانه كمين كرده اند تا ساعت يك بعداز نيمه شب ، آنگاه وارد خانه شده اند اهل خانه بيدار شده اند، دست و پاي مرد صاحبخانه را بسته اند، همسرش كه از خواب بيدار شده روسري روي سر وي انداخته اند، بعد كه ديده اند لباسهايش مناسب نيست يك تخته پتو روي وي انداخته اندكه خود را باآن بپوشاند0 تا صبح در منزل مانده وسايل را جمع كرده در ماشين پرايد ريخته اند وازمنزل خارج شده اند و هيچگونه اسلحه اي در اين سرقت بكار نرفته فقط محسن 000 با چاقوي معمولي كه سلاح سرد بر آن صدق نمي كند آنان را تهديد كرده است 0 برادران توجه دارند كه سلاح سرد را قانون تعريف كرده است سر نيزه ، كارد سنگري و مانند آن را سلاح سرد جنگي دانسته و هيات عمومي ديوان عالي كشور در طول ساليان گذشته هيچگاه چاقو را سلاح سرد ندانسته ، حتي چاقوي ضامن دار را نيز خارج از مصاديق سلاح سرد تلقي كرده است 0 بطور كلي در سرقت از منزل ايرج 000 سلاحي به كار نرفته كه تشهير سلاح و اخافه ناس صدق كند و محاربه شناخته شد( حالا بقيه آقايان متهماني كه حكم درباره آنان صادر و اجراء شده از موضوع بحث ما خارج هستند)0 و اما در مورد مهدي 000 همانطوري كه آقاي سليمي فرمودند تنها اتهام و يا گناه ايشان اين است كه خانه علي را به سارقان نشان داده ، سارقان را تا دم در راهنمائي كرده ، آنان وارد منزل اين آقا كه طلا فروش بوده شده اند و خود متهم بيرون از خانه درانتظار آمدن آنان ايستاده ، در هيچ كجاي پرونده و در تمام مراحلي كه از محسن 000(سردسته سارقان ) تحقيق شده از جمله برگهاي 99و126و141، فقط اظهار داشته كه مهدي 000 خانه علي 000 را به آنان نشان داده و خود سركوچه ايستاده است 0 بقيه متهمان نيز مطالبي كه دال برشركت متهم در سرقتهاي موضوع پرونده باشد، بيان نكرده اند0 تنها نقش وي تهيه محل امن ومامني براي سارقان بوده است 0 حسن 000 نيز از ابتداي امر اظهار داشته كه فقط وارد خانه ايرج شده و چاقو هم نداشته متهمان ديگري كه دراين سرقت شركت داشته اند از قبيل محسن ، حسن 000 و يك نفر ديگر همگي اظهارات وي را تاييد كرده اند و تصريح نموده اند كه حسن حتي چاقو نيز در دست نداشته است بنابراين ، اين دو نفر را نمي توان محارب دانست 0 رئيس : جناب آقاي افشاري من فقط در نحوه استدلال شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامي مشهد كه مصر بر همان نظريه وراي شعبه چهارم بوده و استدلال كرده كه براي اين محكمه محرز است كه آقاي حسن 000 به اصطلاح توبه نكرده اشكال دارم كه با توجه به اطلاق آيه 34 سوره مائده وهمين طورمساله 7 تحريرالوسيله حضرت امام كه اطلاق دارد و مي گويد: من قبل ان 000 ، باصطلاح وقتي كه قبل از احاطه براو، او خودش را معرفي كردمطلقا" به هر حال حد او برداشته مي شود و ساقط مي شود نهايت اگر محكمه احساس مي كند عدم امنيت با وي را در رابطه با جامعه ، نهايت مي تواند او را تعزير بكند، اين در رابطه با حسن 0س 0 عرض ديگر بنده در رابطه با مهدي 0ر000 كه باز شعبه دوم در استدلالش مطرح كرده كه قرائني وشواهدي است كه به هر حال ايشان با آنها شركت داشته باز با توجه به مساله 2 در تحريرالوسيله اين نهايت بيش از يك كمكي براي سارقين موضوع پرونده نبوده در حد طليع و شبه طليع رد يعني كسي ك نگهباني اموال داده اموال را نگهداري كرده يا خانه فرضا" بر ايشان تهيه كرده اين هم مشمول حد نمي شود و محارب نيست 0 تذكر آخر من در رابطه با مطلبي است كه برادرمان جناب آقاي فرج اللهي فرمودند كه اسلحه سرد يعني چاقوي ولو ضامندار مورد تعرض و بحث هيات عمومي ديوان عالي كشور واقع نشده درهمين تبصره 3 ماده 183 تصريح كرده كه فرقي ميان سلاح سرد و گرم نيست و سلاح سرد را عرف ، كارشناس فني اعم از چاقو و غير چاقو مي دانند0 رئيس : جناب آقاي آموزگار در رابطه باماده قانون كه جناب آقاي افشاري بيان فرموده اند كه اين ماده قانون مقتبس از روايات و فتاوي است در واقع اين نكته اي دارد كه لازم است به عرض آقايان برسانم البته متوجه هستند تذكر فقط مي دهم 0 اينكه فرموده است سلاح را به قصد فلان انجام داده اين مضمون همان رواياتي است كه علي بن حسان از امام باقر روايت كرده من شهر السلاح في مصرمن الامصارلاخافه الناس