سامانه جستجو قوانین




رای وحدت رويه ديوان عالی كشور

قرارداد ساز آرش علیزاده نیری وکیل پایه یک دادگستری آژانس هواپیمایی عصر پرواز مجری ویزای شینگن ویزای ایتالیا ویزای چین ویزای دبی
راي شماره : 6 - 13/3/1376

هيات عمومي شعب كيفري ديوان عالي كشور(اصراري )
با توجه به اينكه متهم در مقام دفاع مرتكب قتل شده ودراين مورد طبق ماده 61 قانون مجازات اسلامي قاتل قابل تقعيب ومجازات نيست و دادگاه عمومي نيز بر همين اساس حكم برائت صادر نموده و اعتراض موثري نيز به عمل نيامده است بنابراين باستنادبندج ماده 24 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب دادنامه شماره 171062/8/75 شعبه دوم دادگاه عمومي قم باكثريت آراء ابرام مي شود0
هيات عمومي ديوان عالي كشور(شعب كيفري )

151
* سابقه *

راي اصراي كيفري 13766

شماره راي  : 136/3/1376
شماره پرونده : 13762
شماره جلسه  : 13769
علت طرح    : اختلاف نظر بين شعبه بيستم ديوان عالي كشور و دادگاههاي عمومي قم 

 قتل عمدي : معافيت از مجازات
موضوع :     دفاع مشروع
 قانون مجازات اسلامي : ماده 61

در ساعت 9 روز سه شنبه 13/3/1376 جلسه هايت عمومي شعب كيفري ديوان عالي كشور برياست حضرت آيت الله محمدمحمدي گيلاني رئيس ديوان عالي كشور و با حضور جنابان آقايان قضات ديوان عالي كشور و نماينده جناب آقاي دادستان كل كشور تشكيل و با تلاوت آياتي چند از كلام الله مجيد رسميت يافت 0

