راي شعبه 30 ديوان عالي كشور خلاصه جريان پرونده : خانم الف در تاريخ 28/2/72 دادخوساتي به خواسته طلاق به طرفيت آقاي ب تقديم دادگاه مدني خاص تهران نموده و به شعبه 103دادگاه مدني خاص تهران ارجاع گرديده و توضيح داده كه مدت 24 سال است با خوانه ازدواج نموده داراي سه فرزند مي باشد و خوانده در سال 66با دختر بزرگ خود به سوئد رفته ودر سال 69 من وهسمر و دو دخترمان به كشور سوئد رفتيم وشوهر كه شيفته آزادي كشور سوئد شد حاضر به بازگشت به وطن اسلامي نشد و مدت سه سال است مرا كه زني جوان هستم با دو دخترم بلاتكليف گذاشته و خرجي نداده و خقوق بازنشستگي را هم نمي دهد و از دادگاه تقاضاي طلاق كرده است در تاريخ 10/7/72 پرونده را با حضور خواهان و آقاي ب وكيل خوانده رسيدگي نمود خواهان اظهار داشت سه سال است شوهرم با ترك خانه و زندگي مرا رها كرده و خود در كشور سوئد مي باشد به علت عسر وحرج تقاضاي طلاق دارم آقاي 000 وكيل خوانده اظهرا داشت عرايض من به شرحي است كه برادرم به شرح لايحه خود معروض داشته است و برادرم موافق به طلاق است كه طبق مقررات و قانون عمل شود دادگاه قرار ارجاع امر به داوري را صادر مي نمايدداوران موفق به سازش نشدند داور زوج نوشته است زوجين از منسوبين من مي باشند و آشنائي كامل دارد و براي زوجه خرجي نمي دهد و نوشته است زوجه حدود دو ماه و نيم با شوهرش در سوئد اقامت كرد ولي به علت فاسد و فرهنگ زندگي زوجه به اتفاق بچه ها مراجعت نمود و تقاضاي حضانت بچه ها و حقوق آنها را دارد و حاضر به بذل مهريه و نفقه خود نيزبراي طلاق خلع مي باشد ونصايح مه هيچگونه اثري براي ادامه زندگي نداشته است دادگاه در تاريخ 4/10/72 پرونده را با حبضور خواهان و وكيل خوانده رسيدگي نمود خواهان خواسته اش را تكرار كرد و تقاضاي حضانت دو فرزندخود را نموده است آقاي 000 اهظار داشت در مرحله اول وظيفه داوران سازش و رفع كدورت بين زوجين بود داور زوجه اصلا" بامن تماس نگرفته و عرض من اين است كه باعث ترك وطن از طرف برادرم خانواده زوجه بوده است و زوجه به اتفاق زوج به سوئد رفته و پس از مدتي اقامت زوجه با ترك سوئد و عدم تكين به ايران بازگشت لذا دليلي براي طلاق وجود ندارد زوجه اظهرا كردن من با شوهرم به سوئد رفتم دوماه و بيست روز در آنجا بودم محيط آنجا را براي فرزندان دخترمساعد نديدم و با موافقت شوهرم به ايران برگشتم شوهرم گفت من برنمي گردم دادگاه اقدام به صدور راي مي نمايد و به استناد ماده 1130 قانون مدني عسر وحرج را محرز دانسته و گواهي عدم امكان سازش صادر مي نمايدو مي نويسد مهريه به قوت خود باقي است و حضانت فرزند به مادر واگذار گرديد پس از ابلاغ دادنامه آقاي 000 وكالت ازآقاي ب از راي صادره تقاضاي تجدينظر مي نمايد و در مورد حضانت فرزندان مطالبي نوشتهاست و نوشته است كه تعجب است چگونه دادگاه به اجرا و عسر وحرج حكم صادر نموده است و به عرايضي كه در جلسه دادگاه به استحضار رسيد، توجهي نكرد و عمل تجديدنظر خوانده كه در عسرو حرج مي باشد شاختگي است بلكه عدم تمكين است و مطالب ديگري نيز مي نويسد پس از انجام تبادل لايحه پرونده به ديوان عالي كشور ارسال و به ا ين شعبه ارجاع مي شود0 بسمه تعالي به دادنامه تجديدنظر خواسته در مورد مهريه كه دادگاه در متن حكم نوشته است مهريه به قوت خود باقي است ايراد وارد است زيرا زوجه در جلسه مورخه 4/10/72 در دادگاه اظهار دشاته است كه مهريه را هم نمي خواهم و داور زوج كه به گفته خود از منسوبين زوجين مي باشد آقاي ج ضمن اعلام نتيجه داوري برگ 37 پرونده نوشته است كه زوجه حاضر به بذل مهريه ونفقه خود براي طلاق خلع مي باشدودادنامه كه بدون توجه به مراتب فوق اصرار يافته است نقض مي شود و مقرر مي دارد پرونده براي رسيدگي به يكي ديگر از شعب دادگاههاي مدني خاص تهران ارسال مي گردد0 مرجع : كتاب قانون مدني درآئينه آراء ديوان عالي كشور حقوق خانواده تاليف يداله بازگير ، جلددوم ،انتشارات فردوسي ،چاپ گيتي / 78 چاپ اول 166
هيچ موضوعي مرتبط با اين ماده ثبت نشده
آدرس : تهران خیابان فاطمی روبه روی سازمان آب پلاک 207
تماس اضطراري : ۰۹۱۲۲۰۹۱۵۷۵
پست الکترونیک : info (At) Dadfaran (dat) com