آقايان توجه دارندمعذرت مي خواهم اين لامي كه اينجا هست لام ، لام عاقبت است شبيه و فضلنا بعضكم علي بعض في الرزق ليتحذ بعظكم بعضا سخريا اين لام ، لام عاقبت است قصد لازم نيست اينجا اعمال توسلي نيست كه ما قصد بكينم درواقع روايت مي خواهد اين را بگويد قانون هم همين را مي خواهد بگويد كه اگر كسي كاري كرد كه در نتيجه آن اخافه شد براي مردم ، اين محاربه است اين يك مطلب 0 مطلب دوم اينكه آيه كريمه موردش در مورد كسي است كه ابل صدقات را دزديده وشيرش را مي خوردند و بعدا" دزديده اند و اين آيه نازل شد0 اساسا" خود آيه كريمه اختيار داده به حاكم كه هر نوع مجازات 4گانه اي را مي تواند انتخاب كند ولي در روايات معتبر و صحيح داريم كه آنجا از امام معصوم سئوال مي كند كه يابن رسول الله چند نفر با هم بودند بعضيها كشتند بعضيها نكشتندفقط سرقت كردند بعضي ها هيچ كار نكردند اما حاكم مي تواند هر كدام از اين چهار مجازات را انتخاب نمايد حضرت مي فرمايد لا ولكن علي نحوالجنايه خير ولي حسب جنايت اتخاب مي كند كه اين مطلب هم جاي خودش علاوه بر اينكه ثابت است اساسا" با توجه به اينكه شعبه محترم ديوان توضيح داده اند اين آقايان هيچ كدامشان حامل سلاح نبوده اند اين دو نفريكي آقاي حسن 000 سلاح نداشت دومي هم مال بخربوده بنابراين در نهايت مختصرا" راي شعبه ديوان صحيح است و اگر اينها محارب هم كه باشند بالاخره اين حكم بر آنها جاري نيست 0 رئيس : جناب آقاي عروجي تنها چيزي كه يك مقدار ذوق انسان را مي زند مساله كارگزار و كارگردان بودن مهدي 0ر است عنايت داريد كه از مجموع آنچه كه عزيزان خوانده اند و گزارش هم بيان مي كند مهدي 0ر كارگزار و كارگردان و در حقيقت زمينه ساز و حتي تا آنجا كه تنهاارائه طريق نمي كند ايصال الي المطلوب هم مي كند يعني دست اين آقايان را هم مي گيرد مي برد در خانه اين آقا و اين آقايان را راهنمائي مي كند قبلا" هم زمينه را فراهم كرده است كه آين آقا در دل شب فلان است يعني تمام اطلاعات و آگاهي را قبلا" داشته و در اختيار آنها گذاشته و حتي اينها را برده تا در خانه رسانده لذا بنظر مي رسد دادگاههاي محترم اين آقا را بر اساس يك چنين نقشي كه ايفا مي كرده يك معاونت ساده و همراه بودن ساده و به عنوان مال بخرو امثال آن تلقي نمي كنند او علاه بر رساندن آنها به در منزل ،اموال را هم از اينها مي گيرد انبار مي كند و مي فروشد پس به تمام معني نقش كارگزار و كارگردان اصلي را در اين صحنه بازي مي كند اگر در اين مورديك توضيحاتي داشته باشندكه متقاعده كننده باشدمتشكريم 0 رئيس : جناب آقاي مفيد در مورد اين مساله جوابا" عرض مي شود، البته فرمايشات آقا واقعا" قابل استفاده بود ولي مساله اين است كه در باب گروهكها اصل گروهها مشخص است كه محارب هستندو رهبرشان هم همين حكم را دارد يعني كسي كه آنها را راهنمائي مي كند0 ولي در مورد بحث ما همانطور كه شعبه محترم ديوان عالي كشور استدلال كرده اند محارب بودن اين گروه روشن نشده تا اين آقائي كه مي برد در خانه رهبري مي كند ما او را محكوم به حكم خاص بدانيم بنابراين مطالب مذكور شامل اين گروه نمي شود يعني مصداق ندارد0 رئيس : مذاكرات كافي است ، جناب آقاي اديب رضوي نظريه جناب آقاي دادستان كل كشور را قرائت فرمائيد0 نظر به اينكه برابر سوابق امر و محتويات پرونده هر چند حسن 0س در سرقت شبانه به اتفاق متهمين ديگر شركت داشته ولي مسلم نيست كه در جريان سرقت نامبرده مسلح بوده است ومهدي 0ر هم هرچند فرماندهي و رهبري باند را عهده دادر بوده ولي دليلي بر اينكه نامبرده مسلحانه وارد منزل اشخاص شده و ايجاد رعب و وحشت كرده در پرونده مشاهده نمي شود بنابراين راي شعبه 31 ديوان عالي كشور موجه بوده ومعقتد به تاييد آن مي باشم 0 رئيس : آقايان لطفا" آراء خود رادر اوراق راي مرقوم فرمايند0 رئيس : اعضاء محترم حاضر در جلسه 28 نفر هستند كه به اتفاق آراء نظر شعبه 31 ديوان عالي كشور را تاييد فرمودند0 مرجع : كتاب مذاكرات وآراء هيات عمومي ديوان عالي كشور سال 1376 ، دفترمطالعات وتحقيقات ديوان عالي كشور، چاپ اول تهران 1378 ، چاپ روزنامه رسمي كشور صفحه 147 تا 156
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com