رئيس : دانامه شماره 842 شعبه بيستم ديوان علاي كشور بتصدي جناب آقاي سيدمهدي پيشنمازي رئيس و جناب آقاي عبدالحسين فرهي مستشارمطرح است 0 جناب آقاي فرهي دادنامه شعبه راقرائت فرمايند0
 خلاصه جريان پرونده :
پيرو گزراش مورخ 6/9/74 موضوع اتهام آقاي ميرسعادت 000 به ارتكاب قتل عمدي مرحوم محمد000اجمالا"به اين شرح كه نيروي انتظامي شهرستان قم به تاريخ 19/7/73 به دادگاه عمومي قم گزارش كرده در ساعت 16 روز جاري درنزاعي كه بين دو نفر به اسامي محمد000معروف به مشتي (مشهدي ) و ميرسعادت 000 بوجود آمد با مجروح شدن محمدتوسط ميرسعادت به بيمارستان نكوئي منتقل در بخش اورژانس فوت نموده است اضافه كرده در لباس مقتول يك قبضه چاقو دسته مشكي پيدا شده كه در پاسگاه موجود است ( در گزارش و صورتملجس مامورين انتظامي ومسئول بخش بيمارستان اوراق 2و3 پرونده به پيدا شدن چاقواشاره اي نشده است ) بلافاصله از متهم بازجوئي شده اظهار داشته سه ماقبل درگيري مختصري با محمد داشته از آن پس از قصد درگيري شديد با من داشت كه خود را دورمي كردم تا اينكه امروز ساعت چهاربعدازظهر وقتي مقابل منزلم ايستاده بودم همسرم و دو فرزندم نزديك من بودند با گفتن ناسزا گذر نمود قصد تعقيب او را داشتم مادرم مانع شد بعد از چند لحظه مجددا" برگشت من در حال داخل شدن به منزل بودم كه مرا با چاقو تعقيب و قصد وارد شدن به داخل منزل داشت او حالت مستي داشت با چاقو مرا از ناحيه سينه مجروح كرد من هم براي جلوگيري از ضرب و حرج  بيشتر چوب برداشتم متوجه نشدم چگونه وبه كجاي بدن او اصابت كرد در حين درگيري به زمين افتاد كه او رابه بيمارستان رساندم كه فوت نمود با اشاره به سابقه شرارت اوواينكه سابقه خودزني داشته مدعي است در حالي كه با او درگير بوده خود را به ديوار زده در گواهي پزشكي معاينه ميرسعادت بريدگي كمتراز يك سانتيمتر سمت راست قفسه سينه همراه با كبودي بخيه شده براثر اصابت جسم برنده اظهار نظر شده است 0 پدر مقتول از فردي كه پسرش را كشته اعلام شكايت كرده همسر متهم در همان تاريخ اظهار داشته دركوچه بودم محمد000 عبور مي كرد به من متلك گفت به او گفتم پدر سوخته به منزل آمدم درب را بستم پس از لحظه اي درب حياط زده شد بازكردم ديدم محمد مشتي مي باشد گفت آمده ام ترا بكشم چاقو نيزدر داخل دستمال در دستش بود داد و فرياد كردم همسرم ميرسعادت آمد او نيز به وي اصرار كه وي را از منزل بيرون نمايد كه همديگر را هل داند از منزل بيرون رفتند000 من نزاع آنها را نديدم (ص 7) از پنج نفر شهود بازجوئي شده است 0(اوراق 9الي 11) در گواهي معاينه جسد پارگي عميق بطول پنج سانت از جلو به عقب روي آهيانه سمت چپ مشاهده شده كه شكستگي مختصر استخوان كه بر اثراصابت جسم سخت لبه دار ايجاد شده علت مرگ شكستگي جمجمه و خونريزي مغزي متعاقب آن تعيين شده است 0
در جلسه محاكمه 22/7/73 ( برگ 24) متهم اظهار داشته پسرخواهرم براي تعمير موتور گازي مرا صدا كرد مشغول بودم خانمم كنارم ايستاده بود محمد به او حرف زشت زد خانمم به او فحش داد رفتم داخل حياط بعد از مدتي استراحت درب حياط نواخته شد همسرم باز كرد محمد داخل شد درگير شديم همين كه مي خواستم از اطاق خارج شوم به من حمله كرد و درگير شديم چاقو دستش بود و مرا از ناحيه سينه مجروح كرد افتادم زمين كه بيشتر نزندكه از حياط خارج شد نمي دانم داخل حياط كه مادرم يقه اش را گرفته بود چه شد بعد مردم گفتند داخل كوچه كنار جدول افتاده است كه او را به بيمارستان منتقل كردم در جواب سوال دادگاه به اينكه در بازجوئي اقرار به وارد كردن جرح با چوب شده جواب داده چون ترسيده بودم وحال عادي نبودم اين مطلب را گفتم حواسم جمع نبوده راجع به شهادت شهود جواب داده تقاضا دارم مجددا" از آنها تحقيق شود چنانچه سه نفر شهادت بدهند من با چوب ايشان را زده ام قبول مي كنم كه بر طبق دستور حاكم دادگاه مرجع انتظامي از شهود استماع شهادت كرده خانم ا000 و آقاي م 000 13 ساله و آقاي غ شهادت داده اند(برگ 26)0
در جلسه 25/7/73 دادگاه والدين مقتول و همسر او عليه ميرسعادت شكايت و قصاص او را تقاضا كرده اند متهم با تفهيم اتهام به ارتكاب قتل عمدي و دلايل جرم از جمله اقرار اوليه در پاسگاه جواب داده با چوب نزده ام در دستم چوب نبوده او جلو در حياط به من حمله كرد با چاقو به داخل حياط هم آمد مرا مجروح كرد من دست خالي با او درگير شدم كه زمين افتادم مادرم آمد فرياد كرد او خودش رابه اين ور وآن ور مي زد كه از حياط خارج شود پس از مدتي شنيدم كه كنار جدول افتاده ، از جهت چاقوكشي و ورود بعنف عليه مقتول اعلام شكايت كرده است 0
در جلسه 19/9/73، دادگاه با حضور طرفين و وكلاي آنهاتشكيل گرديد(ص 71) واولياءدم شكايت و تقاضاي قبلي را تكراركرده اند، وكيل آنها با تناقض گوئي متهم و اينكه بلحاظ خصومت شخصي وبستن راه بر مقتول و وارد كردن ضربه با جسم سخت موجب قتل شده برطبق مواد205 الي 207 قانون مجازات اسلامي تقاضاي قصاص نموده است 0
همسر متهم كه همراه شوهرش وخواهرزاده او در كوچه موتور گازي او را درست مي كرده ضمن شرح واقعه اظهار داشته محمد000(مقتول ) داخل منزل آمد با شوهرم درگير شد شوهرم را باچاقو زدكه افتاد000 مادرشوهرم محمد را كه مي خواست فراركند گرفته بود سه روز بود محمد مرتب مزاحم من بود بعد نفهميدم چطور از دست مادرشوهرم فرار كرد مي گفتند محمد000 بيرون از خانه زمين خورده كه در همان حال او را به بيمارستان رسانده اند0 مادر متهم بنام خيرالنساء اظهار داشه با شنيدن جيغ عروسم به حياط آمدم و ديدم پسره محمد آمد توي حياط و پسرم را چاقو زد فرياد كردم رفتم وسط ايستادم گفتم دعوا نكيند مرا هل داد و فراركرد، نديدم خودش را به كجا زدپسرم با اينكه مجروح شده بود او را به بيمارستان برد اضافه كرده چيزي دست پسرش نديده 0 متهم با شرح جريان واقعه كه همسرش توضيح داده و گفته محمد به او ناسزا گفته و رد شده مي گويد رفتم منزل ،خوابيده بودم خانمم وارداتاق شد گفت محمد مي خواهدباچاقو وارد اطاق شود خواستم بيرون بيامي مادرم جلويش را گرفته كه داخل حياط نشود كه مادرم را هل داد وارد حياط شد باهم درگير شديم مرا با چاقو زد افتادم فرياد كردم مادرم بين ما قرار گرفت و يقه اش را گرفت او هم خود را به اين در وآن در مي زد مي خواست از خانه خارج شود كه خارج شد افتاد زمين 0 مردم جمع شدند او را به بيمارستان بردم اضافه كرده آنچه در صفحه 2 پرونده گفته ام به كلانتري مراجعه كردم چون چاقوخوردگي تا به حال نديده و مردن هيچ شخصي را هم نديده بودم حال عادي نداشتم متوجه نبودم چي گفتم شهادت آقاي غ و بانو الف (برگ 9) را قبول دارم 0
وكيل متهم لايحه اي در نه برگ تقديم كرده كه از جانب وكيل اولياءدم به اين خلاصه پاسخگوئي شده است : با اشاره به اظهارات متهم در مراحل مختلف وبازگو كردن آن مدعي تناقض گوئي متهم شده و راجع به شهادت آقاي غ كه شاهد نزاع هم نبوده مدعي است بامحمد اختلاف داشته واظهارات بانو الف را روي خصومت و كينه دانسته است و بيان داشته همسر متهم در صفحه 7 گفته درگيري خارج از منزل بوده و نزاع آنها را نديده و در محضردادگاه خلاف واقع مي گويدكه درگيري داخل منزل بوده است 0 راجع به طرح دفاع مشروع از جانب وكيل متهم توضيح داده و بحث كرده است 0
وكيل متهم اظهار داشته متوفي به منزل موكل و ناموس او هجوم برده با سبق تصميم قصد قتل موكل را داشته برفرض ك موكل تناقض گوئي كرده باشد حقيقت امر همانست كه به عرض رسيد0 متهم آخرين دفاع را به وكيلش واگذار كرده و وكيل متهم بلحاظ دفاع موكلش از جان وناموس تقاضاي صدور حكم بر برائت نموده است و درجواب سئوال دادگاه اظهار داشته در صورت تشخيص غيرعمدي بودن قتل ديه درهم را تعيين مي كند0
دادگاه استماع شهادت شهود را لازم داسنته طي صورتمجلس 4/2/74 كه با حضور طرفين و وكلاي آنها صورت گرفته و در هفت برگ نوشته شده (برگ 110) از شهود استماع شهادت كرده است ( كه عين اظهارات در صفحات بعدي منعكس شده است ) پس ختم دادرسي را اعلام و به اين خلاصه راي داده است 0
با توجه به اظهارات متهم و همسر او و استناد به موداي شهادت شهود، نحوه اظهارات متهم ووكيل او، گواهي پزشكي و سابقه متهم و ساير قرائن وامارات موجود، حمله و هجمه را از ناحيه متقول تشخيص عمل متهم را دفاع مشروع تلقي با استناد به فتواي حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني (قدس سره ) در مجمع المسائل ، ج 3، ص 239 س 55 حكم بر برائت متهم را صادر كرده است 0( ص 116)0
با تجديدنظرخواهي وكيل اولياء دم ورد و بدل پرونده بادادگاه تجديدنظراستان كه نهايتا" با راي وحدت رويه شماره 600مواجده شده پرونده در اين شعبه بررسي ومورد رسيدگي قرار گرفته وشعبه مذكور:
با بيان دلايلي از جمله اينكه متهم در مرحله بازجوئي اقراربه وارد كردن ضربه نموده و در محاكمه نزد دادگاه منكر داشتن چوب و مصدوم كردن محمد مي باشد مساله هجوم و دفاع از نفس و عرض مطرح نبوده در چنين شرايطي ادعاي وكيل مدافع در دفاع مشروع موكل را قابل توجيه ندانسته زيرا هم انكار وهم دفاع مشروع قابل جمع نيست همچنين از جهت اينكه دادگاه با استماع پاسخگوئي وكيل اولياء دم در رد تحقق شرايط دفاع مشروع استدلال واظهارنظر نكرده است 0 فتواي حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني مربوط به هجوم زني بوده كه قابل تطبيق با موضوع پرونده نيست و نظر به اينكه دليلي براثبات تعرض به جان وناموس متهم ارائه نشده ونهايتا" بااستناد به مفاد لايحه وكيل تجديدنظرخواه دادنامه تجديدنظرخواسته را نقض رسيدگي را به شعبه ديگر محول كرده است 0
شعبه هشتم دادگاه عمومي قم با حضور طرفين و وكلاي آنهادرچهار صفحه محاكمه را انجام داده از شهود استماع شهادت نموده (برگ 193) (جلسات 5/1/75 و3/3/75) با حضور طرفين و وكلاي آنها تشكيل شده ، آقاي س 0م شهادت داده : ((ديدم محمد000 رفت به طرف خانه ميرسعادت كه آنجا هم خانه داشت 0 اينكه با هم غرض داشته اند ياخيراطلاعي ندارم ، بعد از مدتي ديدم كه ميرسعادت 000 محمد000(مقتول ) را از كوچه مي آورد و با چوب يا آهن در دست داشت به او مي زد و آخر يك ضربه به سر او زد و در كوچه كسي جز اين دو نفر آنجا نبودند)) گواه ديگر بنام آقاي ح 000اظهار داشته : ((من حدود10 متر بااينها كه مشغول نزاع بودند فاصله داشتم از آنجا رد مي شدم ديدم ميرسعادت با چوب به محمد000 زد و خورد زمين جمعيت هم آنجا جمع بود000 او يك مرتبه از پشت زد به محمد000 محمد چيزي در دست نداشت )) شاهد ديگر بنام آقاي م 000 14 ساله شهادت داده : ((من فقط ديدم كه در كوچه محمد000 دو ضربه چاقو به سيد زد نديدم كه سيدبه اوبزند000)) از شاهد علت تناقض گوئي اش سئوال شده جواب داده : ((من فقط اينها را كه اين مرتبه گفتم ديدم ، دفعه قبل هم گفتم كه شنيدم ولي دادگاه 000 برشهادت من نوشتند در صورتي كه شهادت من همين است كه الان گفتم )) توسط وكيل اولياءدم از شاهد سئوال شده پزشك قانوني يك ضربه را تاييد وشاهد دو ضربه را اعلام نموده گواه در پاسخ اظهار داشته :((اولا" ديد من دور بوده ثانيا" من نمي دانم كه دو ضربه خورده يا نه اطلاعي ندارم )) در جلسه 17/8/75 با حضور طرفين آقاي غ 000 شهادت داده : ((مشاهده نمودم كه محمد بيرون از خانه سيد مشغول صحبت با سيد ومادرش شدند بعدا" جدا شدند سيد ومادرش به داخل خانه رفتند محمد000 هم به طرف خانه خودش راهي شد بعد ازيك ربع ديگر خبر رسيد كه محمد000 وسط كوچه افتاده است ))0
دادگاه به همين تاريخ با استناد به ماده 61 قانون مجازات اسلامي و اصل 37 قانون اساسي حكم بربرائت متهم صادر كرده 0
كه با تجديدنظرخواهي وكيل اولياءدم پرونده به اين شعبه ارجاع و مورد رسيدگي مجدد(اصراري ) قرار گرفته : ضمنا" جهت مزيد اطلاع شهادت شهود در محضر دادگاه صادر كننده حكم اولي (منقوض ) مورخ 4/2/74 كه قبلا" به آن اشاره شده است اضافه مي نمايد خانم الف به عنوان شاهد اظهار داشته : ((ديدم محمد000 آمد محله ما بدنش كمي مريض حالت بود از كنارم تند رفت به طرف زن ميرسعادت نمي دانم به او چه گفت زن ميرسعادت جيغ كشيد رفت داخل خانه ، محمد هم دنبال او رفت به طرف خانه ، بعد دويدم بينم چه خبر است ديدم زن ميرسعادت داخل خانه بود داخل كوچه نبود و ميرسعادت در خانه اش بودومحمد00 داخل كوچه تلوتلو مي خورد و ميرسعادت دستش به سينه اش بودمي گفت محمد مرا زد نگذاريد برود مردم آمدند000)) (مقايسه باشهادت مورخ 19/7/73 مندرج در برگ 11) آقاي غ 000 شهادت داده : بعد از اينكه محمد به مغازه ام آمد سيگاري گرفته با من دست داد رفت خانه مير سعادت 000 از جلو مغازه نگاه مي كردم بعد از چند دقيقه اي ديدم كه ميرسعادت و خانمش و مادرش با هم از منزل آمدند محمد000 هم بود در مغازه خودشان كه نفت فروشي بود صحبت كردند بعد جدا شدند و رفتند به خانه شان بعد از نيم ساعت شنيدم دعوي شده ازمغازه بيرون آمدم ديدم كه مردم جمع شده اند محمد000 افتاده ميرسعادت 000 اورا به بيمارستان برد0 آقاي س 0م 000 شاهد ديگر اظهار داشته : ديدم محمد000 رفت به طرف خانه ميرسعادت 000 ديدم رفت توي كوچه سيد، دمي (لحظه اي ) نكشيد كه ديدم سيدمحمد را از كوچه بيرون آوردوهي او را مي زد شيئي شبيه چوب دست سيد بود دست محمد دستمال ابريشمي بود بعد يك چوب سيد به سر محمد زد محمد سرگيجه گرفت و افتاد(ص 109) شاهد ديگر بنام آقاي ح 000 همچنين شهادت داده :(بعدازظهر بود كه از اين كوچه عبور مي كردم ديدم سروصدا بلند شد و رفتم جلو ديدم يك نفر چوب در دست دارد و به ديگري زد بعد محل شلوغ شد و من جلو نرفتم و حدود بيست متر فاصله داشتم و ديگري دستمال سياه رنگ دستش بود))0 آقاي م 000 13 ساله شهادت داده ((من بالاي پشت بام رفته بودم دادشم را بياورم ديدم سروصدا شده آمدم جلوتر سر پشت بام ديدم مقتول چاقوئي در دستمال ابريشمي دارد چاقو را درآوردووارد منزل سيد شد فحش هم مي داد بعد از پشت بام آمدم پايين ديدم كه مقتول در خيابان افتاده در حدود بيست قدمي خانه ميرسعادت ، بعد ميرسعادت محمد000 را برد به بيمارستان وتوجه نكردم كه سيد مجروح است يا خير و شنيدم كه سيد به محمد000 چوب زده است ومحمد به سيد چاقو زده است ))0 و همانطور كه قبلا" اشاره شد حكم بر برائت متهم صادر گرديده است 0
هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس از قرائت گزارش آقاي عبدالحسين فرهي عضو مميز واوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي عسگري داديار ديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر: تقاضاي صدور راي شايسته و قانوني را دارم 0 در مورد دادنامه تجديدنظرخواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهند:
نظر به اينكه شعب دادگاه عمومي شهرستان قم راجع به اتهام آقاي ميرسعادت 000 به ارتكاب قتل عمدي مرحوم محمد000 عمل متهم را دفاع مشروع دانسته و راي اين شعبه ازديوان عالي كشوررانپذيرفته و حكم بر برائت صادر كرده واصرار در نظريه خود داشته اندو اين شعبه دفاع مشروع را محقق نمي داند لذا مستندا" به بندج ازماده 24 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب پرونده را جهت طرح درهيات عمومي شعب كيفري به دفترمعاونت محترم ديوانعالي كشورارسال مي دارد
]شعبه بيستم ديوانعالي كشور[

رئيس : جناب آقاي مفيد
اختلاف شعبه محترم ديوان عالي كشور ودادگاهها دراين است كه دادگاهها عمل متهم را دفاع مشروط دانسته اند ولي شعبه محترم مي فرمايند اين دفاع مشروع نيست و قتل عمد است 0 با استفاده از گزارشي كه خوانده شد يك مساله اي كه مي شود گفت مسلم است ورود مقتول به خانه است 0 با توجه به صحبت هاي خودمتهم و آنچه مادرش و زنش و بعضي از شهودگفته اند كه ماديديم كه به طرف خانه او رفت و آنچه آن خانم مي گويد اودر زد، در بازشد من گفتم اين داردمي آيد000 نمي شود گفت همه اينها ساختگي است 0 پس ورود مقتول به خانه مسلم است درگيري هم آنجا انجام شده است وممكن است چاقو هم اين شخص زده است منتها اين آدم وقتي زده است بطوري كه از وضع پرونده بر مي آيد ترسيده ودر صدد فرار برآمده 0 مادر متهم هم آمده است يقه او را گرفته ولي چون او مرد و قوي تر بوده است آن زن نتوانسته او را نگهدارد0 و بالاخره فرار كرده ودركوچه درگير شده اند0
در اقرا اولش مي گويد وقتي كه خواست وارد منزل شودحالت مستي داشت با چاقو مرا از ناحيه سينه مجروح كرد من هم براي جلوگيري از ضرب وجرح بيشتر چوب برداشتم متوجه نشدم چگونه و به كجاي بدن او اصابت كرد در اينجا صريحا" اقرار مي كند كه من با چوب به او زدم منتها براي اينكه از وارد شدن او به خانه جلوگيري كنم 0تنها جائي كه اين متهم صحبت از دفاع كرده است همين يك مورد است واين يك مورد را هم بعد خودش منكر مي شود چون مي گويد آن روزي كه من گفته ام من با چوب به او زدم حالت عادي نداشتم تا به حال چاقو نخورده بودم و قتل ومرگ كسي را نديده بودم لذا نفهميدم چه گفتم من نزدم ، پس با وصف انكار خودش از گفته هاي قبل نمي توان به نفع او استفاده كرد، ضمنا" شهودي كه شهادت داده اند همه اينها حملات را گفته اند داخل كوچه بوده است يعني زماني كه دعوايشان به كوچه كشيده شده بود زدوخورها در كوچه بوده و حتي ممكن است كه چاقو زدن هم در كوچه بوده باشد و فرضا" گفته شودكه چاقو را داخل خانه زده ولي تمام شهود مي گويند زد وخورد داخل كوچه بوه است 0 چند نفر از شهود هم صريحا" گفته اند كه ما ديديم او چيزي شبيه به چوب دستش بود، يك نفر هم مي گويد آهن دستش بود كه ممكن است خطاي چشم باشد، بهرحال حملات در كوچه بوده ضربات هم از خود اين شخص بوده واينكه گفته شود او خودش را به ديوار زده و سابقه خودزني داشته نيز قابل قبول نيست وخلاصه اينكه دفاع مشروع نبوده و اگر قتل را قتل عمد هم ندانيم شايد از موارد لوث باشد ودرهرحال ، ازاين جهت با نظر شعبه ديوان موافقم كه مورد از موارد دفاع مشروط نيست ولو اينكه قتل عمد هم نباشد0

رئيس  جناب آقاي عامري
آنچه كه از مندرجات اين گزارش استفاده مي شود گرچه شهادت شهود واظهارات طرفين قضيه يكنواخت نيست اما اين طور استنباط مي شود كه شروع كننده نزاع ظاهرا" مقتول بوده كه اول هم آمده متعرض عيال متهم شده و حالا حرفي هم زده ، فحشي هم داده ياخير،رفته دوباره برگشته ظاهرا" داخل خانه شده ودرگير شده و درگيري ازخانه به بيرون كشيده شده ، واقعيت درست مشخص نيست ولي مسلم است كه مقتول مجروح شده و گواهي پزشكي دارد و متهم نيزبه سينه اش بريدگي وجود دارد و مجروح شده و شخص ثالثي نبوده كه بگوئيم از ناحيه شخص ثالث متهم مجروح شده پس مجروح شده و چاقو هم داشته اين هم در صدد دفاع برآمده ، دفاع يعني دفع كردن اين شخص مهاجم واين شخص كه ابتدا آمده ونزاع را او ظاهرا" شروع كرده او را مي خواسته دفع بكند و چوب را برداشته و خلاصه زده به سر او چون غير از اين شخص كس ديگري نبوده اينجا ظاهرا" بايد مقتول در اثر اصابت ضربه همين قاتل از دنيا رفته باشد ولي به نظر من اين فرد تجاوز از دفع كرده است و جهات الاسهل فالاسهل را مراعات نكرده واينجاظاهرا" بايد ديه بدهد اگر محكوم به ديه شده بود بنظر من خيلي خوب بود گرچه شعبه محترم اظهارنظر نفرمودند كه نوع قتل چيست و نظر من آن است كه اين دفاع بوده ولي دفاع است كه از حد تجاوز كرده وبايد اين جا ديه پرداخت بكنند0

رئيس : جناب آقاي آموزگار
برداشتهاي مختلفي از اين پرونده در ذهن خودشان گرفته اند، علت اين برداشتهاي مختلف ، اختلاف در شهادت شهود واظهارات اوليه و بعدي متهم و در تحقيقات مختلف بوه است ، ظاهرا" متهم همان حرف اول را زده از باب انيكه هنوز به او تعليم نكرده اند آن حرف اول درست بوده گفته من زدم او را متوجه نشدم چه طور زدم با چوب زدم بعدا" خوب حرفهايش را عوض كرده غافل از اينكه اين تعويض سخن در مراحل بعدي بر عليه خودش تمام مي شود اگر از همان اول حرف خودش را صريحا" مي زد و مي گفت اين طور شده پرونده لوث نمي شد يعني الان با توجه به شهادت مختلف افراد و تضارب آنها پرونده يك مقداري ابهام پيدا كرده است 0 اما بنده خارج از اين حواشي از اينكه ادعا شد فرض كنيد كه اين آقا تحت كتك بوده يا اينكه ادعا شده آمد در منزل ما با چاقو زد يا اينكه ادعا شده از اشرار بوده و امثال اينها كه غالبا" در پرونده هاي قتل اين مسائل ادعا مي شود مافعلا" به اين حواشي كار نداريم ما مي رويم روي اصل متيقن پرونده آنچه متيقن در اين پرونده هست كه مسلم پيش همه است وجود درگيري بين قاتل و متقول است ، اين مسلم است كه مقتول با قاتل درگير شده است و شكي در آن نيست واستظهار مي شود اينجا كه متقول اول متعرض شده يعني آمده در خانه ، از مجموع شهادت واظهارات همسر متهم و غيره اين مقدار استفاده مي شود كه حدافق مقتول اول آمده فحش داده بعد گفته كه ديگر جريان خيلي روشن نيست واينكه نزاع در داخل منزل بود اين احتمال موجود است اما متيقن نيست يقين ندارد به اين مساله با توجه به تضارب شهودمخصوصا" آن همسايه ايشان كه گفت من ديدم آوردش دربيرون واو رامي كشيد و زد برسرش وافرادديگري 000 ما اگر آن قدر متيقن را بگيريم كه بگوئيم بالاخره فرض كنيدكه اين آقاي مقتول به داخل منزل قاتل هم نرفته ودر بيرون كوچه درگيرشداند آنچه مسلم است ، در جيب اين آقاي متقول چاقوبوده ودر اول گزارش هم اين طور آمده است 0 درگزارش و صورتمجلس مامورين انتظامي و مسئول بخش اورژانس بيمارستان (اوراق 2و3پرونده )به پيدا شدن چاقو اشاره اي نشده است ، مي خواهم عرض كنم اين عدم الوجدان هست كه لايدل علي عدم الوجود بالاخره وقتي كه پاسگاه مي گويد آقا من چاقو را پيدا كردم و در پاسگاه موجود است ، بقيه به عهده مقامات قضائي است كه اين چاقو را مطالبه مي كردند و استناد مي كردند به گزارش نيروي انتظامي كه حجت است به عنوان ضابط قوه قضائيه مگر خلاف آن ثابت بشود و بر طبق قانون حجيت دارد0
اينها مي گويند چاقو در جيب مقتول پيدا شده و در پاسگاه موجود است اين يك امر ومويد اين مساله گواهي پزشكي قانوني است كه مي گويد قاتل در قسمت راست قفسه سينه او به اندازه يك سانتي متر جراحت با جسم برنده دارد پس اين دو قرينه واين دو مطلب با هم نشان مي دهند با توجه به اينكه اول منقول رفته درب خانه قاتل نشان مي دهد كه اين آقا مهاجم بوده و با چاقو هم حمله كرده است به آن آقا، آن آقاچوب گرفته دستش چاقو نبود چوب پيدا كرده دم در حالا يا داخل خانه بود يا بيرون منزل در مقام دفاع از ناموس خودش و جان خودش كه چاقو ديده چوب را بلند كرده زده به او آنچه كه مسلم است زده به اين آقا خودش هم اقرار دارد انكارات بعديش بيخود و بي اثر است اگر همانطور اصرار مي كرد به حرف اولش كه من دفاع كردم ، دفاع مشروع و صحيح بود چون كسي كه چاقوي برنده دارد با يك اشاره ممكن است به قلب انسان بزندوانسان رااز پادربياورد انسان اگر چوب بگيرد به سراو بزند اين دفاع مشروع تلقي مي شوددر عرف جامعه 0
بنابراين معتقدم كه نظر به اينكه متقين از قضيه ، درگيري شده و چاقو هم نزد مقتول پيداشده و قاتل هم بواسطه مقتول ومجروح شده اين مسلم است و مقتول هم بوسيله قاتل با چوب زده شده حسب اقرار اوليه خودش اين مسائل مسلم است و بنابراين دفاع ، دفاع مشروع است و شعبه محترم 20 ديوان عالي كشور هم در رد حكم دادگاه يك استدلال موجهي نكرده فقط گفته دفاع مشروع نيست ودر مقام رد استدلال نكرده است كه چرا دفاع مشروع نيست ، اگر آمدم خودش را در ميزان قرار دهد اگر يك كسي امروز در خيابان ، در منزل با چاقوبه ما حمله كرد و ما هيچ چيز نداشته باشيم تصادفا" فرض كنيد مثلا" در جيبمان ازآن كليدهاي سابق و قديمي در خانه بود در آورديم و زديم بر سرش خوب مي ميرد بالاخره آهن است دفاع مشروع تلقي مي شود، پس چگونه بايد دفاع كنند پليس كه آن ساعت به دادانسان نمي رسد،بلكه آنها اگر هم باشندبه عنوان متفرج تماشاچي هستند من ديدم در بعضي حوادث پليس ومامورين انتظامي مي بينند دارد درگيري مي شود اصلا" هيچ كاري ندارند، جلونمي روند بنابراين دفاع ، دفاع مشروع است و شعبه ديوان هم استدلال متيني در در شعب دادگاه نكرده است معتقدم راي شعبه دادگاه صحيح است 0

رئيس : جناب آقاي عروجي
در بدو امر بايد عرض كنم كه شعبه محترم ديوان عالي كشور كشته شدن محمد توسط متهم را قبول دارد و ظاهرا" مجروح شدن متهم توسط مقتول را هم قبول داشته باشند يعني چيزي را كه به عنوان دليل بر رد اين قضيه باشد اظهار نكرده اند، در نتيجه يك نحوه درگيري بين متهم و مقتول را خود شعبه محترم ديوان عالي كشورهم قبول دارد0 يعني اگر بنا باشد كه ما قتل مقتول را توسط متهم قطعي بدانيم ولي از آن طرف هيچگونه انگيزه و هدف در اقدام متهم به زدن چوب يا وسيله اي ديگر بر سر مقتول نداشته باشيم براين مدعا هيچگونه دليل از شهادت شهود وديگران مادرپروندامرنمي بينيم در نتيجه بنظر بنده اين قضيه از نظر شعبه محترم ديوان عالي كشور هم قطعي است كه يك نحوه درگيري بين متهم و مقتول بوده و مجروح شدن متهم هم نشانه اين درگيري واين نزاع بين اين دوتاست اين كه شعبه محترم اظهارات بعدي متهم را رد كرده اند و اظهارات اوليه ايشان را گرفته اند و اين حرف را با انكار بعدش وجه جمعي بين ايندو تا نديده اند و گفته اند پس ، از باب دفاع هم نبوده بنظر بنده جاي تامل و دقت است عنايت دارند كه معمولا" متهمين در بدو امر و قبل از اينكه آموزش ببينند از رهگذر زندان رفتن يا از رهگذر وكيل و ديگران آموزش ببينند آنچه كه واقعيت دارد در بدو امر مامي توانيم از زبان اينها بشنويم ، بنظر بنده حرفهاي نخستين متهم هيچ جاي شك و ترديد و قابل انكار بودن ندارداجازه بفرمائيد متن حرفهاي نخستين متهم را بنابرآنچه كه در اين گزارش آمده است بنده بخوانم 0
مي گويد كه : بلافاصله از متهم بازجوئي شد واظهار داشت سه ماه قبل درگيري مختصري با محمد داشته از آن پس او قصد درگيري شديد با من داشته علت اين حرف را هم ما از زبان ديگران هم مي توانيم بشنويم در شهادت بعضي از شهود دارد كه اين آقاي متهم هم همان جا خانه داشته يعني متهم و مقتول هر دو در يك محله شايد در يك كوچه سكونت داشته و اينكه اگر سه ماه قبل درگيري داشته بعد از2 ماه هم مدام در تعقيب قضيه بوده اينها نشانگر اين هست كه بايد اين مقتول در مسيري باشد كه بتواند متهم را مدام تعقيب بكند و اين حكايت از هم محل بودن و هم كوچه بودن دارد كه در شهادت بعضي از شهود هم مطرح است بله سه ماه قبل او قصد درگيري شديد با من داشت كه خود را دور مي كردم تا اينكه امروز ساعت 4بعدازظهر وقتي كه مقابل منزلم ايستاده بودم همسرم ودو فرزندم نزديك من بودند با گفتن ناسزا گذر نمود قصد تعقيب او را داشتم مادرم مانع شد بعد از چند لحظه مجددا" برگشت من در حال داخل شدن به منزلم بودم كه مرا با چاقو تعقيب وقصد وارد شدن به داخل منزل داشت او حالت مستي داشت با چاقو مرا از ناحيه سينه مجروح كرد من هم براي جلو كيري از ضرب و جرح بيشتر چوب برداشتم و متوجه نشدم چگونه و به كجاي بدن او اصابت كرد در حين درگيري به زمين افتاد كه او رابه بيمارستان رساندم 0
عرض بنده اين است كه بين اين دو نفر(مقتول ومتهم )درگيري قطعي و مسلم است واز اينكه مقتول به در خانه متهم آمده باشد بنابر مجموع قرائن اين هم بنظر جاي ترديد نمي آيد از اينكه مقتول قصد ايجاد درگيري ونزاع با متهم داشته باشد اين هم دور از واقعيت بنظر نمي رسد همان متلك گفتن و درگيري سه ماه قبلش و بعضي از قرائن ديگر از جمله اظهارات يك عده از شهود هم كه مي گويددرخانه متهم رفته بوده اينها همه حكايت از اين دارد كه مقتول به درخانه متهم آمده وقصد درگيري هم داشته است و حرفهاي متهم در وهله اول را بنده منطبق با واقعيت مي بينم كه اين هم چوب را برداشته به سر مقتول زده است اگرچه هيچ گونه نشانه اي از بودن چوب در كوچه نيست و ما از زبان هيچكس نشنيديم يعني هيچكدام از شهود نگفته اندكه اين چوب كجا بوده ، نه نيروي انتظامي تحقيق كرده ببيند اين آلت قتاله اي كه دست متهم بوده اين چه شده آيا كسي بلند كرده ازصحنه بيرون برده آيا شكسته وخرد شده واز بين رفته آيا خود متهم يا اعضاي خانواده اش اين چوب را رد كرده اند كه دست مامورين ومسوولين قضائي نيفتد هيچگونه مطالب و تحقيقي در رابطه با اين قضيه ما نمي بينيم ولي حرف اول متهم دليل است بر اينكه چوب دستش بوده وبر سراو زده اما از اينكه ما اين درگيري و اين چوب زدن را بدون مقدماتش لحاظ كنيم و اين را از باب دفاع مشروع نگيريم پس اسمش را چه بگذاريم ؟ آيا متهم بر مقتول ابتدائا" حمله كرده " آيا متهم بر مقتول ابتدائا" دست انداخته ؟ آيا متهم اول چوب دست گرفته بر سر مقتول بزن هيچكس اين حرف را ابتدائا" نزده است ، از مجموع قرائن بر مي آيد كه متهم در مقام دفاع از خود بوده ودر خانه اش هم مورد ضرب وجرح با چاقوي مقتول قرار گرفته است لذا از نظر بنده دفاعش لاريب فيه است اما اگر دفاع از حد مشروع و قانوني اش بيرون است آن بحث ديگري است ولي در اين قسمتش بنده نظريه محاكم را تاييد مي كنم و با نظريه شبعه محترم ديوان عالي كشور موافق نيستم 0

رئيس : جناب آقاي رازي زاده
صحبت هائي كه تاك نون شده من بعضي از آنها را تاييد مي كنم و سعي مي كنم خ يلي مخصتر وب طور فشرده مطالبي را عرض كنم 0
اگر چاقو زدن در منزل قاتل (متهم ) واقع شده باشد يقينا" دفاع محسوب مي گردد0 البته با صرف نظر از تعدي و عدم تعدي دردفاع 0 يعني با ملاحظه اينكه مقتول با چاقو وارد منزل قاتل گشته پس دراين فرض دفاع صدق مي نمايد و ترديدي در آن نيست همچنان كه اگر متهم مقتول را هنگامي كه در حال دور شدن و فرار زده باشند از باب دفاع محسوب نمي گردد0
اما روشن نيست ، نه از شهادتها مي توان كشف كرد و نه اظهارات متهم و مطلعين و گواهان به گونه اي است كه بتوان احراز كرددر چه حالي چاقو زده است از سوئي هم مسلما" مقتول بدون اجازه واردخانه متهم شده ومقتول نيز با چوب به قتل رسيده است 0 اگرچنانچه دفاع مشكوك باشد يا اينكه برخي مقدمات آن محرز گشته در اينگونه موارد نمي توان حكم به قصاص كرد0 كدام قاضي در اينگونه موارد با شرائط اين پرونده بصورت جزم و قطع مي تواند حكم به قصاص صادرنمايد؟ و بعبارت ديگر در اينجا دفاع موضوعش موجود است اما حدودش مشكوك ، بنابراين قصاص منتفي است 0
سزاوار بود شعبه ديوان عالي كشور لااقل در رابطه بادفاع توضيح مي داد و بگونه اي قاضي را راهنمائي مي كرد تا قاضي بعدي تصميم درستي اتخاذ نمايد0 به هر حال در تحريرالوسيله جلداول صفلحه 488 مساله 8 در كتاب دفاع مساله اي كه فتاوي فقها ديگر نيز مطابق آن مي باشد: لوتعدي عماهوالكافي في الدفع بنظره و واقعا" فهوضامن علي الاحوط0 يعني اگر در هنگام دفاع تعدي نمايد واز مقدار لازم و مورد نياز تجاوز كند او ضامن است 0
اگر در مورد پرونده متهم براي دور كردن مقتول طبق مراتب نهي ازمنكر يا مراتب دفاع از اول با تهديد و ترساندن و سپس با چاقو زدن به دست يا پا يا جائي كه نوعا" كشنده نيست مي توانست به اين هدف نائل آيد و در اين صورت مساله اي پيش نمي آمد و قتلي چه بسا رخ نمي داد0 ولي هنگام دعوي ونزاع نمي شودنرخ تعيين كردكه تو فقط به اينجا بزن و به جاي ديگر مثلا" نزن 0
در نتيجه من معتقدم مقتضاي جمع بين همه حقوق واحتياط در باب دماء اين است كه بگوئيم اگر راي دادگاهها كه حكم به برائت داده اند مقصود برائت از قصاص باشد برائت از قصاص صحيح است چون قصاص منتفي است و اين امر منافاتي با ترتب ديه ندارد به جهت تعدي در دفاع و اما اگر چنانچه مقصود از برائت ، برايت مطلب حتي نسبت به ديه باشد اين امر صحيح نيست بلكه بجهت مذكور ديه يك مرد مسلمان بايد پرداخت گردد0 والسلام 

رئيس : جناب آقاي افشاري
من يك نكته كه نوعا" در ماده 61 مطرح مي شود عرض مي كنم و آن اينكه مساله دفاع مشروع يك مساله است ، مساله قابل تعقيب ومجازات بودن يك مساله است 0 همان طور كه دوستان اشاره كردند ما قرائن متعدد در پرونده داريم كه مسلما" در مقام دفاع از خودش حتي زنش كه مورد متلك گفتن مقتول واقع شده واينها در مقام دفاع بوده منتها آيا آن شرايطي را هم كه قابل تعقيب نباشدرعايت كرده يانه ؟ از بند يك ماده 61 برمي آيد كه اين رعايت نشده همانطور كه جناب آقاي نيري فرمودندمي توانست مثلا" اين چوب را نهايت به پايش بزند به جائي بزند كه به هر حال كشته نشود به هر حال با آن مساله اي هم كه جناب آقاي رازي زاده اشاره فرمودند مسلما" دفاع بوده منتها جهات را رعايت نكرده ، پس ضامن ديه است ونتيجتا" راي دادگاه مورد تاييد است مشروط بر اينكه متهم ديه را بپردازد0

رئيس : جناب آقاي سيدعبدالله رضائي
بنده بر خلاف آنچه كه بعضي از دوستان وهمكاران عزيرفرمودند هم دفاع را مسلم مي دانم و  هم تناسب دفاع را محرزمي دانم ومعتقدم كه راي دادگاههاي تالي بطور كلي صحيح و وفق موازين صدور يافته به اين دليل : آنچه مسلم است اينكه مقتول به قاتل هجمه برده وبه ناموس او هم اهانت كرده و اگر غير از اين باشد انگيزه اي براي قتل اونمي توانيد پيدا كنيد به چه حساب قاتل ، مقتول را كشت به چه دليل وانگيزه اي در كار بوده ؟ بي جهت كسي ، كسي را نخواهد كشت اين موضوع مسلم است كه سوابق شرارتي كه مقتول داشته ومزاحمت هاي پي درپي نسبت به قاتل اين جريان پيش آمده 0 موضوع قتل مسلم ، موضوع دفاع هم مسلم 0 اما راجع به تناسب ومشروعيت بنده قدري توضيح مي دهم :
هجمه و حمله قاتل مسلم است چندين نفر مي گويندمقتول واردخانه قاتل شد و اين موضوع را شهادت مي دهند و بعد هم چاقو به قاتل مي زند، آيا چاقوي قاتل را مي توانيد انكار بكنيد بحثي نيست كه مسلم قاتل چاقو خورده و نظريه پزشكي قانوني حاكي از اين واقعيت و حقيقت است پس قاتل چاقو خورده كسي كه چاقو مي خورد و دربرابرش مهاجم مسلح را مي بيند دست و پايش را گم مي كند متوسل به چوبي مي شود كه ديگر نمي فهمد كه چه كار كند تا كشته نشود والا مهاجمي كه مسلح است او را مي كشد مجبور است از نظر وجداني از هر نظر از خودش دفاع كند چوب را برمي دارد و براي دفاع از خود توي سرش مي زند و پزشك قانوني هم مي گويد علت مرگ و قتل خونريزي مغزي است كه در اثر ضربه چوب به قتل رسيده 0
شعبه ديوان عالي كشور به موضوعي اشاره مي كند ومي گويد كه تضاد در حرف قاتل وجود دارد اول مي گويد با چوب زدم بعد اصلا" منكر مي شود كه يعني من نزدم و اين تضاد باعث مي شودكه آن اقرار اوليه اش از بين برود كه مي گويد به من حمله كرد من عرض مي كنم اين آقابعد از آني كه شخص را كشته براي اينكه او را قاتل معرفي نكنند منكر شده والا هجمه را انكار نمي كند مي گويد من نزدم من نفهميدم خودش به دروديوار خورد و تلوتلوخورد، به اين جهت مي خواهد بگويدكه مرده اما آمدن به خانه اش را هيچ انكار ندارد بعد از اينكه اين را هم نمي تواند بگويدمنكر است و آمدن به خانه مسلم است چاقو هم دارد، ضربه هم زده ، طرف هم با چوب زده واو را كشته ، مسلم اين قتل ، قتل مشروع ومتناسب است كه قاتل در اينگونه موارد نبايد به پرداخت ديه يا قصاص محكوم كرد0

رئيس : جناب آقاي فرهي
اگر يك متهمي منكر يك عملي است مي گويد من اصلا" نزدم و آن وقت ما بگوئيم دفاع كرده ؟ دفاع زماني محقق است كه بگويد زدم و حق داشتم بزنم به اين دليل 0 بعلاوه اينكه بفرض قبول دفاع تناسب بين دفاع و حمله احتمالي وجود ندارد،بعلاوه اينكه حرفهاي مدعي دفاع مشروع متفاوت است يك جا مي گويد متهم خوابيده بودبعدازيك ربع آمد، يك جا مي گويد دم در بود، يك جا مي گويد به عيالش متلك گفت حرفهاي متفاوتي مي زنند اما اساس عرض بنده و حكم ما اين است كه وقتي يك متهمي منكر زدن است ماچطور بگوئيم كه دفاع مشروع كرده اصلا" اين عمل متهم ازمصاديق دفاع مشروع نيست زماني مي تواند دفاع مشروع تلقي شود كه شرايط مندرج در ماده 61قانون مجازات اسلامي جمع باشدولاغير0

رئيس : مذاكرات كافي است ، جناب آقاي اديب رضوي نظريه جناب آقاي دادستان محترم كل كشور را قرائت فرمايند0
نظر به گزارش اوليه نيروي انتظامي شهرستان قم كه جريان درگيري ونزاع بين ميرسعادت و مقتول و در نتيجه فوت نامبرده به دادگاه عمومي اعلام داشته است و با توجه به شكايت اولياءدم وهمسر مقتول و اقارير متهم در بازجوئي اوليه كه حاكي از اين است كه از 3 ماه قبل با مقتول درگيري داشته در روز حادثه مقتول با چاقو او را مجروح كرده او هم با چوب مقتول را زده كه پس ازرسيدن به بيمارستان فوت نموده است واينكه پزشك پس از معاينه جسد اظهارنظركرده پارگي عميق بطول 5سانت از جلو به عقب آهيانه سمت چپ مقتول مشاهده شده علت مرگ را شكستگي جمجمه و خونريزي مغزي تشخيص داده باتوجه به اظهارات شهود قضيه واظهارات متهم كه مدعي شده چون مقتول باچاقو او را مجروح كرده در مقام دفاع او را چوب زده است شبهه دفاع مشروع مطرح مي باشد لكن چون دفاع غيرمتناسب بنظر مي رسد بنابراين متهم ضامن ديه خواهد بود و از اين جهت قابل تعقيب و مجازات مي باشد0

رئيس : آقايان در اوراق راي آراء خودرا مرقوم فرمايند0

رئيس : اعضاء محترم حاضردر جلسه 26 نفر، اكثريت 19نفرراي شعبه دوم دادگاه عمومي قم را تاييد كرده اند، اقليت 7 نفر راي شعبه بيستم ديوان عال كشور را پذيرفته اند0

مرجع : كتاب مذاكرات وآراء هيات عمومي ديوان عالي كشور
سال 1376 ، دفترمطالعات وتحقيقات ديوان عالي كشور، چاپ اول
تهران 1378 ، چاپ روزنامه رسمي كشور
صفحه 173 تا 190

بررسي ماده در رويه قضايي


هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده